درحال بارگذاری ...



جدید ترین مطالب اختصاصی زنان و زایمان

vaginal-delivery-or-cesarean-section-in-patients-with-thrombocytopenic-isoamine-1200x1200.jpg
23/سپتامبر/2018

زایمان واژینال یا سزارین در بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ایزوایمون

پورپورا ترومبوسیتوپنی ایدیوپاتیک یا ایزوایمون یک اختلال اتوایمون هست که با تخریب پلاکت ها به واسطه آنتی بادی در سیستم رتیکولواندوتلیال مشخص می شود.

ITP حاد معمولاً خود به خود محدود شونده است و بیشتر در بچه ها اتفاق می افتد و در بیشتر مواقع به دنبال یک بیماری ویرال است.

فرم مزمن در زنان نسبت به مردان شایع تر است و شدت  شیوع سنی آن در دهه سوم زندگی است. ITP هر 2-1 مورد در هر هزار بارداری را درگیر می کنند.

 

پاتوفیزیولوژی

آنتی بادی ایجاد شده معمولاً از نوع IgG هستند و بر علیه گلیکو پروتئین های اختصاصی غشاء پلاکتی عمل می کند. کمپلکس آنتی ژن آنتی بادی توسط سیستم رتیکولواندوتلیال به خصوص طحال برداشته شده منجر به کاهش پلاکت های در گردش می شود.

مهار تولید پلاکت از مکاکاریوسیت ها نیز جزئی از بیماری است. وقتی میزان تخریب پلاکتی بیشتر از تولید پلاکت باشد منجر به ترومبوسیتوپنی نمی شود.

 

زایمان واژینال یا سزارین در بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ایزوایمون
زایمان واژینال یا سزارین در بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ایزوایمون

 

از آن جا که شمارش پلاکتی در گزارشات شمارش گلبول های خونی که در بارداری روتین است ذکر می شود و به علت این که طی بارداری چرخه گردشی پلاکت (turnover) افزایش می یابد بنابراین انسیدانس ترومبوسیتوپنی در بارداری افزایش می یابد.

بسیاری از موارد با ترومبوسیتوپنی خفیف که در اواخر بارداری مشخص هستنند ممکن است با ITP اشتباه شوند و در حالی که ترومبوسیتوپنی بارداری هستند.

در این اختلال خفیف بیشتر c3 کمپلمان فعال شده به پلاکت باند می شود تا آنتی بادی در این اختلال شمارش پلاکتی معمولاً بالای 70 هزار باقی می ماند و طی 2-1 هفته بعد از زایمان طبیعی می شود.

اغلب بیماران بدون سابقه قلبی ترومبوسیتوپنی  هستند و بدون علامت هستند. مگر اینکه در بارداری قبل دچار ترومبوسیتوپنی شده باشند.

خطر عود ترومبوسیتوپنی بارداری ناشناخته است و خطر آن برای ترومبوسیتوپنی نوزادی قابل چشم پوشی است. در حالی که تعداد زیادی از زنان با ITP سابقه علائمی مثل کبود شدگی، پتشی – اپی ستاکسی و خونریزی لثه دارند اما بعضی بدون علامت هستند.

خونریزی مادری که به ندرت اتفاق می افتد مگر اینکه پلاکت زیر 20 هزار برسد. به نظر نمی رسد بارداری روی انسیدانس آن و یا شدت آن تأثیری داشته باشد.

به هر حال ITP ممکن است اثر عمیق روی بارداری به صورت ترومبوسیتوپنی شدید که ممکن است فرد را در خطر خونریزی هم در قبل از زایمان و هم بعد از زایمان قرار دهد.

ITP ممکن است همچنین روی نوزاد اثر داشته باشد و نوزاد را در معرض خطر برای پیامدهای بد مثل خونریزی داخل مغزی و عوارض بد عصبی طولانی مدت قرار دهد.

آنتی بادی های ضد پلاکتی مادری که از نوع IGg هستند می توانند از جفت عبور کنند و به پلاکت های جنینی باند شوند و باعث القاء تخریب پلاکتی نوزاد شوند که نتیجه آن ترومبوسیتوپنی گذاری نوزادی است.

 

 

تقریباً 10% نوزادان احتمال دارد که پلاکت زیر 50 هزار داشته باشند و کمتر از 5% خطر این را دارند که پلاکت زیر 20هزار باشد شمارش پلاکت نوزادان کمتر از 50 هزار در میکرولیتر می تواند منجر به خونریزی های خفیف مثل ایکیموز – پورپورا و ملنا شود.

ندرتاً ترومبوسیتوپنی جنینی همراه با ITP می تواند منجر به خونریزی داخل مغزی بدون ارتباط با روش زایمان شود. عوارض خونریزی های شدید به نظر می رسد که کمتر از 3% باشد و میزان خونریزی داخلی مغزی تصور می شود کمتر از 1% باشد که بیشتر از خطر آن در نوزادان متولد شده از زنان بدون ITP است.

انسیدانس واقعی ترومبوسیتوپنی نوزادان و خونریزی مشخص نیست؛ چرا که مطالعه قوی در این زمینه وجود ندارد. ارتباط بین پلاکت مادر و جنین ضعیف است و متد غیرتهاجمی برای کشف و بررسی نوزادان در معرض خطر در حال حاضر وجود ندارد.

تصور می شود که در زنان با سابقه اسپلنکتومی پلاکت کمتر از میکرولیتر 50.000 در طی بارداری و سابقه یک نوزاد قبلی با ترومبوسیتوپنی خطر افزایش یافته ای برای ترومبوسیتوپنی جنین یا نوزادان دارند.

آنتی بادی های در جریان خون نیز خطر ترومبوسیتوپنی در جنین و نوزاد را افزایش می دهند. تجویز استروئید به مادران یا تجویز گاماگلوبین اثر درمانی قابل توجهی روی پلاکت جنینی ندارند.

 

تشخیص

ITP یک تشخیص است که با رد سایر علل مشخص می شود چرا که تست تشخیص مخصوص یا سمپتوم یا علامت پاتوگنومونیک برای این اختلال وجود ندارد. بررسی آن بارد سایر علل کاهش پلاکت در بارداری مثل:

1- سندرم HELLP

2- واکنش دارویی

3- اشتباه آزمایشگاه

4-لوپوس

5- سندرم آنتی فسفولیپید آنتی بادی مثل اختلالات لنفوپرولیفراتیو

6- عفونت HIV

7- هیپراسپلنیسم

8- انعقاد عروقی منتشر TTP

9- سندرم اورمیک همولتیک

10- ترومبوسیتوپنی مادرزادی

11- ترومبوسیتوپنی بارداری

 

کرایتریاهای تشخیص شامل:

1- شمارش گلبول قرمز نرمال به استثنای ترومبوسیتوپنی پابرجا با شمارش پلاکت کمتر از micro 100.000

2- اسمیر خون محیطی نشانه کاهش تعداد پلاکت ها یا وجود پلاکت های بزرگ باشد.

3- تست های انعقادی نرمال

4- عدم وجود اسپلنومگالی

5- عدم حضور سایر علل ترومبوسیتوپنی

6- آنتی بادی ضد پلاکت ممکن است قابل کشف باشد یا نباشد.

7- اسپیراسیون مغز استخوان (برای تشخیص ضروری نیست) نشان دهنده تعداد نرمال یا افزایش یافته شمارش مگاکاریوسیت هاست.

 

 

درمان قبل از زایمان

زنان باردار با سابقه ITP نیاز به ارزیابی سریال شمارش های پلاکتی دارند. چرا که این شمارش ها طی بارداری تغییرات بسیاری دارد.

در سه ماهه اول و دوم ماهانه چک شود. در سه ماهه سوم ابتدا هر دو هفته و سپس هر هفته تا زمان ترم چک شود. مشاوره با پزشکی که تجربه درمان ITP دارد پیشنهاد می شود.

زنان باردار با ITP و ترومبوسیتوپنی باید تشویق شوند که فعالیت هایشان را محدود کنند و از تروما و ضربه اجتناب کنند و از تمام مواردی  که روی پلاکت ها تأثیر گذار است مثل الکل، اسپیرین و همه داروهای مهارکننده پلاکت پرهیز نمایند. آنها باید از تزریق عضلانی اجتناب کنند و تب آنها با استامینوفن درمان شود.

هدف از درمان در بیماران باردار با ITP کاهش خطر عوارض خونریزی دهنده همراه با ترومبوسیتوپنی شدید است. علی رغم کاهش تعداد پلاکت ها، ولی عملکرد آنها نرمال است. بنابراین فقط یک شمارش پلاکتی طبیعی در این بیماران ضروری نیست.

توافق عمومی بر این است که تنها در صورتی که واضحاً تعداد پلاکت ها کمتر از 50 هزار تا باشد یا بیمار علامت دار باشه درمان مورد نیاز است.

به هر حال شمارش بالاتر 50 هزار تا ممکن است در زمان زایمان و بی حشی موضعی مورد نیاز باشد. مهم است که توجه داشته باشیم که درمان به خاطر وضعیت مادر اندیکاسیون دارد نه وضعیت جنین.

همان طور که ثابت نشده که این درمان خطر ترومبوسیتوپنی نوزادان و خونریزی بعدی را کم کند. درمان ابتدایی برای ITP دادن پردنیزولون با دوز kg/1mg و یک بار در روز است.

طی 7-3 روز بهبود روند افزایش پلاکت مشاهده می شود. حداکثر پاسخ در طی 3-2 هفته مشخص می شود. در صورت نیاز دوز می تواند افزایش داده شود.

زمانی که شمارش پلاکتی به سطح قابل قبولی رسید، دوز می تواند کاهش داده شود. 20-10% تا زمانی که پایین ترین دوز مورد نیاز برای حفظ پلاکت در سطح قابل قبول به دست آید.

IVIG (ایمونوگلوبین وریدی) ممکن است در بیمارانی که مقاوم به استروئید خوراکی هستند، شمارش پلاکتی کمتر از 10 هزار در میکرولیتر است، یا اگر پلاکت کمتر از 30 هزار در میکرولیتر است ولی بیمار علامت دار یا زایمان طی یک هفته محتمل است شروع شود.

طی 72-6 ساعت بعد از دادن ایمونوگلوبین وریدی پاسخ درمانی دیده می شود. اگر ایمونوگلوبین وریدی قرار است داده شود مشاور با یک پزشک آشنا با این درمان داده می شود.

در بیماران با ادامه مقاومت نسبت به افزایش پلاکت، استروئیدهای تزریقی داخل وریدی با دوز بالا (متیل پردنیزولون داده شود) همراه با ایمونوگلوبین تزریقی داخل وریدی با ازایتوپرین توصیه می شود.

در بالغین غیرباردار سایر روش های درمانی در صورت مقاومت به کورتیکواستروئید شامل ایمونوگلوبین آنتی RH در بیماران RH مثبت و آنتی بادی ضد 2-CD و RItoximab (یک نوع دارو) می باشد.

به هر حال درمانی که بیشتر گفته شده (آنتی RH) می تواند باعث القای همولیز در جنین RH مثبت کند و همین طور تجربه اندکی باریتوکسی مب در بارداری وجود دارد.

چرا که این دارو با لنفوسیتوپنی مقاوم B سل ها تا 6 ماه بعد از تولد در بعضی از شیرخواران که در معرض دارو بوده اند همراه است.

ریتوکسی مب طبق سازمان تجویز دارو و غذای آمریکا در بارداری جز گروه C است. اگر هیچ پاسخی به IVIG داده نشد اسپنلکتومی را باید در نظر داشت.

 

برداشتن طحال مکان اولیه تخریب پلاکتی و تولید آنتی بادی را حذف می کند. در بعضی از بیماران اسپلنکتومی با بهبود کامل ITP  همراه است. اما در آن دسته از بیماران که نسبت به درمان ایمونوگلوبین وریدی پاسخ نداده اند به نظر نمی رسد که کاملاً مؤثر باشد.

در حالی که اسپلنکتومی می تواند به صورت بی خطر در بارداران انجام شود، اما در صورت امکان بهتر است از این عمل طی بارداری به علت دسترسی تکنیکی مشکل و امکان تحریک زایمان زودرس اجتناب شود.

این عمل ممکن است اگر شمارش پلاکت کمتر از 10.000 در میکرولیتر باشد اجبارا انجام شود و همین طور برای بیمارانی که هم به درمان پردنیزولون همراه با ایمونوگلوبین وریدی پاسخ نداده اند.

مهم ترین زمان انجام اسپلنکتومی در سه ماهه دوم است. اگر  انجام آن در سه ماهه سوم ضروری باشد لازم است زایمان با سزارین و به دنبال آن انجام اسپلنکتومی را در نظر قرار داد.

علاوه بر واکسیناسیون بر علیه آنفلوانزا، زنان باردار با یک سابقه اسپلنکتومی باید بر علیه پنوموکوک مننگوکک و هموفیلوس آنفلوانزا واکسینه شوند.

تزریق پلاکت باید تنها به عنوان افزایش موقت پلاکت ها در خونریزی های شدیدی یا کمک به آماده سازی بیمار برای جراحی استفاده شود.

پلاکت های داده شده به مدت طولانی در بدن زنان با ITP زنده نمی مانند. داروهایی که برای درمان ITP در بیماران غیرباردار استفاده می شوند مثل کل شی سین، الکالوتیدی وینکا سیکلوفسفامید، دانازول و سایر عوامل بالقوه تراتوژنیک به علت اینکه می توانند اثرات سوء روی جنین داشته باشند باید اجتناب شوند.

 

زایمان واژینال یا سزارین در بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ایزوایمون
زایمان واژینال یا سزارین در بیماران مبتلا به ترومبوسیتوپنی ایزوایمون

 

درمان طی زایمان

مهم ترین دغدغه بالینی مربوط به ITP این واقعیت است که جنین و نوزاد ممکن است در خطر ایجاد ترومبوسیتوپنی و ایجاد عوارض از خونریزی شدید باشند.

خطر اندک است اما متأسفانه هیچ تستی که دقیقاً مشخص کند کدام جنین در خطر ترومبوسیتوپنی بیشتر است وجود ندارد.

در حال حاضر به دست آوردن شمارش پلاکتی جنین قبل از زایمان لازم نیست. نمونه گیری از بندناف قبل از زایمان (کوردوسنتز) با خطر 2-1% انجام سزارین اورژانسی ثانویه به عوارض ناشی از پروسیجر اولیه همراه است.

نمونه گیری از اسکالپ جنین طی زایمان صحیح نیست و از نظر تکنیکی مورد اختلاف است. زایمان واژینال کنترااندیکه نیست و تصور نمی شود که زایمان با سزارین این بیماران را از عوارض خونریزی جنینی مصون دارد. بنابراین درمان روتین مامائی برای زنان با ITP مناسب است.

ولی استفاده از الکترود در اسکالپ جنین و زایمان با واکیوم باید اجتناب شود. داروهای ضدپلاکتی مثل آنتی انفلاماتورهای غیراستروئیدی (NSAIDS) به این بیماران طی دوره بعد از زایمان نباید داده  شود.

شیر دادن مادر در زنان با سابقه ITP ایمن است. مشاوره با یک متخصص بیهوشی در بیماران ITP توصیه می شود. در زنان با پلاکت از 80 هزار در میکرولیتر که بررسی های انعقادی نرمال دارند انجام بی حسی ناحیه ای (اسیانیال یا اپیدورال) کلاً ایمن است.

خطر اپیدورال هماتوما همراه با بی حسی ناحیه ای در بیماران با شمارش پلاکتی بالای 100 هزار در میکرولیتر و عملکرد پلاکتی نرمال به صورت واضحی پایین است.

تا زمانی که شمارش پلاکتی زیر 50 تا 75 هزار نرسد خطر آن به صورت قابل توجهی تغییر نمی کند. خلاصه ای از مطالعات مشاهده ای انجام شده افزایش خطر عوارض خونریزی دهنده به دنبال بی حسی نوراکسیال با پلاکت بی 100-50 هزار در میکرولیتر را نشان نداده است.

به طورکلی از انجام این فرم از بی حسی در بیمارانی که پلاکت زیر 50 هزار دارند باید اجتناب شود چرا که باور بر این است که خطر هماتوما بیشتر از میزان قابل قبول است.

در نتیجه برای انجام آناستنزی ناحیه ای نوراکسیال شمارش پلاکتی وزنه قابل اهمیت و پرزوری است. تست ترومبوالاستوگرام به طور روتین در دسترس نیست بنابراین نقش محدودی در ارزیابی تشکیل لخته کافی دارد.

در بیماران با شمارش پلاکتی بین 50 هزار تا 100 هزار در میکرولیتر باید مشاوره دقیق بین متخصص زنان و بیهوشی انجام شود و سود و خطر دقیق پروسیجر باید به بیمار گفته شود.

توصیه می شود که این زنان در بیمارستانی زایمان کنند که مراقبت کنندگان از بیمار شامل متخصص زنان – متخصص بیهوشی و متخصص اطفال با ITP آشنا باشند و جایی که عوارض نوزادی و مادر ناشی از ITP به خوبی اداره شود.

شمارش پلاکتی نوزاد باید طی چند روز اول زندگی مانیتور شود چرا که ممکن است ترومبوسیتوپنی بعد از تولد ایجاد شود.

در صورتی که نوزاد با ترومبوسیتوپنی متولد یا بعد از تولد دچار ترومبوسیتوپنی شود سونوگرافی از نوزاد باید انجام شود.

 

نتیجه

به طور خلاصه ITP نسبتاً طی بارداری نادر است و اغلب تشخیصی است که صحت آن بر پایه رد سایر علل است در بیشتر موارد پیامد مادری و جنینی خوب است.

شمارش پلاکتی سریال توصیه می شود. مشاوره با یک پزشک آشنا با مراقبت از این بیماران ضروری است. شمارش پلاکتی که واضحاً کمتر از 50 هزار در میکرولیتر باشد مخصوصاً در موقع زایمان باید درمان شود.

علاوه بر این بیماران علامت دار نیاز به درمان دارند. اولین خط درمان پردنیزون است. در بیماران مقاوم ممکن است به ایمونوگلوبین وریدی نیاز شود.

اسپلنتکومی برای موارد شدید مقاوم به سایر درمان ها انجام می شود. در حالی که حدوداً 10% نوزادان ممکن است ترومبوسیتوپنی نوزادی تشخیص داده شوند خطر خونریزی انیترآکرانیال نوزادی به نظر می رسد کمتر از 1% باشد. زایمان در یک مرکز آشنا با این اختلال و عوارض مادری و نوزادی آن توصیه می شود.

زایمان واژینال گمان نمی رود که بیمار را در خطر افزایش یافته خونریزی داخل مغزی جنینی قرار دهد و ثابت نشده که سزارین محافظت کننده باشد در نتیجه درمان مامایی روتین برای تعداد بسیاری از این بیماران مناسب است.

به هر حال از اتصال الکترواسکالپ جنینی و زایمان با واکیوم باید اجتناب شود. استفاده از داروهایی که روی عملکرد پلاکتی اثر می گذارند مثل NSAID توصیه نمی شوند.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پرخطر


what-are-the-reasons-for-preterm-labor-1200x1200.jpg
23/سپتامبر/2018

دلایل زایمان زودرس چیست ؟ زایمان زودرس همیشه سوالی بوده که دنبال کنندگان سایت دکتر زنان پرسیده اند و توقع داشتند که پاسخ جامع و کاملی برای آن داشته باشیم امروز به مساله زایمان زودرس پرداخته ایم با ماه همراه باشید .

 

یک خانم 34 ساله که سابقه زایمان واژینال خود به خودی در هفته 36 و رشد طبیعی شیر خوار را دارد ، در هفته 30 بارداری در بخش زایمان بستری شده است . از دردهای منظم انقباضی شاکی است که تقریباً هر 10 دقیقه رخ می دهند . حاملگی تاکنون بدون عارضه بوده است . سابقه ای از خونریزی واژینال و پارگی خود به خود پرده ها وجود ندارد . مامایی که از زمان بستری در کنار او بوده است عنوان می کند که انقباضات رحمی 2-1 بار در 10 دقیقه اتفاق می افتد . او گزارش می کند که CTG نشان دهنده یک الگوی طبیعی واکنشی است با تسریع های که به همراه هر انقباض رخ می دهند و نشان دهنده ضربان قلب پایه طبیعی به میزان 150 ضربه در دقیقه با تغییر پذیری خوب است . شما متوجه می شوید که او تب ندارد ، ارتفاع فوندوس رحم با سن حاملگی است ، و جنین قرار طولی و نمایش سفالیک دارد .

 

تشخیص احتمالی کدام است و این موضوع را چگونه ارزیابی و درمان می کنید ؟

خطر اصلی آن است که این بیمار در شرایط زایمان زودرس واقع است . تشخیص درد زایمانی باید از طریق قطعی ساختن انقباضات رحم حداقل یک انقباض هر 10 دقیقه  و وجود پرده های جنینی پاره شده یا تغییرات ثابت شده سرویکال رخ دهد .

یعنی طول تخمینی سرویکس < 1 سانتی متر و  یا گشادی سرویکس > 2 سانتی متر باشد .

تشخیص تهدید به زایمان زودرس در صورتی گذاشته می شود که انقباضات منظم رحمی وجود داشته باشد اما شواهدی از تغییرات سرویکال نداشته باشیم .

مهم است که در صورت امکان ، به دلیل نیاز به درمان در مراحل اولیه زایمان زودرس ، آن را زودهنگام تشخیص داد . درمان قبل از قطعی شدن تشخیص شروع می شود زیرا زمانی که زایمان شروع شده باشد چشم انداز مداخله اندک است .

دلایل زایمان زودرس چیست ؟
دلایل زایمان زودرس چیست ؟

 

 

بنابراین در مورد مشکل این بیمار اخذ شرح حال ، معاینه شکم و معاینه با اسپکولوم و معاینه واژینال جهت ارزیابی سرویکس و جستجوی شواهدی از اتساع سرویکس و پارگی غشاها و اخذ سواب باکتریولوژی مهم است . زیرا عفونت یک علت شایع برای زایمان زودرس است .

همچنین قطعی ساختن سن حاملگی و ارزیابی وضعیت جنین اهمیت دارد . در این بیمار CTG قبلاً انجام شده است علائم بالینی عفونت احتمالی مانند افزایش درجه حرارت بررسی شود .

 

طی معاینه با اسپکولوم و معاینه واژینال شما متوجه می شوید که سرویکس به میزان 2cm گشاد شده است و کمتر از 1cm طول دارد و بیرون زدگی آب پیشین در کیسه آب لمس می شود . شواهدی از خونریزی واژینال وجود ندارد و شما یک سواب از قسمت بالای واژن برای آنالیز باکتریولوژی تهیه می کنید . در این موقع چه ارزیابی و درمان بیشتری را بنا می نهید ؟

این بیمار در تعریف تهدید به زایمان زودرس می گنجد که شایع ترین علت آن نامعلوم است زیرا هیچ محرکی مانند پارگی زودرس کیسه آب و قبل از موعد پرده ها یا خونریزی قبل زایمان یافت نشده است . گرچه عفونت تحت بالینی می تواند یک علت باشد .

وقتی شک به عفونت وجود دارد ، علاوه بر تهیه سواب از قسمت بالای واژن ، نمونه میانی ادرار ، شمارش کامل خون ، شامل شمارش گلبول های سفید و c-reactive protein ممکن است مفید باشند .

درمان مناسب در این هنگام باید شامل تجویز پیشگیرانه استروئید جهت تحریک بلوغ ریه جنین باشد . شواهد ناشی از متاآنالیز بیانگر فواید تجویز استروئید در نوزادانی است که در این سن حاملگی متولد شده اند .

فواید شامل کاهش مرگ و بیماری در نوزادان به علت ابتلا به سندرم دیسترس تنفسی ، خونریزی داخل بطنی و انتروکولیت نکروزان است .

باید خاطر نشان ساخت که پارگی کیسه آب قبل از درد و قبل از موعد و عفونت مشکوک یا درمان شده نباید به عنوان منع مصرف درمان استروئید شمرده شوند زیرا همچنان فواید قابل توجهی را می توان کسب نمود .

 

دلایل زایمان زودرس چیست ؟
دلایل زایمان زودرس چیست ؟

 

استروئیدها را می توان به شکل بتامتازون عضلانی 12 میلی گرم در دو نوبت به فاصله 24 ساعت جویز کرد . دگزامتازون نیز جهت این هدف مصرف می شود .

شواهدی از این امر که هر کدام از این رژیم ها برتر است وجود ندارد . مهم این است که اگر بیمار داروهای القاگر آنزیمی مانند ضد تشنج ها را دریافت کند میزان استروئید را باید دو برابر ساخت .

فواید قطعی این روش بین 24 ساعت تا 7 روز پس از تجویز استروئید است . گرچه فوایدی در صورت شروع زایمان قبل از 24 ساعت یا پس از 7 روز امکان پذیر است .

بدین خاطر حتی اگر انتظار زایمان در عرض 24 ساعت می رود باید استروئید را همچنان تجویز کرد .

سئوال دیگر آن است که آیا درمان توکولیز باید در این شرایط استفاده شود . درزنانی که زایمان زودرس زیر 34 هفته دارند و نیازمند انتقال به مرکز ثالثیه با تسهیلات مراقبت نوزادی مناسب دارند یا به منظور اجازه جهت تجویز استروئید ، درمان توکولیز لازم است .

بیشترین عامل توکولیتیک مصرفی ، عامل مقلد بتا یعنی ریتودرین است که باید وریدی و با کمک وسیله انفوزیون قابل کنترل مصرف شود .

اثر آن جهت توکولیز کوتاه مدت اثبات شده است و می تواند زایمان را به مدت 24 ساعت به تعویق بیندازد .

اما این تأخیر سبب کاهش قابل توجه دیسترس تنفسی یا مرگ پری ناتال به وسیله درمان توکولیز تنها نمی شود . مقلدین بتا عوارض جانبی بالقوه جدی در مادر دارند و با موربیدیتی و موتالینی قابل توجهی همراهند ، به این خاطر نسبت به خطر ، فایده در چنین درمانی  زیر سئوال می رود .

به علاوه پس از گذشت 2-1 روز اثر آن کاهش می یابد . به علت این نگرانی ها ، مصرف آن باید محدود به 48 ساعت و با کنترل دقیق باشد . این دارو را نباید در زنان مبتلا به بیماری قلبی ، هیپرتیروئیدی ، دیابت و یا هیپرتانسیون مصرف کرد .

درمان جایگزین برای توکولیز شامل استفاده از داروهای غیر استروئیدی ضد التهابی مانند ایندومتاسین و نیفدیپین است .

 

ایندومتاسین موجب مهار آنزیم سنتازپروستاگلندین و در نتیجه مهار انقباضات رحمی می شود . نیفیدیپین مسدود کننده کانال کلسیم است که آن نیز انقباضات رحمی را مهار می کند . در مادران دیابتی مصرف این داروها بر ریتودرین ارجحیت دارد .

بدترین ترتیب ، با توجه به درمان فوری بیماری که در بالا توصیف شد . او باید دو نوبت بتامتازون 12mg عضلانی به فاصله 24 ساعت مصرف کند .

اگر شک به پیشرفت زایمان داریم تجویز ماده توکولیتیک مانند ریتوردین یا جانشین آن ایندومتاسین یا نیفیدیپین باید مورد نظر قرار گیرد تا فرصت برای تجویز استروئید داشته باشیم .

در تمام طول مدت پایش دقیق جنین لازم است . گرچه کوریوآمنیوتیت تحت بالینی می تواند عامل مهمی در زایمان زودرس باشد نباید به طور معمول آنتی بیوتیک مصرف کرد مگر آن که شواهدی از عفونت داشته باشیم . یک مطالعه بزرگ تصادفی شده در چندین مرکز نقش آنتی بیوتیک ها در زایمان زودرس را بررسی کرد .

بیشتر از شش هزار زن با زایمان زودرس خود به خودی ، پرده های سالم و بدون شواهد بالینی عفونت به طور تصادفی تحت درمان آنتی بیوتیکی یا دارونما  قرار گرفتند .

هیچ کدام از رژیم های آزمون آنتی بیوتیک با میزان کمتری از مخلوط عواقب شامل مرگ نوزادی ، بیماری مزمن ریوی یا ناهنجاری های عمده مغزی نسبت به دارونما همراه نبودند.

تجویز آنتی بیوتیک موجب وقوع کمتری از عفونت مادری شد . بدین خاطر آنتی بیوتیک را نباید جهت زنانی که زایمان زودرس خود به خودی بدون شواهد بالینی عفونت دارند ، تجویز کرد .

اگر بیمار در شرایطی نیست که مراقبت نوزادی سطح ثالث برای نوزاد فراهم باشد باید انتقال به چنین واحدی را تحت پوشش داروهای توکولیتیک در نظر گرفت و متخصصین اطفال باید از جهت احتمال زایمان زودرس این نوزاد مطلع شوند .

 

 

 

12 ساعت بعد علی رغم درمان توکولیتیک به وسیله ریتودرین انقباضات ادامه می یابد . معاینه واژینال نشانگر اتساع 6 سانتی متری سرویکس و افاسمان کامل بود . CTG نشان دهنده ضربان قلب طبیعی پایه با تغییر پذیری خوب ضربه به ضربه و بدون افت است. همان گونه که زایمان پیشرفت می کند روش مطلوب زایمان این بچه کدام است ؟

در جنینی که رشد مطلوب مانند این جنین دارد ، در هفته 30 حاملگی با نمایش سفالیک و بدون شواهدی از دیسترس جنین ، انتظار زایمان واژینال می رود .

بی حسی موضعی اغلب در چنین شرایطی به کار می رود . اما احتیاجی به زایمان واژینال با کمک ابزار غیر از اندیکاسیون های معمول مامایی نیست . یک متخصص با تجربه اطفال باید در هنگام زایمان جهت احیاء حضور داشته باشد .

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

برای مطرح کردن سوالات همین الان تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

 

 

 

منبع : کتاب زنان و زایمان بر پایه علت مراجعه


logo-white-footer

دكتر مژگان كريمي جراح و متخصص زنان و زايمان و نازايي داراي بورد تخصصي از دانشگاه تهران با نمره عالي در حال حاضر با كوله باري از تجربيات حرفه اي در حال انجام خدمات به هموطنان عزيزم ميباشم و خدارا شاكرم.

آدرس مطب :
تهران - پاسداران - بوستان نهم - روبروی پلی کلینیک لبافی نژاد - پلاک 135

شماره تماس :
02122776295
09102410144

آدرس بیمارستان نیکان :
تهران - اقدسیه - ابتدای بلوار ارتش - ورودی اراج - خیابان 22 بهمن - بیمارستان نیکان
روزهای کاری
چهارشنبه ها ساعت 18 تا 20
پنج شنبه ها ساعت 10 تا 12
شماره تماس :
29129

همچنین برای ویزیت در درمانگاه بیمارستان رسالت صبح های شنبه یک شنبه سه شنبه و چهارشنبه از ساعت 10 تا 12 میتوانید مراجعه کنید .

کلیه حقوق این قالب برای دکتر زنان محفوظ می باشد.