درحال بارگذاری ...



جدید ترین مطالب اختصاصی زنان و زایمان

what-are-the-causes-of-acute-abdominal-pain-during-pregnancy-1200x1200.jpg

دلایل درد حاد شکمی در زمان بارداری

زنان باردار با درد حاد شکمی یک وضعیت دشوار بالینی را ایجاد می کنند و ارزیابی و درمان آن ها مراقبت و قضاوت دقیقی می طلبند .

علائم معمول بارداری نظیر تهوع ، استفراغ و تکرر ادرار مشابه بسیاری از بیماری ها در زن غیر باردار است که می تواند علت درد حاد شکمی باشد .

علت درد حاد شکمی در بارداری به دو علت مامایی و غیر مامایی تقسیم می شود . فقط علل مامایی در این پروتکل بحث می شود .

شایع ترین علل غیر مامایی درد حاد شکمی در زن باردار اپاندیسیت ، کله سیستیت ، سیستیت ، پیلونفریت ، هپاتیت ، پانکراتیت و لیومیوم رحمی دژنره است .

درمان این موارد بسیار پیچیده است . مداخله ممکن است اثرات بدی بر بارداری داشته باشد و نگرانی ها درباره آسیب رسیدن به جنین ممکن است درمان را به تاخیر اندازد .تیز هوشی بالینی برای تشخیص بیمارانی که نیاز به مداخله فوری دارند لازم است .

 

تریکوموناس واژینالیس در عفونت زنان چه نقشی دارد ؟

 

می توانید در سایت دکتر زنان در محتواهای قبلی بررسی عفونت سالپنژیت در زنان  خطرات بارداری در افراد مبتلا به ویروس B19 و همچنین آنچه که حتما باید درباره تست پاپ اسمیر در زنان بدانید را مطالعه کنید .

پاتوفیزیولوژی

تغییرات آناتومیک و فیزیولوژیک بارداری ممکن است علائم و پاسخ های بالینی را نسبت به زنانی که باردار نیستند ، تغییر بدهد .

معاینه فیزیکی شکم و لگن در اثر بارداری تغییر می کند ، در هفته 12 بارداری فوندوس رحم از لگن بالا آمده و یک ارگان شکمی می شود .

 

ادنکس ها نیز به همین شکل است . روده و امنتوم به طرف بالاولترال جابجا هستند و اپاندیس در اواخر بارداری به کیسه صفرا نزدیک تر می شود تا نقطه مک برنی .

تست های روتین آزمایشگاهی نیز در بارداری تغییر می کنند . به عنوان مثال شمارش لکوسیتی در طول یک بارداری نرمال تا 16000-12000 بالا می رود و به سطحی می رسد که با یک التهاب حاد داخل شکمی نظیر اپاندیسیت هم پوشانی دارد .

 

تشخیص  و درمان

تاریخچه و معاینه فزیکی

یک تاریخچه و معاینه فیزیکی سیستمیک و با جزئیات ضروری است و ازیابی های بعدی بر اساس آن است. باید شایع ترین تشخیص ها در زمان ارزیابی در ذهن مرور شود تا تشخیص های افتراقی به خوبی مطرح شود .

پزشک بایستی با ذهن باز و بدون عجله وضعیت بیمار را ارزیابی کند تا اطلاعات مهم فراموش نشود. حملات درد شکمی بایستی با جسارت بررسی شود .

بیماران ممکن است تنها درد شکمی داشته باشند ، اما اغلب تهوع ، سفتی عضلات شکم ، دیستانسیون شکمی یا شوک نیز همراه آن وجود دارد .

در اوایل بارداری احتمال بارداری اکتوپیک و رد کردن آن در اولویت است . محل درد در تشخیص های افتراقی بسیار مهم است .

افتراق درد رحمی از غیر رحمی می تواند مشکل باشد . یک روشی که ممکن است به ما کمک کند ، این است که بیمار در وضعیت خوابیده به پشت دراز بکشد و سپس به سمت چپ یا راست بچرخد اگر محل درد با چرخش به یک طرف تغییر کند ، احتمال اینکه منشا درد رحمی باشد بیشتر است و اگر درد در همان محل باقی بماند یک پروسه داخل شکمی یا رتروپریتونئال را مطرح می کند .

 

دلایل درد حاد شکمی در زمان بارداری چیست ؟
دلایل درد حاد شکمی در زمان بارداری چیست ؟

 

درد حاد شکمی با حرکت کردن و سرفه بدتر می شود که در اثر التهاب پریتوئن یا تحریک پریتوئن در اثر پروسه عفونی یا پارگی احشاء ایجاد می شود .

درد کولیکی به دردی گفته می شود که موجی شکل بوده و با اسپاسم هایی که افزایش و کاهش یابنده بوده و الگوی ریتمیک دارند ، همراه است .

این نوع درد مشخصه اختلالات روده ای به خصوص انسداد روده باریک است . همچنین این درد ممکن است دراثر تورشن ادنکسها ایجاد شود .

درد پایدار و ثابت مشخصه کلیه یا کیسه صفرای متسع است . ماهیت شروع درد و توالی وقایع در تاریخچه بیمار و مدت درد فاکتورهای مهم تشخیص هستند .

علائم همراه می تواند تشخیص ها را محدودتر کند . تب و لرز علل عفونی را مطرح می کند .

دردی که به دنبال آن تهوع و استفراغ ایجاد شود برای آپاندیست تشخیصی است ، در حالی که انتریت ویروسی یا باکتریایی می تواند شکایت های گوارشی ایجاد کند و بعد از آن درد ایجاد شود .شدت درد لزوما با شدت بیماری مرتبط نیست و همیشه برای تشخیص مفید نیست .

در بسیاری از بیماران دادن مسکن در حالی که ارزیابی درد حاد در حال انجام است کار مناسبی است . شرح حال در مورد انتشار درد نیز مفید است .

به عنوان مثال انسداد  حاد بخش داخل مثانه ای حالب با درد شدید سوپراپوبیک و درد پهلو که به لابیا یا سطح داخلی ران انتشار می یابد ، مشخص می شود .

دردی که از توراکس به شکم کشیده می شود می تواند تشخیص را مشکل کند و علل با منشاء توراکس در هر بیمار با درد حاد شکمی بایستی مد نظر باشد .

 

 

 

 

معاینه فیزیکی شکم ، لگن و رکتوم اجزای مهم ارزیابی در زن باردار با درد شکمی است . معاینه باید با ملایمت اما کامل باشد .

معاینه با مشاهده وضعیت بالینی  و وضعیت حرکت کردن بیمار شروع می شود . بیمار با التهاب پریتوئن ممکن است حرکتش را کاهش دهد و در وضعیت فلکشن هیپ دراز بکشد تا درد را کاهش بدهد.

بیماران با کولیک ادراری ناشی از سنگ معمولاً به خود می پیچند . چک علائم حیاتی ضروری است . افت فشار خون و تاکی کاردی نشان دهنده هیپوولمی است که ممکن است ناشی از دهیدراتاسیون یا خونریزی باشد . تب نشان دهنده یک پروسه عفونی است .

وضعیت جنین نیز متناسب با سن بارداری باید ارزیابی شود . رحم از نظر انقباضات رحمی با توکومتر باید مونیتور شود زیرا لیبرپره ترم نیز می تواند در این وضعیت بالینی اتفاق بیفتد .

اگر جنین به حد قابل حیات رسیده است بایستی با تست NST و به دنبال آن در صورتی که NST غیر واکنشی بود با بیوفیزیکال پروفایل ارزیابی شود .

تاکی کاردی جنین ناشی از تب مادری ممکن است با کاهش تب مادر بهبود یابد . معاینه ملایم شکم می تواند ، تندرنس ، گاردینگ غیر ارادی و ریباندتندرنس ( که مشخصه های التهاب پرتیوئن به هر علتی هستند ) را مشخص کند .

دستانسیون شکمی ممکن است در همراهی با التهاب پریتوئن یا انسداد روده اتفاق بیفتد . لمس شکم برای پیدا کردن توده های شکمی احتمالی بایستی مد نظر باشد .

سمع ممکن است کاهش یا نبود صداهای روده ای که به علت پریتونیت یا ایلئوس هست را مشخص کند .

صدا های روده ای high pitched و rushes ممکن است در انسداد روده شنیده شود . بیمارانی که یافته های ثابت مبنی بر پریتونیت ژنرالیزه دارند ( گاردینگ و ریباندتندرنس در هر چهار ربع شکم ) به عنوان شکم حاد جراحی مطرح هستند و ممکن است نیاز به جراحی برای رسیدن به تشخیص صحیح داشته باشند . معاینه لگنی اغلب ارزش محدودی بعد از سه ماهه اول دارد .

 

سونوگرافی برای رد کردن توده های لگنی در درد حاد شکمی در طی بارداری ضروری است . معاینه رکتال ممکن است در تشخیص پاتولوژی لگنی کمک کند و انجام تست برای تشخیص خون مخفی در مدفوع در زمان معاینه نیز ممکن است به تشخیص خونریزی های روده ای کمک کند .

 

ارزیابی آزمایشگاهی و تصویربرداری .

تست های آزمایشگاهی ارزش زیادی دارند اما به ندرت منجر به یک تشخیص قطعی هستند . در همه بیماران همه تست ها اندیکاسیون ندارند و استفاده از این تست ها باید بر اساس تشخیص های افتراقی که بر اساس شرح حال و معاینات فیزیکی مطرح می شود ، صورت گیرد .

آزمایش هایی که معمولاً اندیکاسیون دارند شامل  CBC ،  U/A ، U/C و الکترولیت ها می شود . تصویر برداری ممکن است مفید باشد .
MRI و سونوگرافی در بارداری بی خطر است و می توان آن را انجام داد . از تماس با اشعه یونیزان بایستی پرهیز شود به ویژه در سه ماهه اول .

به عنوان یه قانون کلی هیچ تصویر برداری منفردی انقدر تماس با اشعه که بتواند منجر به آسیب جنین شود ، ایجاد نمی کند .

دوز تجمعی تصویر برداری نباید بیشتر از 5 راد باشد . انجام یک CT اسکن شکم تماس با اشعه در حدود 5/3 راد برای جنین ایجاد می کند . ایزوتوپ های رادیو اکتیو نیز نباید در بارداری استفاده شود .

 

 

 

 

 

 

درمان

درمان مناسب درد حاد شکمی در بارداری بر اساس تشخیص های افتراقی است . در اغلب موارد درمان با زنان غیر بارداری تفاوتی نمی کند .

 

اپاندیسیت حاد

اپاندیسیت حاد شایع ترین علت جراحی به علت درد شکمی در بارداری است که در حدود 3000/1 بارداری اتفاق می افتد .

اپاندیسیت اغلب در سه ماهه دوم اتفاق می افتد و پارگی آپاندیس معمولاً در اواخر بارداری اتفاق می افتد که علت احتمالی آن هم مشکل بودن تشخیص و همچنین تأخیر در تشخیص در اواخر بارداری است .

تظاهر بالینی اپاندیسیت در بارداری عمدتاً تفاوتی با خانم غیر باردار ندارد . اغلب بیماران از درد شکمی و تهوع و استفراغ شکایت دارند .

بی اشتهایی یک یافته ثابت نیست و اسهال نیز ممکن است وجود داشته باشد . تب کمتر دیده می شود و شمارش گلوبول های سفید خون مختصر افزایش می یابد .

اگرچه بخش عمده ای از زنان شیفت به چپ گلوبول های سفید را نشان می دهند . تصویر برداری نقش مهمی را در تشخیص ایفا می کند .

سونوگرافی به عنوان اولین اقدام تصویر برداری انجام می شود چون ارزان و بی خطر است . اما مشکلات تکنیکی که در نتیجه بارداری ایجاد می شود سونو را در بسیاری موارد غیر قابل اعتماد می کند .

MRI نقش مهمی دارد و معمولاً تشخیصی است . درمان صرفاً اپاندکتومی است . پذیرش موارد زیادی از اپاندکتومی های نرمال برای پیشگیری از موربیدیتی جدی مادری و جنینی در نتیجه پارگی آپاندیس لازم است .

 

 

عمدتاً قبل و بعد از جراحی آنتی بیوتیک استفاده می شود . توکولیز نیز ممکن است اندیکاسیون پیدا کند .

 

کیست های تخمدان و تورشن ادنکس

کیست های تخمدان ممکن است در اثر پارگی منجر به درد حاد شکمی شوند . تورشن ادنکس ممکن است در ادنکس نرمال هم اتفاق بیفتد .

اما اغلب در ضایعات کیستیک ادنکس ، ضایعات نئوپلاستیک یا تخمدان های هیپراستیموله اتفاق می افتد . بخش عمده ای از تورشن ها در نیمه اول بارداری اتفاق می افتد .

تورشن تخمدان معمولاً با درد لگنی یک طرفه خود را نشان می دهد که ممکن است با استفراغ همراه باشد . سونوگرافی ممکن است یه توده لگنی و غیاب جریان خون در بررسی داپلر را نشان می دهد .

تورشن ادنکس یک اورژانس جراحی است زیرا خطر بالقوه تخریب دائمی ارگان درگیر شده را به همراه دارد . همچنین خطر پریتونیت و حتی مرگ وجود دارد .

روش سنتی برداشتن ادنکس با عمل جراحی است . اگرچه بازکردن تورشن و حفظ تخمدان معمولاً موفقیت آمیز است حتی در تخمدان و لوله ای که ظاهراً نکروتیک به نظر می رسند .

 

کله سیستیت و سنگ کیسه صفرا

سنگ بدون علامت کیسه صفرا در 4-3 % از زنان باردار اتفاق می افتد و علت بیش از 90 % از موارد کله سیستیت در بارداری است .

کله سیستیت در بارداری ناشایع است . در حدود 10-5 مورد در هر 10000 تولد . درد دائمی و شدید در ناحیه فوقانی راست شکم علامت اصلی است .

 

 

تب ، لکوسیتوز ، تهوع ، استفراغ و بی اشتهایی نیز ممکن است وجود داشته باشد . سونوگرافی سنگ کیسه صفرا را تقریباً در تمام موارد نشان می دهد .

درمان طبی در بارداری ترجیح داده می شود . درمان اولیه شامل NPO شدن و هیدراتاسیون وریدی ، استراحت در بستر ، تسکین درد و در صورت تب دار بودن تجویز آنتی بیوتیک است .

اغلب زنان به این درمان پاسخ می دهند و نیازی به انجام جراحی در بارداری نمی شود . اگر به علت شکست درمان طبی جراحی نیاز شد ، از نظر تکنیکی این کار در سه ماهه دوم بهتر انجام می شود .

 

عفونت دستگاه ادراری

سیستم حاد در زمان بارداری شایع است و ممکن است به تنهایی یا به همراه پیلونفریت اتفاق بیفتد . سیستیت حاد بدون عارضه در ابتدا بادیزوری و فرکوانسی و فوریت در دفع ادرار ، درد سوپراپوبیک و هماچوری بروز می کند .

تب ، درد پهلو ، CVA تندرنس ( درد زاویه دنده ای مهره ای ) و تهوع و استفراغ نشان دهنده پیلونفریت است و روش های تشخیصی و درمانی تهاتجمی تری را می طلبد پیلونفریت در 2-1 % تمام بارداری ها تشخیص داده می شود .

درمان شامل آنتی بیوتیک وریدی و هیدراتاسیون وریدی است . مراقبت دقیق از نظر عوارضی نظیر نارسایی کلیوی ، اختلالات هماتولوژیک ، شوک سپتیک و اختلال عملکرد ریوی در بیماران باردار حیاتی است . آنتی بیوتیک پروفیلاکسی برای باقی مانده دوران بارداری ممکن است اندیکاسیون داشته باشد .

 

سنگ ادراری

سنگ مجاری ادراری معمولاً منجر به درد شدید شکمی همراه با تهوع می شود . اما برخی موارد هم با علائم خفیف تری در طی بارداری دیده می شود .

 

با انسداد حالب درد پهلو بروز می کند که ممکن است به کشاله ران همان طرف کشیده شود . ضربه زدن نیز موجب تندرنس در ناحیه CVA ( زاویه دنده ای مهره ای ) می شود هماچوری معمولاً وجود دارد .

بررسی با سونوگرافی ممکن است هیدرویورتر ، هیدرونفروز یا سنگ را نشان بدهد . در اغلب بیماران با سنگ کلیوی یا سنگ حالب ، سنگ سرانجام عبور می کند .

بنابراین درمان حمایتی با هیدراتاسیون وریدی و کنترل درد معمولاً کافی است . لیتوتریپسی در بارداری کنترا اندیکاسیون دارد .

 

پانکراتیت

پانکراتیت حاد در 10000/1 تا 1000/1 بارداری اتفاق می افتد . بیماری کیسه صفرا شایع ترین علت آن است . داروها ، عفونت ، و هیپرلیپدمی علل با شیوع کمتر هستند .

علائم و نشانه ها مشابه زن غیر باردار است . درمان طبی شامل استراحت روده ای ، تسکین درد و تصحیح اختلالات آب و الکترولیت است .

بیماران با ابسه پانکراس ، پارگی سودوسیست یا پانکراتیت هموراژیک ممکن است در طی بارداری نیاز به جراحی داشته باشند .

 

هپاتیت

هپاتیت ویروسی شایع ترین علت جدی بیماری های کبدی غیر مامایی در زن باردار است . اگرچه بارداری تاثیر اندکی بر تظاهرات و سیر هپاتیت دارد .

هپاتیت مسائل قابل توجهی در مورد بارداری ، جنین و نوزاد ایجاد می کند . درمان عموماً در بارداری تفاوتی با غیر بارداری ندارد .

 

لیومیوم رحمی

درد حاد ناشی از میوم در طی بارداری معمولاً ناشی از دژنراسیون ، ثانوی به خونرسانی ناکافی به میوم است . درد و تندرنس عموماً لوکالیزه است و ممکن است شدید باشد .

تب ولکوسیتوز خفیف می تواند اتفاق بیفتد . لیبر پره ترم در نتیجه تحریک میومتر مجاور ممکن است شروع شود . سونوگرافی در رسیدن به تشخیص مفید است . درمان به صورت تبی و با استفاده از مسکن ها . نظارت از جهت لیبر پره ترم است .

 

خونریزی داخل شکمی

خونریزی حاد داخل شکمی به جز در نتیجه بارداری اکتوپیک در طی بارداری ناشایع است . اما به ندرت ممکن است اتفاق بیفتد و در نتیجه پارگی ائورت ، شریان طحالی و ضایعات اندومتریوز گزارش شده است . ارزیابی با تصویر برداری ها معمولاً وجود هموپریتوئن را ثابت می کند . درمان تقریباً همیشه جراحی است .

 

بیماری های التهابی لگن ( PID )

اندومتریت حاد ، سالپنثریت واووفوریت در بارداری شایع نیستند ، اما گهگاه اتفاق می افتد و می تواند حتی تا مرحله ابسه های توبواوارین نیز برسد .

یافتن گنوره یا کلامیدیا در سرویکس یا نتایج تصویربرداری که مطابق با کمپلکس های توبواوارین پا پیوسالپنژیت است این تشخیص بالینی را تایید می کند .

بسیاری از پزشکان فکر می کنند که PID در بارداری غیر ممکن است که اتفاق بیفتد . اما این فکر نادرست است و ممکن است منجر به عدم تشخیص و در نتیجه درمان نامناسب شود .

 

 

نتیجه گیری

توانایی تشخیص یک پروسه حاد که نیاز به مداخله جراحی یا ارجاع دارد به مهارت بالینی پزشک متخصص زنان و زایمان بستگی دارد و این مسئله نیازمند یک شرح حال کامل ، معاینه فیزیکی دقیق ، قضاوت درست و استفاده از تست های آزمایشگاهی و تصویر برداری ها و ارزیابی های مجدد تا رسیدن به یک تشخیص دقیق است .

اولین پزشکی که بیمار را ویزیت می کند بایستی آستانه پایینی برای درخواست کمک از جراح ، متخصص مامایی و دیگر متخصصین قائل شود .

مشکل بودن تشخیص درد شکمی در بارداری به خوبی مشخص شده است . تشخیص بالینی فوری و مداخله جراحی فوری هنگامی که اندیکاسیون دارد جهت به حداقل رساندن موربیدیتی و مورتالینی مادر و جنین لازم است .

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر


preterm-delivery-and-intrauterine-fetal-death-due-to-tuberculosis-1200x1200.jpg

زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین بدلیل بیماری سیکل سل

آنمی سیکل سل در اقوام کشورهای آفریقا، آمریکای جنوبی یا مرکزی، جزایر کاراییب، کشورهای حوزه مدیترانه (مانند ترکیه، یونان، ایتالیا)، هند و عربستان تا حدودی شایع است.

اهمیت بررسی کم خونی مادران باردار توسط دکتر زنان و زایمان در محتوای قبلی در سایت دکتر زنان به مساله نمونه گیری و ترانسفوزیون خون جنین به چه صورت است ؟ پرداخته ایم که میتوانید مطالعه کنید.

در ایالات متحده، آنمی سیکل سل حدود 100.000 – 70.000 از مردم را درگیر کرده است. بیشتر در آمریکایی های آفریقایی دیده می شود ولی همچنین در آمریکایی های نژاد هیس پانیک هم دیده شده است.

یک بیماری ژنتیکی شایعی بوده و اغلب باعث عوارض بارداری می شود. به بیماران با هموگلوبین S-S (Hgb S-S) ، همچنین دیگر انواع ژنوتیپ ها، مانند  هموگلوبین S-C (Hgb S-C)  و هموگلوبین S-B تالاسمی (Hgb S-B thal) بیماری سیکل سل گفته می شود که اغلب باعث اثرات جانبی روی مادر، جنین و نوزاد هستند.

بیماری سیکل سل یک شیوع مشخص در جمعیت آفریقایی – آمریکایی داشته و از هر 12 نفر 1 نفر صفت سیکل سل را دارا است.

در میان این جمعیت مشابه آنمی سیکل سل H-B S-S 1 در 500 است. در حالی که Hgb S-C با نسبت 1 در 852 رخ می دهد. هموگلوبین thal S-B تا حدودی شیوع کمتری با یک شیوع شناخته شده 1 در 1672 دارد.

تقریباً 2 میلیون آمریکایی حامل صفت سیکل سل (Hgb A-S) هستند. که شروع اولیه آن در دوره بارداری در موارد استثناء کم است.

بنابراین شناسایی آن به دلیل پیشنهاد کردن مشاوره ژنتیک کامل به بیمار مهم است. به علاوه به علت وجود دو برابر بودن عفونت دستگاه ادراری طی بارداری هنگامی که با گروه کنترل مقایسه شده است، مهم است.

 

زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل
زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل

 

بعضی از تحقیقات نشان داده اند که خانم های با Hgb A-S در ریسک افزایش ناهنجاری های جفتی هستند که نتیجه آن مرگ جنین و تأخیر رشد جنین است.

آنمی و حملات انسداد عروقی معیارهای تشخیصی بیماری سیکل سل هستند. هموگلوبین thal S-B تنها باعث یک آنمی خفیف می شود، اگرچه تظاهرات آن متنوع بود و بستگی به درصد Hgb S موجود دارد.

هموگلوبین S-S با افزایش عوارض بارداری مانند پره اکلامپسی، زایمان زودرس، پارگی زودرس پرده ها، تأخیر رشد داخل رحمی، بستری قبل از زایمان، سقط خود به خود و مرگ جنین در ارتباط بوده است.

اختلال هموگلوبین S-C نیز مشابه بوده و با محدودیت رشد داخل رحمی و بستری قبل از زایمان در ارتباط بوده است.

تغییرات قابل توجهی در سیر بیماری سیکل سل وجود دارد، تعدادی از افراد تجربه حمله های مکرر، عوارض ناتوان کننده و حتی مرگ را دارند، در حالی که بقیه افراد نسبتاً بدون علامت هستند.

علایم کلینیکی متنوعی در این بیماران وجود دارد که به طور کامل توضیح داده نشده است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این تنوع شاید وابسته به حضور ژن های مرتبط و غیرمرتبط باشد که با حضور این بیماری اصلاح شده اند.

تئوری دیگر این است که بروز ژن ها ناکامل بوده است. امید به زندگی در آنمی سیکل سل افزایش یافته است، که تقریباً 42 سال برای آقایان و 48 سال برای خانم ها است، در حالی که در افراد دارای Hgb S-C به طور مشخص بالاتر بوده و به ترتیب 68 و 60 سال است.

این امید به زندگی ناشی از مطالعاتی است که قبل از استفاده از هیدروکسی اوره بوده است و بنابراین شاید امروزه در مقایسه با دوره قبل از مصرف هیدروکسی اوره بهبود داشته باشد.

 

زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل
زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل

 

پاتوفیزیولوژی

هموگلوبین S-S به صورت اتوزوم مغلوب به ارث می رسد. در حالی که Hgb S-B thal و Hgb S-C دارای نقایص هتروزیگوت مرکب در ساختار عملکرد مولکولی هموگلوبین هستند.

هموگلوبین داسی نتیجه یک موتاسیون ژنی بوده که در آن زیر واحد والین به جای اسید گلوتامیک در موقعیت 6 زیر واحد B هموگلوبین جایگزین می شود.

موتاسیون دیگر نتیجه جایگزینی لیزین در وضعیت 6 زنجیره هموگلوبین است که منجر به بیماری هموگلوبین S-C می شود. این اختلالات ساختاری با عملکرد نرمال در حضور اکسیژناسیون کافی اتفاق می افتند.

با این حال، در صورت هیپوکسی نسبی، جایگزینی آمینواسیدها یک پیوند هیدروفوب با زنجیره جانبی تشکیل داده که حاصل آن در نهایت تشکیل یک دیواره سلولی دیس مورفیک و با قابلیت انعطاف کمتر است.

این تغییرات ساختاری باعث به وجود آمدن شکل مشخص داسی شدن گلبول های قرمز می شود. این تغییرات ساختاری اغلب به وسیله وضعیت هایی مانند هیپوکسی همراه با عفونت، تغییرات درجه حرارت، اسیدوز و دهیدراتاسیون به وجود می آید.

این گلبول های قرمز تغییر شکل یافته می توانند باعث انسداد میکروواسکولار شده و باعث هیپوکسی و در نهایت انفارکتوس عروقی بافت شوند.

افزایش ویسکوزیستی خون در بارداری همچنین می تواند باعث بدتر شدن این وضعیت و افزایش موربیدیتی مادر و جنین شود.

طول عمر گلبول های قرمز تغییر شکل یافته تنها 12 روز است که به طور مشخص کمتر از گلبول های قرمز  نرمال (120 روز) در گردش است. این وضعیت باعث ایجاد یک آنمی مزمن و افزایش برداشت سلول ها به وسیله سیستم رتیکو لواندو تلیال می شود.

 

تشخیص

در حالی که روش های غربالگری عمومی برای خانم های حامله برای تشخیص هموگلوبینوپاتی ها توصیه نشده است، گروه های نژادی شناخته شده، که حامل یک ریسک بالا برای این هموگلوبینوپاتی ها هستند و از تست های غربالگری سود می برند.

 

مردم آفریقا، آسیای  جنوبی و مدیترانه باید توصیه به انجام تست های غربالگری شوند. به علاوه، هر بیمار دارای سابقه فامیلی هموگلوبینوپاتی ها باید ارزیابی شود. گروه هایی که در ریسک کم برای هموگلوبینوپاتی ها  هستند شامل ژاپنی ها، کره ای ها، سرخپوستان آمریکا و اروپای شمالی هستند.

تست هایی با قابلیت حل شدن (sickledex) به صورت تنها برای تشخیص بیماری های سیکل سل کافی نیستند، زیرا آنها نمی توانند ژنوتیپ AS هتروزیگوت را از SS هموزیگوت مشخص کنند.

به علاوه آنها در تشخیص ژنوتیپ پاتولوژی های دیگر مثل صفت Hbc و صفت تالاسمی، صفت هموگلوبین E، B، D ضعیف هستند.

بیمارانی که برای هموگلوبینوپاتی ها در ریسک پرخطر برای حامل بودن هستند باید به صورت اولیه تحت الکتروفورز هموگلوبین قرار بگیرند.

بیماران با آنمی و یک MCV کمتر از نرمال در صورتی که بررسی آهن سرم آنها نرمال باشد باید تحت الکتروفورز هموگلوبین قرار بگیرند.

اگر یک هموگلوبینوپاتی در یک فرد تشخیص داده شود، باید شریک او نیز تحت ارزیابی و مشاوره با متخصص مامایی قرار گرفته یا مشاوره ژنتیک انجام شود.

اگر پارتنر هم هتروزیگوت یا هموزیگوت برای هموگلوبینوپاتی ها باشد، تشخیص قبل از تولد با تست هایی بر پایه DNA مانند آمنیوسنتز، CVS یا کوردوسنتز پیشنهاد می شود.

با این وجود، بسیاری از خانم به طور اولیه تست را قبول نمی کنند، به دلیل اینکه تمایل آنها بیشتر داشتن فرزند است و به علاوه ترس آنها این است که ممکن است جنین آسیب ببیند.

انتخاب دیگر تأخیر برای تشخیص این اطلاعات تا بعد از تولد است و به علاوه ختم بارداری بر پایه این تشخیص ها در نظر گرفته نمی شود. با پیشرفت تکنولوژی با توجه به تست های غیر تهاجمی پره ناتال احتمال دستیابی تجاری یک تست دقیق برای وضعیت سیکل سل وجود دارد ولی در حال حاضر قابل دسترس نیست.

اگر تشخیص قبل از تولد داده نشود، باید بلافاصله بعد از تولد نوزاد برای تمام 50 موقعیت آنمی سیکل سل یا صفت سیکل سل تحت غربالگری قرار بگیرد.

 

زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل
زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل

 

ترانسفوزیون

نقش ترانسفوزیون پروفیلاکتیک در بیماران با بیماری سیکل سل طی دوران بارداری مورد بحث است. با این حال اثرات مفید آن در بیماران سیکل سل با یک حاملگی بدون عارضه ممکن است زیر سؤال باشد، نشان داده شده است که ترانسفوزیون باعث شیوع کمتر حملات دردناک در بارداری هایی با اپیزودهای انسداد عروقی می شود.

ترانسفوزیون پروفیلاکتیک ساده شاید در خانم هایی با سقط های مکرر و حاملگی های چندقلویی که هموگلوبین بالای 9 دارند مفید باشد.

ترانسفوزیون باید برای بیماران با آنمی شدید که هموگلوبین 6 یا کمتر دارند انجام شود، این مقدار هموگلوبین با اکسیژناسیون ناکافی جنین و مرگ جنین در جمعیت غیر سیکل سل ارتباط دارد.

در خانم های آنمیک که تحت زایمان سزارین قرار می گیرند، یک ترانسفوزیون قبل از عمل باید برای آمادگی از دست دادن خون به علاوه برای بهبود فاز بعد از زایمان استفاده شود.

اندیکاسیون های دیگر برای ترانسفوزیون ساده یا تعویضی حین بارداری شامل سکته حاد، سندرم حاد قفسه سینه، نارسایی حاد ارگان های حیاتی، آنمی حاد علامت دار (نارسایی قلبی جدید، تنگی نفس، افت فشار خون، خستگی شدید)، رتیکولوسیتوپنی (بیشترین ارتباط با عفونت پاروویروس B19 است، اما می تواند در عفونت های دیگر هم دیده می شود) یا سکستراسیون هپاتیک با طحالی انجام می شود.

به علاوه، خانم هایی که شواهدی از پره اکلامپسی باوجود اینکه زایمان کرده اند دارند از ترانسفوزیون خون سود می برند.

در اکثریت موارد یک ترانسفوزیون ساده مناسب است، در مقابل ترانسفوزیون تعویضی برای افرادی در نظر گرفته می شود که شرایط خاص برای ترانسفوزیون تعویضی را داشته باشند مانند اینکه غلظت هموگلوبین بالایی داشته باشند یا مواردی که دچار حملات درد شده اند و به درمان حمایتی (conservative) پاسخ نداده اند.

اگر ترانسفوزیون خون موجه باشد، توصیه می کنیم از محصولات خونی CMV منفی و سلول های  با لوکوسیت کاهش یافته که از نظر فنوتیپ برای گروه های خونی D، C،E، kell هماهنگ شده است، استفاده شود.

 

زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل
زایمان زودرس و مرگ داخل رحمی جنین به دلیل بیماری سیکل سل

 

به طور کلی غلظت هموگلوبین هدف بین 12-9 توصیه شده است و اگر ترانسفوزیون تعویضی در نظر گرفته شده باشد، ما توصیه می کنیم که هدف رسیدن به غلظت Hbs کمتر از 40 درصد باشد.

تطبیق دادن (cross match) دقیق محصولات خونی باعث  عوارض و ایزوایمونیزاسیون کمتر شده، که یک فاکتور مهم جهت جلوگیری از مشکلات تأخیری شامل حملات همولیتیک بعد از تزریق خون است.

 

عوارض

حوادث دردناک اسپاسم عروقی حاد قبل از حاملگی معمولاً می تواند دوره حاملگی را پیشگویی کند، اگرچه تعدادی از این بیماران تجربه افزایش این حملات را دارند.

هنگامی که بیماری با درد و عوارض بارداری مانند زایمان زودرس، پره اکلامپسی، دکولمان یا پیلونفریت مراجعه می کند، باید عفونت رد شده و در طی دوره های ارزیابی بیمار در نظر گرفته شود.

ارزیابی بیماران مانند خانم های غرحامله شامل هیدراسیون، اکسیژن درمانی و ضددرد مناسب است. باید عفونت مورد توجه قرار گیرد، منبع آن باید مشخص شود و آنتی بیوتیک های تجربی تا وقتی که علت عفونت مشخص نشود استفاده شود.

دردهای دوره ای در ارتباط با بیماری سیکل سل در بیمار حامله به صورت مشخص نشان دهنده انسداد در سیستم میکرواسکولار است.

بسیاری از ارائه دهندگان خدمات مراقبت خانم های باردار با سیکل سل، آشنایی با درد شدید مزمن بیماران که ارتباط با بیماری مزمن دارد، ندارند.

آسیب واضح سیستم میکرواسکولار ثانویه به آسیب داسی شدن مکرر در طی سل هاست که با احتمال زیاد ناشی از اتیولوژی بیماری است.

فیبروز واسکار غضروف و استخوان ها می تواند منجر به آسیب واضح شده و در بسیاری از موارد باعث نکروز آواسکولار شود. در بافت های دیگر نتایج مشابه اتفاق می افتد. به علاوه، درمان ضد درد، رفتار و شناخت درمانی باید در مقابله با این وضعیت ها در نظر گرفته شود. محققین همچنین دریافته اند که استفاده از اپیوئیدها برای تسکین درد بدون در نظر گرفتن روز یا مدت زمان مصرف آنها به معنای اعتیاد نسیت.

یک تحقیق بر روی تعداد کمی از بیماران در سیستم مراقبت سلامت نشان داده که رفتارهای جستجوی دارو یک مشکل بزرگ برای بسیاری از بیماران آنمی سیکل سل است.

انکار مصرف اپیدئیدها در بیماران با بیماری سیکل ناشی از ترس از اعتیاد بوده که توجیه پذیر نیست و می تواند منجر به درمان ناکافی شود. با این حال، مراقبین باید از اثرات جانبی حملات سیکل سل (درد و یا همولیز) و هم اثرات اپوئیدها روی جنین آگاه باشند؛ زیرا می توانند باعث نتایج غیرطبیعی در تست غیراسترسی و بیوفیزیکال پروفایل شوند ارزیابی قبل از تولد معمولاً باعث کاهش حملات و اثرات جانبی درمان می شود.

زایمان زودرس و محدودیت رشد داخل رحمی در بیماران سیکل سل شایع هستند. مرگ داخل رحمی جنین نیز در این بیماران شایع است.

با این حال، این عوارض خطرناک در مواردی که از تست های سریال ارزیابی مادر، جنین و مداخلات مناسب استفاده می شود با احتمال کمتر اتفاق می افتد.

بسیاری از ارگان های حیاتی مادر می توانند به وسیله بیماری سیکل سل تحت تأثیر قرار گرفته و منجر به موربیدیتی مشخص شوند.

این عوارض شامل کلستاز، سنگ کیسه صفرا، کله ستیت، استئومیلیت، نارسایی قلبی با برون ده بالا، کاردیومگالی، هیپرتروفی بطن چپ و افزایش فشار خون ریوی هستند.

مشاوره با متخصصین مناسب در زمان زودرس در ارزیابی این بیماران کمک کننده بوده و از بیماران در سرتاسر حاملگی محافظت می شود.

وضعیت سیکل سل جنین، پیامدهای نوزادی را در زمان تولد عارضه دار نمی کند. زیرا حوادث داسی شدن تا زمانی که تولید Hgb جنین به جای Hgb S وجود دارد اتفاق نمی افتد که معمولاً این اتفاق بعد از سن سه ماهگی نوزاد شروع می شود.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع:کتاب پروتکل های بارداری های پرخطر


what-is-doppler-used-in-diagnosing-fetal-anemia-and-early-delivery-2-1200x1200.jpg

کاربرد داپلر در تشخیص آنمی جنینی و زایمان زودرس چیست؟

 

امروز در سایت دکتر زنان زیر نظر مستقیم دکتر مژگان کریمی متخصص زنان و زایمان و نازایی که یکی از بهترین دکتر زنان در تهران هستند به مساله ارزیابی سلامت جنین با تست های پیش از تولد پرداخته ایم همچنین شما میتوانید از مطالب قبلی که درباره سقط جنین به علت آسیب های محیطی در مطلب های قبلی در سایت دکتر زنان به موضوع تاثیر مصرف دخانیات در زایمان زودرس و سقط جنین و  همه دلایل سقط ، انواع سقط ، مجوز پزشکی سقط و بررسی هایی در مورد سقط های مکرر

تاثیر مصرف دخانیات در زایمان زودرس و سقط جنین

 خطرات تابش اشعه یونیزاسیون در دوران بارداری

درمان زایمان زودرس با توکولیتیک ها به چه شکل است؟  بوده استفاده و مطالعه کنید .

مرور کلی

سونوگرافی داپلر بسته به توانایی Beam سونو برای دریافت تغییرات فرکانس امواج در حین برخورد با جسم متحرک مثل گلبول قرمز است.

تغییرات فرکانس (شیفت داپلر) بین امواج آوران و امواج برگشتی متناسب با سرعت گلبول قرمز و بسته به زاویه بین beam اولتراسوند و عروق است.

سرعت سنجی داپلر pulsed – wave یک جریان موجی شکل سرعتی را فراهم می کند که آنها مشخصات سه گانه جریان خون که در مامایی اهمیت دارد به دست آید (سرعت، اندکس مقاومتی وحجم جریان خون).

سرعت سنجی داپلر در یک طیف وسیعی از موارد بالینی در بارداری پرخطر کاربرد دارد. از جمله تشخیص اکوکاردیوگرافی جنینی محدودیت رشد جنین، آنمی جنینی ارزیابی پیامد بد بارداری، سندرم انتقال خون بین قل ها (TTTS) و زایمان زودرس (توکولیز یا ایندومتاسین).

سرعت سنجی داپلر پالسی – موجی (P.W) همین طور برای ارزیابی مجرای وریدی در سه ماهه اول برای ارزیابی خطر سندرم داون کاربرد دارد که البته جای بحث آن اینجا نیست.

کاربرد داپلر در تشخیص آنمی جنینی و زایمان زودرس چیست؟
کاربرد داپلر در تشخیص آنمی جنینی و زایمان زودرس چیست؟

 

 

پاتوفیزیولوژی

سیرکولاسیون جنینی طبیعی

ورید نافی یک رگ هادی آورنده خون سرشار از اکسیژن و مواد مغزی از جفت به جنین است. ورید نافی وارد ناف می شود.

به طور قدامی در طول جدار شکم قبل از ورود به کبد طی مسیر می کند و وارد کبد می شود و قسمت کبدی ورید نافی می شود.

ورید نافی عمدتاً ورید پورت می شود اما قبل از آن ورید پورت فوقانی و تحتانی چپ، مجرای وریدی و سرانجام ورید پورت راست از آن جدا می شود تقریباً 50 درصد خون ورید نافی مستقیم وارد مجرای وریدی و سپس وارد یک ناحیه زیر دیافراگم به نام وستیبولوم زیر دیافراگم می شود و وستیبول ساب دیافراگماتیک همین طور خون از ورید اجوف تحتانی و عروق موجود در کبد از طریق وریدهای کبدی چپ – وسط و راست دریافت می کند.

پروسه جریان ترجیحی از وستیبولوم ساب دیافراگماتیک شروع می شود؛ به طوری که خون از مجرای ورید ی و ورید کبدی چپ و وسط از طریق دریچه بیضی به صورت ترجیحی وارد دهلیز چپ و بطن چپ می شود؛ به طوری که قلب و سر خون غنی از اکسیژن و مواد مغذی دریافت می کنند.

در مقابل خون آمده از ورید اجوف تحتانی و ورید کبدی راست به طور ترجیحی به داخل دهلیز راست و بطن راست جریان می یابد و سپس از طریق شریان ریوی خارج می شود و سپس از طریق مجرای شریانی به داخل آئورت نزولی شانت می شود.

خون برگشته در جنین از طریق دو شریان نافی که از شریان های هیپوگاستر منشعب شده اند که در دو طرف مثانه در یک جهت اقدامی – سری از ناف خارج شده و به جفت بر می گردد.

3 شانت اولیه در جنین وجود دارد که باید بعد از تولد به منظور ایجاد سیروکولاسیون طبیعی بعد از تولد و شکل گیری سیروکولاسیون بالغین بسته شود.

همان طور که در بالا بیان شد مجرای وریدی خون را از ورید نافی به سمت قلب شانت می کند مجرای شریانی تقریباً 90% خون تنه اصلی شریان ریوی را به داخل آئورت نزول شانت می کند و تنها 10% خون شریان ریوی به ریه های جنینی می رسد.

شانت سوم در سوراخ بیضی است که در حالت بازو نرمال در رحم اجازه جریان ترجیحی از دهلیز راست به دهلیز چپ را می دهد شکست بسته شدن در هر یک از این شانت ها ممکن است منجر به تغییرات نابنهجار قلبی ریوی در جنین می شود.

 

محدودیت رشد داخل رحمی

جنین ها را دچار دیسفونکسیون رحمی – جفتی می کند که منجر به مقاومت در برابر جریان خون به داخل جفت هستند و ممکن است در دستیابی به پتانسیل رشد ژنتیک تعیین شده دچار اختلال شوند.

این مقاومت غیرطبیعی ناشی از چندین ابنورمالیتی عروقی در جفت است. (از جمله ضعف مویرگ سازی در پرزهای جفتی، کاهش تعداد و شاخه های تنه های عروقی، هیپرتروفی دیواره و تنگی لومن عروقی) که می تواند با ولوسیتومتری داپلر در شریان نافی قرار گرفته در قسمت بالای جفت قابل تشخیص است.

پیشرفت بیماری جفتی همراه با بدتر شدن مقاومت جریان خون ممکن است منجر به تغییرات سرعت سنجی داپلر در سیستم وریدی پری کوردیال یا در قلب شود. وقتی جنین تا سطح ابنورمالیتی داپلر تنزل می کند تقریباً همیشه اسیدمی وجود دارد.

 

آنمی جنینی

در بیماری Rh یک آنتی ژن گلبول قرمز جنینی وارد خون مادر می شود و موجب تحریک تولید آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبول قرمز می شود.

اگر همان آنتی ژن گلبول قرمز به سیستم ایمنی مادر معرفی شود یک پاسخ فراموشی ممکن است در بارداری بعدی اتفاق افتد.

 

 

 

بنابراین ممکن است منجر به یک سری وقایع از جمله آنمی جنین، خونسازی خارج مغز استخوان هیدروپس و مرگ جنین می شود.

قبلاً برای تشخیص آنمی جنین و نیاز به ترانسفیوژن داخل رحمی جنین از آمینوسنتز جهت ارزیابی od450 که در واقع سنجش بیلی روبین حاصل از تجزبه هموگلوبین است استفاده می شد.

اگر جنین مشکوک به آنمی متوسط تا شدید بود جنین باید تحت کوردوسنتر جهت ارزیابی خون جنین و ترانسفیوژن قرار می گرفت .

ایزوایمونیزاسیون با آنتی بادی Kell (یکی از گروه خون های فرعی) همچنین منجر به آنمی جنین می شود البته بیشتر از طریق سرکوب مغز استخوان تا انجام همولیز این آنمی را باعث می شود.

بنابراین OD450  در این موارد غیرطبیعی نخواهد بود. آنمی جنین همچنین می تواند در اثر عفونت هایی مثل پاروویروس ایجاد شود.

 

زایمان زودرس

اگرچه پاتوفیزیولوژی زایمان زودرس هنوز به خوبی شناخته نشده است، استفاده از توکولیز گسترده است. استفاده از عواملی که  داپلر در ارزیابی بسته شدن زودرس مجرای شریانی با استفاده از تعیین حداکثر سرعت سیستولیک همین طور اینکه آیا جریان مستمر در طی دیاستول وجود دارد استفاده میشود.

 

ابنورمالیتی های قلبی

جنین های با ابنورمالیتی قلبی شناخته شده شامل بیماری قلبی ساختمانی یا مادرزادی آریتمی، نارسایی قلبی ممکن است ابنورمالیتی سرعت جریان خون داخل قلبی و در راه های خروجی قلب داشته باشند که با استفاده از ولوسیتومتری داپلر قابل کشف است.

بسته به ماهیت ابنورمالیتی می تواند اثراتی روی سرعت امواج جریان خون در مجرای وریدی، وریدهای کبدی، ورید اجوف تحتانی و ورید نافی ایجاد کرد.

 

تشخیص

تکنیک داپلر و اندازه گیری ها

همین طور که در ابتدا گفته شد با استفاده از داپلر ولوسیتومتری موج پالسی می توان اطلاعات زیر را از یک جریان سرعتی موجی شکل به دست آورد:

1- سرعت جریان خون: نیاز به یک زاویه نزدیک به صفر بین یروب و عروق مزبور دارد. ابزار تصحیح زاویه سونو در اغلب ماشین های سونوگرافی موجود است و می تواند استفاده شود، اما زاویه واقعی بین امواج سونو و رگ باید کمتر از 30 درجه باشد.

برای اندازه گیری حداکثر سرعت سیستولیک در شریان مغزی میانی (MCA PSV)، مارکر باید در یک سوم پروگزیمال شریان مغزی میانی همان جایی که از حلقه ویلیس منشعب میشود گذاشت.

2- اندکس های مقاومت (نسبت سیستول / دیاستول، اندکس مقاومت، اندکس ضربانی) اینها اندازه گیری های غیر وابسته به زاویه هستند، به طوری که اندازه گیری به دست آمده از هر یک از این اندکس ها وابسته به زاویه بین یروب و عروق مورد بررسی ندارند.

3- حجم جریان خون (میلی لیتر در دقیقه این با استفاده از سرعت جریان خون ضرب در سطح مقطع رگ به دست آمده با استفاده از سونوی دوبعدی، در 60 ثانیه به دست می آید.)

(سانتی متر مربع) سطح مقطع رگ × (ثانیه/ cm) سرعت = (دقیقه / ml) حجم خون × 60 ثانیه

 

کاربرد داپلر در تشخیص آنمی جنینی و زایمان زودرس چیست؟
کاربرد داپلر در تشخیص آنمی جنینی و زایمان زودرس چیست؟

 

سرعت های جریان قلبی

اندازه های طبیعی و الگوهای سرعت جریان خون قبلاً برای سرعت های داپلر قبلی گزارش شده است؛ به طور اختصاصی تر اندازه های سرعت جریان خون و الگوهای آن برای راه های خروجی آئورت و شریان ریوی، مجرای شریانی، مجرای وریدی، وریدی های ریوی، دریچه میترال و تری کوسپید و ورید اجوف تحتانی توضیح داده شده است.

هر نوع ابنورمالیتی ساختمانی قلب جنین یا پری کوردیال یا ابنورمالیتی عروقی بعد از قلب می تواند روی سرعت جریان خون و امواج عروق و دریچه ها اثر بگذارد. ارزیابی بیشتر اکوکاردیوگرافی قلب جنین در فصل 5 ذکر شده است.

 

پیشگویی عوارض بر مامایی

تلاش های فراوانی طی دو دهه گذشته شده تا با استفاده از کاربرد داپلر در مطالعه شریان های رحمی بتوان پراکلامسی، محدودیت رشد جنین، مرگ جنین یا زایمان زودرس را پیش بینی کرد.

دیستال ترین شاخه شریان رحمی (شرائین مارپیچی) تحت یک تغییر واضح کلی در نیمه اول بارداری به صورت تبدیل از عروق عضلانی و با مقاومت بالا به عروق با مقاومت پایین قرار می گیرند.

این مهم در پاسخ به تمایز سیتوتروفوبلاست ها به سیتوتروفوبلاست های غیر تهاجمی وتروفوبلاست های تهاجمی که به خصوص آخری دیواره عضلانی عروق مارپیچی را مورد تهاجم قرار می دهد.

این تغییر منجر به جریان خون قابل توجهی در بستر جفتی (ml/min 600-800) طی بارداری می شود. مقالات زیادی روی استفاده از مطالعه داپلر شریان رحمی برای پیشگویی پیامدهای بد بارداری در جمعیت های پرخطر و کم خطر منتشر شده است.

در جمعیت کم خطر به نظر نمی رسد که استفاده از داپلر به عنوان یک ابزار غربالگری برای عوارض بد مامایی منفعتی داشته باشد.

اما این استفاده از داپلر در بارداری های پرخطر مخصوصاً در مشخص کردن زیرگروهی که مخصوصاً بیشتر در معرض عوارض مامایی هستند و نیاز به مانیتورینگ اضافی طی بارداری دارند و همین طور تعیین استراتژی های پیشگیری کننده در این گروه پرخطر می تواند مفید باشد.

به علاوه میزان پیشگویی منفی بالا برای عوارض بد مامایی می تواند اطمینان بخش باشد. به هر حال قبل از اینکه این تست بتواند کاربرد عمومی یا حتی کاربرد در جمعیت پرخطر پیدا کند، شواهدی بیشتری برای توانایی پیشگویی روشن، بهترین سن بارداری برای غربالگری استاندارد کردن تکنیک مطالعه و مشخصات یک تست غیرطبیعی و یک درمان یا استراتژی پیشگیری مؤثر مورد نیاز است.

 

محدودیت رشد داخل رحمی

امواج سرعت جریان خون به دست آمده با استفاده از سرعت داپلر pulsed wave در عروق می تواند در طی بارداری تغییر کند.

در شریان نافی در بارداری طبیعی یک افزایش پیشرونده در سرعت جریان خون دیاستول طی بارداری وجود دارد که کاهش در مقاومت جفت را نشان می دهد.

یکی از مشخصات محدودیت رشد داخل رحمی ناشی از نارسایی رحمی – جفتی افزایش مقاومت داخل جفت است که با استفاده از ولوسیتومتری جریان خون در شریان نافی می تواند تشخیص داده شود.

تقریباً 40 درصد برون ده قلبی از طریق شریان نافی مستقیماً به سمت جفت می رود؛ بنابراین همین طور که بیماری جفتی پیشرفت می کند و مقاومت در برابر جریان خون افزایش می یابد بار کاری قلب افزایش می یابد (after load). به هر حال قبل از اینکه دیسفونکسیون قلبی واضحی رخ دهد، ابنورمالیتی جریان خون وریدی پری

 

 

کوردیال (ورید اجوف تحتانی، مجرای وریدی هپاتیک) در 70% جنین های پرترم و جنین های دچار محدودیت رشد شدید ایجاد شود.

 

حساسیت ناشی از ناسازگاری Rh

همان طور که قبلاً نیز گفته شد آنمی جنینی ناشی از آلوایمونیزاسیون (غیر از آنتی kell) قبلاً به وسیله آمینوسنتز و ارزیابی OD450 ∆  تشخیص داده می شد و به وسیله نمونه گیری از خون جنینی تأیید می شد.

ارزیابی حداکثر سرعت جریان خون سیستولیک شریان مغزی میانی به عنوان تست استاندارد طلایی برای کم خونی جنین جایگزین OD450  ∆   شده است.

حداکثر جریان خون سیستول McA حساسیت بیشتری برای آنمی متوسط تا شدید نسبت به OD450 ∆ دارد. به هر جهت، OD450 ∆ در تشخیص حساسیت Kell به علت اینکه آنمی ایجاد شده بیشتر در اثر سرکوب مغز استخوان است تا همولیز نمی تواند مفید باشد (محصول ناشی از تجزیه گلبول قرمز در اثر همولیز در AF که اساس تست OD450 ∆ است افزایش نمی یابد.)

پاتوفیزیولوژی منتج از بیماریRh منجر به کاهش سرعت جریان خون جنینی به علت کاهش ثانویه هماتوکریت می شود.

این امر منجر به یک افزایش در سرعت جریان خون می شود که به وسیله ولوسیمتری pulsed wave داپلر می تواند مشخص شود.

یکی از عروق منشعب از حلقه ویلیس، شریان مغزی میانی است که به دلیل جایگاه آن و اینکه هر دو شریان مغزی میانی 80% جریان خون مغزی را حمل می کنند به وسیله داپلر مورد ارزیابی قرار می گیرد.

ابتدا شریان مغزی میانی (MCA) با استفاده از امواج داپلر رنگی مشخص می شود. با استفاده از زاویه سونو صفر درجه یا کمتر از 30 درجه و ولوسیمتری داپلر ضربانی برای به دست آوردن امواج سرعت جریان خون استفاده می شود.

از جریان ولوسیمتری موجی شکل PSV (حداکثر سرعت سیستولیک) را از پیک های سریال جریان امواج ولوسیمتریک به دست آورد و یک پیک متوسط حداکثر سرعت سیستولی را از امواج  MCA به دست آورد.

نموگرام هایی برای PSV در شریان مغزی میانی طی هفته های مختلف بارداری در دسترس هستند. محاسبه میانگین متوسط (MOM) حداکثر سرعت سیستول شریان مغزی میانی در سایت پری ناتولوژی در دسترس هستند وقتی PSV شریان مغزی میانی از آستانه MoM 55/1 بالاتر می رود خطر بالایی برای آنمی متوسط تا شدید در جنین وجود دارد.

استفاده ازآستانه MOM 5/1 حساسیت 100% و ارزش پیشگویی کننده منفی 100% برای آنمی متوسط تا شدید دارد.

مطالعات بعدی نیز نتایج مشابه و قابل قبول را از مشخصات این تست غربالگری نشان داد. وقتی این مسئله در بررسی داپلر به دست آمد جنین می تواند برای تأیید تشخیص تحت نمونه گیری خونی برای تعیین هماتوکریت جنین و اینکه آیا ترانسفیوژن لازم است یا خیر قرار گیرد.

استفاده از داپلر برای ارزیابی McA و تشخیص آنمی در جنین در این مدل از انجام روش های تهاجمی استاندارد آمینوسنتز و خطرات بالقوه آن پرهیز می کند (برای تعیین  OD450  ∆ مورد نیاز است) چرا که خود آمینوسنتز به طور بالقوه خطر تشدید حساسیت Rh را دارد.

اندازه گیری حداکثر سرعت سیستول  McA به منظور ایجاد راهنمایی در بیماران دچار آنمی ناشی از عفونت ها مثل عفونت های ناشی از پاروویروس نیز استفاده می شود.

درمان

آریتمی و بیماری مادرزادی قلب

تعدادی از سناریوهای بالینی ممکن است انجام اکوکاردیوگرافی جنین را اجباری سازد که در مبحث بحث شده است.

زمان ایده آل انجام اکوکاردیوگرافی جنین بین هفته 22-18 بارداری است. چندین مرکز پری ناتال تخصصی وجود دارد که اکو را در سه ماهه اول بارداری انجام می دهند.

مشاوره و اقدام درمانی افراد با بیماری های قلبی مادرزادی در جنین ها مراحل مختلف را در بر می گیرد از جمله انجام کاردیوتیپ جنین، تعیین نوع و شدت ضایعه قلبی، در نظر گرفتن مسائل مذهبی و اخلاقی و وجود آنومالی خارجی قلبی را شامل می شود.

در بسیاری از موارد یکی از چیزهای مهم در یک جنین با بیماری مادرزادی قلب این است که آیا ضایعه قلبی وابسته به مجرا است و نیاز به تجویز پروستاگلاندین برای حفظ باز ماندن برای شریانی دارد.

این یک مرحله مهم در درمان خانم باردار است؛ چرا که تعیین خواهد کرد که بیمار نیاز هست در بیمارستانی زایمان کند که سیستم پرستاری قابلیت تجویز پروستاگلاندین IV را داشته باشند.

آریتمی جنین به طور تیپیک ابتدائاً به وسیله سمع روتین ضربان قلب جنین طی ویزیت پری ناتال یا مانیتورینگ الکترونیک خارجی جنین کشف می شود.

بررسی بیشتر انواع خاصی از آریتمی ها نیاز به استفاده از کاردیوگرافی M-Mode و ارزیابی کامل ساختمان قلب و سرعت جریان دارند.

بعضی از بیماران با بیماری اتوایمون از نظرآنتی بادی SSA/SSB مثبت هستند و نیاز به اکوسریال برای ارزیابی فاصله P-R به عنوان یکی از اندیکاتورهای ایجاد خطر بلوک کامل قلبی دارند.

درمان بیمار با بیماری مادرزادی قلب باید به صورت یک نیم درمانی شامل پری ناتالوژیست مشاور ژنتیک کاردیولوژیست اطفال، متخصص نوزادان، جراح قلب و توراکس کودکان و مامای مراقبت کننده باشد.

 

محدودیت رشد داخل رحمی

وقتی یک جنین به وسیله سونوگرافی تشخیص داده می شود که دچار محدودیت رشد شده است، ارزیابی کامل جنین باید برای رد آنومالی های جنینی احتمال ابنورمالیتی کاردیوتیپ و عفونت مادرزادی انجام شود.

مجدداً سن بارداری جهت تأیید سن دقیق مرور شود، شروع زودرس و ابنورمالیتی ساختمانی یا IUGR قرینه باید رد ابنورمالیتی کروموزومی و عفونت های مادرزادی در نظر داشت.

استراتژی های درمانی در IUGR محدود است و شامل اجتناب از کارو فعالیت شدید، افزایش مصرف مایعات و حذف عادت های بد و مضر مثل استفاده از توتون و تنباکو، استفاده از الکل و داروهای غیرقانونی است.

استراحت در بستر کامل نباید توصیه شود و اگر استراحت بیشتر به وسیله بیمار یا معالج او مورد نظر است باید با استراحت در منزل و انجام فعالیت در حد تهیه غذا و کارهای سبک در منزل تغییر داده شود.

در بیماران باردار با سابقه IUGR در بارداری قبل تجویز آسپرین بچه (80/mg) نشان داده شده که در کاهش خطر عود مؤثر است و باید در نیمه اول بارداری و ترجیحاً قبل از هفته 16 شروع شود.

مراقبت از جنین دچار محدودیت رشد شامل شمارش حرکات جنین ارزیابی سریال رشد جنین، سونو (هر 3-2 هفته)، NST و یا بیوفیزیکال پروفایل و ولوسیمتری داپلر است.

شروع زودرس محدودیت رشد داخل رحمی که به علت اختلالات اسید و باز داخل رحم بدتر می شود اغلب تغییرات داپلر در عروق مختلف را نشان می دهد. در حالی که این تغییرات داپلر IUGRهای با شروع دیررس کمتر اتفاق می افتد.

 

آنمی جنینی

درمان آنمی جنین به بررسی دقیق فاکتورهای اتیولوژیک بستگی دارد. تعداد زیادی از بیماران ناشی از آلوایمونیزاسیون مادر یا عفونت پاروویروس B19 است.

حساسیت به Rh با تشخیص یک بیمار ایزوایمونیزه شده، طی بررسی روتین گروه خون و Rh مشخص می شود وقتی تست غربالگری آنتی بادی وجود یک آنتی بادی را نشان دهد که چنین را در معرض آنمی قرار می دهد باید به صورت سریال بیمار از نظر تیترآنتی بادی اسکرین شوند.

تست جایگزین چک سریال آنتی بادی که امروزه بیشتر به صورت تجاری در دسترس است، استفاده ازcellfree FDNA است که با استفاده از آن مشخص می کنند که جنین حاوی آنتی ژن مذکور است یا خیر. اگر آنتی ژن در جنین وجود نداشته باشد ارزیابی بیشتری نیاز نیست.

آگر آنتی وجود داشته باشد بیمار باید با تیتر آنتی بادی پیگیری شود و وقتی تیتر به تیتر آستانه بحرانی رسید بیمار باید برای آنمی جنین ارزیابی شود.

بسیاری از آزمایشگاه های بیمارستان تیتر  یا  را به عنوا آستانه انتخاب میکنند و ضروری است که هر پزشکی آستانه آزمایشگاه خاصی خود را بداند.

وقتی تیترآنتی بادی به آستانه بحرانی رسید بیمار نیاز دارد که تحت بررسی با استفاده از آمینوسنتز برای ارزیابیOD450  ∆در مایع آمینوتیک یا ارزیابی حداکثر سرعت سیستولیک شریان مغزی میانی با استفاده از ولوسیمتری داپلر pulsed wave  قرار گیرد.

البته اگر دومی در دسترس باشد ارجحیت دارد بر آمینوسنتز زیرا از خطر تست تهاجمی آمینوسنتز اجتناب می شود و به عنوان یک تست بسیار خوب جهت تشخیصی

آنمی متوسط تا شدید کاربرد دارد.

اگر آمینوسنتز انجام شود OD450 ∆ در بالای zone2  یا zone3 منحنیleily  یا Queenan  قرار گیرد. سپس جنین باید تحت نمونه گیری خون جنین برای تأیید آنمی و تزریق خون قرار گیرد.

به عنوان جایگزین اگر PSV شریان مغزی میانی برای ارزیابی آنمی جنین قرار گیرد PSV 55/1 MOM به عنوان آستانه ای است که بالاتر از آن باید نمونه گیری خون جنین و تزریق خون انجام شود در نظر گرفته می شود.

بعد از یک بار ترانسفیوژن PSV شریان مغزی میانی مقداری از دقت خود را از دست می دهد و برای ترانسفیوژن بعدی باید حدنصاب دیگری استفاده کرد (MoM 32/1 پیشنهاد می شود) PSV شریان مغزی میانی (MCA) به صورت افزایش یابنده ای جت ترانسفیوژن بعدی کمتر قابل اعتماد است و فاصله تجربی برای تزریق خون بعدی معمولاً 10-7 روز بعد از اولین تزریق خون است سپس هر 2 هفته تا زمانی که سرکوب مغز استخوان جنینی حاصل شود که با رنگ آمیزه kliehauer-Betke مشخص می شود و سپس 3 هفته بعد تجویز فتوباربیتال 30 میلی گرم خوراکی 3 بار در روز برای القاء ماچوراسیون کبدی باید در هفته 34 تا یک هفته قبل از زایمان در نظر گرفته شود.

زایمان یک جنین آنمیک که ترانسفیوژن دریافت کرده معمولاً بین هفته 37-36 انجام شود. اگر نمونه گیری خون جنین در یک جنین خیلی پری ترم نیاز شد که انجام شود تجویز بتامتازون یا دگزامتازون قبل از پروسیجر ضروری است.

 

زایمان زودرس

استفاده از داروهای آنتی پروستاگلاندین مثل اندومتسین به عنوان توکولیز منجر به مهار فعالیت پروستاگلاندین و کاهش سنتز پروستاگلاندین می شود که ممکن است باعث تنگی مجرای شریانی شود.

اثر روی مجرای شریانی وابسته به سن بارداری است و معمولاً ایندومتاسین بعد از هفته 32 نباید استفاده شود. اثر روی مجرای شریانی به طور تیپیکال 48 ساعت اول درمان دیده نمی شود.

ارزیابی سرعت داخل مجرای شریانی باید بعد از این زمان در صورتی که بیمار به مصرف مهار کننده پروستاگلاندین ادامه می دهد انجام شود. تنگی به صورت تیپیک با قطع داروهای آنتی پروستاگلاندین قابل برگشت است.

 

خلاصه

داپلر ولوسیمتری بالسی و رنگی ابزار سونوگرافی مفیدی برای ارزیابی و درمان جنین های با بیماری Rh، محدودیت رشد جنینی و آریتمی جنینی و بیماری مادرزادی قلبی هستند.

اگرچه سونوگرافی داپلر برای سایر مشکلات جنینی استفاده شده است، هیچ مطالعه ای منافع بالینی واضحی را برای استفاده در سایر موارد غیر از موارد گفته شده نشان نداده است.

استفاده گسترده از ولوسیمتری جریان F.V.W مجرای وریدی در تشخیص سندرم داون در سه ماهه اول هنوز انجام نمی شود.

اگرچه این یک ابزار غیر تهاجمی برای ارزیابی سندرم داون است، غربالگری DNA آزاد سلول های جنینی دقت بیشتری با حساسیت بالا (free fetal cell DNA) برای کشف ابنورمالیتی های کروموزومی دارد.

در حالی که ارزیابی داپلر شریان رحمی در بارداری های پرخطر ممکن است گروهی از زنان را که در معرض خطر بیشتری برای عوارض بد مامایی هستند را مشخص کند اما استفاده از داپلر تا انجام مطالعات بیشتر به عنوان یک روش بالینی استاندارد در جمعیت عمومی نباید استفاده شود.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : پروتکل های بارداری های پر خطر

 


depression-communication-in-preterm-delivery-1200x1200.jpg

ارتباط افسردگی دوران بارداری در زایمان زودرس

زایمان زودرس چیست ؟  امروز در سایت دکتر زنان به مساله دلایل زایمان زودرس چیست ؟  چگونه برای تولد نوزاد خود برنامه ریزی کنیم ؟ و چگونه برای تولد نوزاد خود برنامه ریزی کنیم ؟  علایم و نشانه های زایمان زودرس چیست ؟ پرداخته ایم شما همچنین میتوانید مطالب اختصاصی درباره زایمان طبیعی و زایمان سزارین را در این بخش ها بخوانید با ما همراه باشید .

در سایت دکنر زنان به تاثیر مصرف دخانیات در زایمان زودرس و سقط جنین همچنین برای پیشگیری از زایمان زودرس چه باید کرد ؟ پرداختیم که میتوانید مطالعه کنید .

اهمیت بالینی

حدود 20% زنان در طی زندگی خود از اختلالات افسردگی رنج می برند. ریسک افسرده شدن درزنان در طی سال های تولید مثل بالاتر است و بنابراین پزشک با زنانی که قبل از بارداری افسرده اند و یا در طی بارداری افسرده هستند، مواجه خواهد بود.

بعضی از محققین ارتباطی ما بین افسردگی مادر و بعضی از عوارض پره ناتال، شامل زایمان زودرس و یا زایمان با وزن پایین تولد پیدا کرده اند  اگرچه نتایج مخالفی نیز وجود دارد.

این یافته ها در طی ضایعات آسیب رسان بالقوه که اپیزود افسردگی شدید در مادر است نیاز به درمان در مادر باردار دارد.

اگرچه در صورت نیاز به درمان دارویی، نگرانی های اضافی در مصرف ضدافسردگی ها و ضد اضطراب ها که اغلب هم زمان استفاده هستند وجود دارد، موجب نتایج مضر پره ناتال و جنین می شود.

محققین به خطر مالفورماسیون های جنینی اگرچه با ریسک پایین تظاهر می یابد و در آزمایشات بالینی با حجم بزرگ بر روی نقایص دهلیزی و سپتوم بطنی که فقط با مصرف بعضی از ضد افسردگی ها بوده است، توجه داشته اند.
سایر نگرانی ها در ارتباط  با تولد نوزادان نارس و یا SGA کوچک برای سن حاملگی است. به طوری که در صورت کوچک بودن بیش از حد، موجب افزایش احتمال فشار خون پایدار پولمونری می شود.

شواهد برای تعدادی از این پیامدها، در زنانی که با ضد افسردگی ها درمان شده اند با حمایت قوی از کاهش زایمان زودرس، آمیخته شده است.

اگرچه حتی کمترین خطر می تواند منجر به هراس در بیماران و اضطراب و ناراحتی برای پزشکان توصیه کننده آنها باشد.

 

ارتباط افسردگی دوران بارداری در زایمان زودرس
ارتباط افسردگی دوران بارداری در زایمان زودرس

 

پاتوفیزیولوژی

مثل خیلی از اختلالات روانی، پاتوفیزیولوژی اختلالات افسردگی ناشناخته است. اگرچه شواهد یک ریسک زمینه ای را توسط بیولوژی (فاکتور ژنتیکی) استرس و تروما مطرح می کنند. هم زمان شرایط طبی عمومی و تماس با درمان های خاص و سایر مواد می تواند منجر به توسعه علایم بیماری افسردگی یا یک  اپیزود افسردگی شدید (MDE) شود.

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده است همه افراد افسرده، دارای تغییراتی در گردش نورنی عصبی و کاهش حجم در نواحی حساس مغز مثل شیار قدامی کورتکس قدامی، آمیگدال، هیپوگامپ هستند.

این نواحی همچنان تحت تأثیر با افزایش گلوکوکورتیکوییدها، که یک فریضه طولانی مدت در این زمینه بوده که موجب ایجاد اختلال نظم در محور هیپوتالاموس – هیپوفیز آدرنال در افسردگی می شود. برای مثال در مواجه با استرس که منجر به ترشح کورتیزل می شود.

ارتباط سیستم فیدیک بین کورتیزل، هورمونACTH و هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین CRH در خیلی از افراد دچار اختلال شده است و به علت تظاهر بیش از حد این هورمون ها دچار افسردگی شده اند، تماس های مداوم با این هورمون ها می تواند منجر به تغییر (سیگنال های) آناتومیک و دینامیک در نواحی فوق الذکر باشد.

 

تشخیص

تعداد زیادی از اختلالات خلق وجود دارد که در تقسیم بندی افسردگی قرار می گیرد، نمونه اصلی اختلالات افسردگی یک MDE (اپیزود افسردگی شدید) است. برای MDE 9 تا علامت وجود دارد. علائم در یک MDE شامل خلق افسرده، کاهش علاقه، تغییرات کاهش وزن، بی خواب یا پرخوابی، تأخیر در حرکات سایکو موتوری یا بی قراری، سرگیجه،احساس گناه، بی ارزش بودن، کاهش تمرکز و تفکرات مکرر مرگ یا خودکشی است.

یک زن باید حداقل 5 تا از این علایم را داشته باشد که شامل خلق افسرده و یا کاهش علاقه در بیشتر اوقات برای 2 هفته است.

اگر یک زن دارای شرح حال مبنی بر اپیزودهای مانیا – هیپومانیا مانند MDEs باشد او از یک اختلال دو قطبی رنج می برد که خود را در فاز افسردگی نشان داده است.

مانیا مشخص می شود با خصوصیات افزایش، گشایش، تحریک خلق، افزایش انرژی، خودبزرگ بینی، کاهش نیاز به خواب، پرگویی (زیاد حرف زدن) و افزایش شرکت در فعالیت های آرمانی و یا فعالیت های پرخطر، اگر او تاکنون اپیزود مائیک یا هیپومانیک را نداشته است و کراتیرمای بالا را داشته باشد، تشخیص او یک اختلال افسردگی ماژور یک قطبی است.

 

اداره

اداره یک زن باردار با یک اپیزود یا حمله افسردگی شدید بسیار وابسته است به تک قطبی و یا دوقطبی بودن بیماری او در هر موردی فرد ممکن است از روان درمانی سود ببرد.

جهت اطمینان از کافی بودن پاسخ به درمان باید تحت نظر باشد. اگر او نیاز به درمان دارویی دارد باید از جهت خطرات و فواید درمان ارزیابی شود و در چارت درمانی او نوشته شود باید ارزیابی و پیگیری هم زمان توسط یک روانپزشک در کنار متخصصین زنان با احتیاط انجام شود.

اگر او تجربه افکار خودکشی و آسیب به خود را دارد باید توسط یک روانپزشک یا روانشناس بالینی در زودترین زمان ممکن ارزیابی شود.

زنان با اپیزود افسردگی شدید، که از اختلال دو قطبی رنج می برند نیاز به درمان با یک تثبیت کننده خلق و یک ضدافسردگی خواهند داشت.

والپورات و کاربامازپین تثبیت کننده خلق مؤثری هستند اما تأیید شده است که تراتوژن اند و نباید در ابتدای بارداری استفاده شوند.

لاموتریژین جهت درمان افراد با اختلال دوقطبی توسط FDA تأیید شده است و می بایست دوز آن به آهستگی تیتراژ و بالا برده شوند. لیتیم با نقایص قلبی مرتبط بوده و می بایست در ابتدای بارداری اجتناب شود اگرچه خطر آن بعد از گزارش نتایج عمومی در افراد مصرف کننده ثبت شده، پایین بوده است.

اخیراً نظر به ایجاد مالفورماسیون قلبی – آنومالی ابشتاین در هر  کودک در معرض لیتیم است. خطر سایر انواع مالفورماسیون های قلبی نزدیک به 8 برابر بیشتر در نوزادان در معرض لیتیم در مقایسه با افرادی که در تریمستر اول در معرض آن نبوده اند، گزارش شده است.

داروهای ضد سایکوز (ضد جنون) نسل اول درمان، دارای خاصیت خوب تثبیت کننده خلق اند و دارای خطرات تراتوژنیسیته کمتری نسبت به ضدتشنج لیتیم دارند. اگر خلق بهبود یابد نیاز به اضافه کردن داروی ضدافسردگی نیست.

زنان با اپیزود افسردگی ماژور تک قطبی، که به شکل مؤثری با روان درمانی درمان نشده اند یا زنان با اختلال دوقطبی که به تنهایی به داروهای تثبیت کننده خلق پاسخ نداده اند، نیاز به درمان با داروهای ضدافسردگی دارند.

ایمنی داروهای ضدافسردگی 3 حلقه ای قدیمی در سنین تولید مثل، بهتر از داروهای جدیدتر مثل سروتونین یا مهار کننده باز جذب کننده نوراپینفرین سرتونین نیست و این قابل قبول است که درمان با یک (مهار کننده اختصاصی با جذب سرتونین) یا بوپروپیون شروع شود. اگر زنان در اجتناب از نیکوتین سیگار در کشمکش باشند استفاده از بوپروپیون به درمان اعتیاد با نیکوتین و افسردگی او کمک خواهد کرد.

داده های مرتبط در استفاده از پاروکستین در بارداری با مالفورماسیون های قلبی هستند. خیلی از متخصصین توصیه به منع مصرف این دارو در سه ماهه اول بارداری دارند، در هر حال اگر یک زن در سه ماهه اول با مصرف دارویی خوب به نظر آید، تغییر به داروی دیگر برای او سود کمی خواهد داشت.

در هر مورد، زنان جهت کاهش استفاده از داروهای مضر قانونی و غیرقانونی مانند سیگار و الکل یا داروهای تفریحی باید مشاوره شوند.

استفاده از مواد در زنان با افسردگی نسبت به زنان بدون افسردگی شایع تر است، و بیماران ممکن است قبول نداشته باشند که سیگار و الکل و یا سایر مواد مضر هستند .

 

 

نتیجه گیری

ایده آل این است که یک هفته بعد از شروع درمان دارویی بررسی اپیزود افسردگی ماژور و بررسی از نظر عوارض جانبی داروها و ارزیابی بدتر شدن شرایط روانی به عمل آید. متعاقباً فرد 2 هفته و سپس یک ماه بعد ویزیت خواهد شد.

درجاتی از بهبودی خلق ممکن است در عرض چند هفته قابل توجه باشد ، به هر حال ممکن است پاسخ کامل به درمان 6 الی 8 هفته طول بکشد. بیماران باید از نظر افکار خودکشی در هر ویزیت ارزیابی شوند؛ در حالی که بعضی از متخصصین از طرح سؤال در مورد افکار خودکشی نگرانند و احتمال عمل به خودکشی را حدس می زنند که این مورد مطرح نیست.

اگر بیمار افکار خودکشی را تأیید کند باید خدمات پزشکی و اورژانسی را برای او مهیا کرد. اگر متخصص قادر به تأمین پیگیری بیمار با این تناوب نباشد بیمار باید به یک روانپزشک که با او در ارتباط است ارجاع شود.

اگر پاسخ به درمان ایجاد شود در ویزیت های مراقبت مامایی خلق، بیمار می بایست مکرراً ارزیابی شود.

 

نتیجه

ریسک وقوع (MDE) هم زمان با دوران باروری زنان است. در حالی که بعضی از بیماران از روان درمانی سود می برند و از درمان دارویی اجتناب می کنند، همیشه در همه بیماران این طور نیست.

زنانی که بیماری زمینه ای اختلال دوقطبی دارند، آنهایی که با حملات عودکننده افسردگی ماژور مراجعه می کنند احتمالاً بیشتر به درمان دارویی نیاز دارند.

داروهای ضد سایکوز عوارض و خطرات کمتری نسبت به داروهای ضدتشنج تثبیت کننده خلق دارند که باید در ابتدای بارداری اجتناب شوند.

ضدافسردگی ها تراتوژن های بزرگی نیستند اما پزشکان نیاز به آگاه کردن بیماران با خطرات بالقوه و فواید درمان دارند. عوارض پره ناتال شامل زایمان زودرس و دیسترس تنفسی گذرا در نوزادان است.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

منبع : پروتکل های بارداری های پر خطر

 


what-is-the-diagnosis-of-fetal-chromosomal-status-1200x1200.jpg

 

تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟


در محتواهای قبلی در سایت دکتر زنان به مطالب پرداختیم که میتوانید مطالعه کنید  خطرات تابش اشعه یونیزاسیون در دوران بارداری

مرور کلی

آنوپلوئیدی جنینی به تعداد غیر طبیعی کروموزوم ها گفته می شود ( در حالت طبیعی تعداد کروموزوم ها 46 عدد و به صورت دیپلوئید هستند).

وجود یک کروموزوم اضافی به عنوان تریزومی گفته می شود که علت مهم مالفورماسیون مادرزادی است. شایع ترین تریزومی اتوزومال سندرم داون (تریزومی 21)، سندرم ادوارد (تریزومی  18) و سندرم پاتو (تریزومی 13) است .

به علاوه حذف های کوچک و دوپلیکاسیون های کوچک قسمت هایی از کروموزوم به صورت افزایش یابنده ای تشخیص داده می شود که با ابنورمالیتی هایی در بچه ها همراه است مثل سندرم دی ژرژ (q11 22 del) و سندرم ویلیامز (  79  11.23  del).

جدیداً آنالیز میکرواری کروموزومی امکان تشخیص ابنور مالیتی های ساب میکروسکوپیک را نمی توانند با کاریوتیپ روتین دیده شوند، فراهم کرده است و شواهد افزایش یافته ای از چنین واریانت های شمارشی همراه با بیماری های ژنتیکی مهم وجود دارد.

اگر شما نگران این مساله هستید میتوانید با دکتر مژگان کریمی ملاقات کنید و درباره سندرم داون  بیشتر آگاه شوید اطلاعات تماس :

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

 

تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟
تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟

پاتوفیزیولوژی

فنوتیپ تریزومی 21 وقتی که سه برابر شدن ژن در قسمت خاصی از کروموزوم 21 وجود دارد به عنوان باند 21q22 شناخته می شود عدم جدا شدن جفت کروموزوم 21 طی میوز اسپرم یا تخمک عامل 95 درصد تریزومی 21 است.

در تعداد زیادی از موارد کروموزوم اضافی از منشأ مادری ارتباط قوی بین سن مادر و شانس تریزومی 21 جنین وجود دارد.

در کمتر از 5% موارد ماده کروموزومی 21 اضافی منجر به یک جابجایی نامتعادل می شود که معمولاً کروموزوم 21 و 14 را تحت تأثیر قرار می دهد اما ندرتاً کروموزوم 15 یا 22 تحت تأثیر قرار می گیرد.

حدود 50% این بیماران به عنوان یک جابجایی جدید (denovo) اتفاق می افتد و 50% از یکی از والدین که حامل جابجایی متعادل هستند به ارث می رسد. موارد نادرتر تریزومی 21 موزائیک هستند که در بعضی از خطوط سلول 3 کپی از کروموزوم های 21 وجود دارد و بقیه لاین های سلول نرمال هستند.

تریزومی 18 و 13 همچنین ناشی از عدم جدا شدن طی میوز در تقریباً 85% موارد هستند در حالی که 10% موارد موزائیک و 5% ناشی از جابجایی هستند.

 

تشخیص و پروتکل های اسکرینینگ

غربالگری پره ناتال و تشخیص تریزومی های اتوزومال باید به همه زنان باردار پیشنهاد شود، بدون توجه به سن تشخیص قبل از تولد به یک روش تهاجمی نیاز دارد، CVS و آمینوسنتز شایع ترین روش های انجام شده برای تعیین تشخیصی خاصی است.

در مقابل غربالگری پره ناتال تعیین خطر برای انبورمالیتی کروموزومی خاصی را فراهم می کند. شایع ترین غربالگری مورد استفاده غربالگری سه ماهه اول تلفیقی با استفاده از سونوگرافی و آزمایش سرمی و غربالگری سرمی سه ماهه دوم و غربالگری سونوگرافی و تست غیر تهاجمی قبل از تولد است (NIPT).

 

 

تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟
تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟

 

تشخیص پره ناتال تهاجمی

وقتی تشخیص وضعیت کروموزومی جنین در سه ماهه اول بارداری مورد نیاز می شود، روش انتخابی CVS است این به طور تی پیک بین هفته 14-10 با استفاده از سوزن اسپاینال با gauge20 انجام می شود و تحت تأثیر سونوگرافی وازورای شکم و دیواره رحم وارد جفت شده و یا با استفاده از یک کانول پلاستیکی یا فورسپسیس های بیوپسی و با گاید سونوگرافی از طریق کانال، واژن و سرویکس وارد جفت هستند.

بیوپسی جفت از طریق ابدونیال و واژینال با از دست رفتن کلی بارداری در حدود 1% همراه است و معلوم نیست که چه مقدار از این Loss مربوط به ماهیت پروسیجر و چه  مقدار مربوط به از دست رفتن زمینه ای بارداری در چنین سن بارداری اولیه ای است.

انجام CVS قبل از هفته 9 بارداری ممکن است به میزان بالاتر از نقص اندام جنین همراه باشد اگرچه این پروسیجر CVS به صورت زودرس به ندرت انجام می شود.

آمینوسنتز پروسیجر CVS به صورت انتخابی در مواردی است که تشخیص قبل از تولد وضعیت کروموزومی جنین از هفته 15 به بعد مورد نیاز است.

ورود به داخل کیسه آمنیون با استفاده از سوزن اسپاینال با gauge 22 و تحت گاید سونوگرافی یک پروسیجر خیلی ایمن است و میزان از دست رفتن جنین 1 در 200 تا 1 در 500 بارداری است در حالی که اطلاعات قدیمی تر نشانگر از دست رفتن بارداری به میزان یک هزارم است.

در حالی که کشت سلول روتین جهت تعیین کاریوتیپ با استفاده از CVS سریع تر از آمینوسنتز به دست می آید، تست های اضافه تر و جدیدتری جهت تشخیص سریع تر آنوپلوئیدی طی 2-1 روز با استفاده از PCR (واکنش زنجیره ای پلی مراز) یا هیپریداسیون فلورسنت ها مدت زیادی است که فراهم شده است.

 

 

 

 

غربالگری تلفیقی سه ماهه اول

توانایی ارزیابی دقیق تعیین خطر مخصوص هر بیمار برای تریزومی 21 در طی سه ماهه اول به عنوان قسمتی از ارزیابی بالینی روتین به کار گرفته شده است این امکان استفاده از  CVS برای تأیید یا رد آنوپلوئیدی امکان ختم بارداری های مبتلا در سنین زودرس تر فراهم می کند.

این ارزیابی خطر خاصی هر بیمار در حال حاضر با استفاده از سن مادر، اندازه گیری سونوگرافیک چین پشت گردن جنین و مارکرهای سرم مادری با استفاده از اندازه گیری PAPP-A و جزء آزاد زنجیره بتا یا ملکول های کامل هورمون گنادوتروبین جفتی انسانی انجام می شود.

 

مارکرهای سونوگرافیک ثانویه

از آنجا که اندازه گیری NT همراه با مارکرهای سرمی به عنوان غربالگری اصلی در جمعیت عمومی محسوب می شود، شواهد سونوگرافیک مفید دیگری دال بر آنوپلوئیدی در سه ماهه اول وجود دارد.

سیستیک هیگروما در حدود 1 در هر 3 بارداری در سه ماهه اول پیدا می شودو به عنوان فضای NT خیلی بزرگ تلقی می شود که در تمام طول جنین گسترش یافته است و همراه با septation یا دیواره هایی است که به وضوح قابل دیدن هستند.

سیتک هیگروما به عنوان قوی ترین فاکتور پیشگویی کننده آنوپلوئیدی هنوز مطرح است به طوری که همراه با 50% خطر آنوپلوئیدی است.

از 50% چنین بارداری هایی که ثابت شده کاریوتیپ چنین طبیعی داشته باشند تقریباً بیش از نیمی از آنها مالفورماسیون ساختمانی جنینی ماژور دارند از جمله نقایص قلبی، و آنومالی های اسکلتی. کمتر از 25% موارد دچار سیستیک هیگرومای دیواره دار در سه ماهه اول منجر به یک تولد زنده طبیعی هستند.

 

 

 

بنابراین در صورت تشخیص این یافته باید فوراً جهت CVS ریفر شوند و بارداری هایی که یوپلوئید هستند باید به دقت از نظر وجود مالفورماسیون با استفاده از اسکن سونوگرافیک آنومالی های جنین و اکوکاردیوگرافی جنینی در هفته 22-18 بارداری ارزیابی شوند.

 

سونوگرافی NT

NT منتسب به فضای نرمالی است که بین ستون فقرات و پوست پوشانندة روی ستون فقرات در پشت گردن جنین در طی سونوگرافی سه ماهه اول دیده می شود.

فضای بزرگ تر با احتمال آنوپلوئیدی بیشتر همراه است. در حالی که NT کوچک تر احتمال تریزومی 21 را کمتر می کنند.

اندازه گیری این فضای NT به عنوان یک مارکر قوی سونوگرافیک تریزومی 21 مطرح است و بین 10 هفته و 3 روز و 13 هفته و 6 روز انجام می شود. اجزاء پروتکل سونوگرافیک اندازه گیری NT استاندارد را نشان داده است.

سونوگرافی NT می تواند از نظر تکنیکال ایجاد تناقص کند و نیاز به تلاش و تمرین جهت به دست آوردن تصویر با کیفیت دارد.

در حال حاضر مقبول است که سونوگرافرها و پزشکانی که این فرم از غربالگری را انجام می دهند باید در یک برنامة کیفیت سنجی وارد شوند.

مثال هایی از چنین برنامه های کیفیت سنجی شامل مرور کیفی NT که به وسیله فونداسیون کیفیت سنجی پری ناتال در آمریکا و اروپا اداره می شود.

به منظور استفاده از یک اندازه گیری NT جهت محاسبه خطر تریزومی 21، یک برنامة نرم افزاری مخصوصی برای تبدیل اندازه گیری بر حسب میلی متر به MOM مورد نیاز است.

 

تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟
تشخیص وضعیت کروموزومی جنین چگونه است؟

 

استفاده از اندازه های MOM تفاوت های موجود بر اساس سن بارداری در سایز NT را به حساب می آورد و امکان تلفیق سن مادر و نتایج سرمی را در ارزیابی خطر انتهایی می دهد.

 

PAPP-A و FBHCG

سطوح سرمی PAPP-A تقریباً 50% در بارداری های دچار تریزومی 21 در مقایسه با بارداری های نرمال در هفته 10+13 بارداری بیشتر است.

در مقابل سطوح سرمی مادری FBHCG تقریباً در بارداری های تریزومی 21 دو برابر بارداری ها در سن بادرای مشابه است. بسته به آزمایشگاه دارد که چه استفاده کند آیا جزء آزاد بتا را استفاده کند یا میزان توتال بتا را جهت غربالگری 3 ماهه اول اندازه گیری کنند.

تلفیق سن مادر، سونوگرافی NT، PAPP-A و FBHCG قادر است 85% موارد تریزومی 21 را با درصد مثبت کاذب 5% بین هفته 13-10 شناسایی کنند. این تست در بهترین حالت باید در اوایل سه ماهه اول انجام شود.

به طوری که نشان داده شده انجام این غربالگری در هفته 11، 87% موارد تریزومی 21 را شناسایی می کنند در مقایسه با 82% در سن بارداری 13 هفته با میزان مثبت کاذب 5%.

همین طور جنین هایی که تریزومی 21 دارند ممکن است وقتی تصویر سونوگرافی که در یک مقطع میدساژیتال کامل گرفته شده باشد در سن بارداری 13-10 هفته ممکن است استخوان بینی به خوبی تشکیل نشده باشد گفته شده که عدم دیده شدن خط اکوژنیک نشان دهنده عدم وجود استخوان بینی به عنوان یک مارکر مستقل برای تریزومی 21 جنین است همین طور گفته شده در سونوگرافی در سه ماهه اول که جنین های تریزومی 21 الگوی جریان خون داپلر غیرطبیعی در مجرای وریدی دارند.

 

 

 

 

به طور نرمال این رگ الگوی جریان خون 3 مرحله ای (تری فازیک) دارد، جریان خون رو به جلو که طی سیستول بطنی و اوایل دیاستول بطنی به پیک می رسد.

در حالت طبیعی باید یک جریان رو به جلو هم زمان با انقباض دهلیزی وجود دارد. معکوس شدن جریان خون طی فاز انقباض دهلیزی غیرطبیعی است و پیشنهادی شود که به عنوان یک مارکر اضافی برای تریزومی 21 طی سه ماهه اول در نظر گرفته شود.

به علاوه جنین های دچار تریزومی 21 احتمال بیشتری دارد که امواج جریان خون غیرطبیعی در دریچه تری کوسپید داشته باشند که به عنوان رگورژیتاسیون تری کوسپید در سه ماهه اول در جنین بارداری هایی مطرح می شود.

به هر حال، گفته شده که مطالعات نشان داده اند که ارزیابی سونوگرافیک استخوان بینی، مجرای وریدی، نارسایی تری کوسپید در سه ماهه اول از مطالعات انجام گرفته در جمعیت پر خطر انتخابی به دست آمده و احتمالاً کاربرد آن به عنوان غربالگری در جمعیت عمومی باعث تشخیص بیش از حد هستند.

به همین دلیل در سه ماهه اول ارزیابی این مارکرهای ثانویه برای غربالگری جمعیت عمومی توصیه نمی شود اما به جای آن در مراکز ارجاعی سطح 3 به عنوان ابزار غربالگری ثانویه برای ارزیابی بیمارانی که در غربالگری سه ماهه اول پر خطر شناخته شده اند و نتیجه هنوز در مورد اینکه آیا باید یک تست تهاجمی تشخیصی انجام دهند یا خیر قطعی نیست توجیه می شد. اگر این تست های ثانوی به نظر غیرطبیعی برسند آنگاه باید این مارکرهای ثانویه پیش از توصیه به CVS به عنوان تست اضافی انجام شود.

 

غربالگری سه ماهه دوم

اصل ارزیابی میزان خطر برای تریزومی 21 جنین در گذشته غربالگری سونوگرافیک و سرمی سه ماهه دوم بوده است.

 

 

 

غربالگری سرمی سه ماهه دوم در قسمت عظیمی از جمعیت مورد غربالگری به علت تفوق و برتری غربالگری تلفیقی سه ماهه اول به میزان زیادی افت کرده است.

هر چند ممکن است چنین مارکرهای سرمی در قسمت کوچکی از بیماران که توفیق غربالگری زودرس در سه ماهه اول را از دست داده اند نقش داشته باشد.

تکنیک های مورد استفاده برای ارزیابی خطر تریزومی 21 طی سه ماهه دوم شامل کشف سونوگرافیک مالفورماسیون های ساختمانی ماژور در جنین، کشف مارکرهای مینور سونوگرافیک و ارزیابی های سرمی مادر که شامل آلفافیتوپروتئین(AFP)، گنادوتروپین کوریون انسانی HCG، استریول غیرکونژوگه(UE3) و اینهیبین INHA، است.

 

کشف سونوگرافیک مالفورماسیون های ماژور

ژنتیک سونوگرافی یک ترم استفاده شده برای توضیح ارزیابی سونوگرافیک علائم و نشانه های آنوپلوئیدی در جنین است.

کشف مالفورماسیون ساختمانی ماژور خاصی که به عنوان علامت همراه آنوپلوئیدی شناخته شده انجام آمینوسنتز ژنتیک را ایجاب می کند.

خلاصه مالفورماسیون های ساختمانی ماژور را که با شایع ترین تریزومی ها دیده می شود نشان می دهد.

افزایش و عمومی شدن غربالگری سه ماهه اول باعث شد که بسیاری از افراد انجام دهنده سونوگرافی های مامایی متبحر بکوشند تا سن انجام ژنتیک سونوگرافی را به سمت انتهای سه ماهه اول پایین تر آورند.

در مورد دقت ژنتیک سونوگرافی در سه ماهه اول به عنوان ابزار غربالگری جمعیت عمومی اطلاعات کمی در دسترس است و بنابراین زمان اپتیمال حدود هفته 22-18 بارداری است.

 

 

 

وقتی یک مالفورماسیون ساختمانی ماژور مثل نقص کانال دهلیز بطنی یا علامت حباب دوبل که نشانه آترزی دئودنال است دیده می شود خطر تریزومی 21 در بارداری می تواند حدود 30-20 برابر افزایش داده شود برای تمام بارداری هایی که این علامت ها دیده شود میزان افزایش در خطر آنوپلوئیدی به حدی خواهد بود که انجام فوری آمینوسنتز را اجباری می سازد.

 

سونوگرافیک مارکرهای مینور

سونوگرافی سه ماهه دوم همچنین می تواند طیفی از مارکرهای مینور برای آنوپلوئیدی را مشخص کند. این موضوع به عنوان ابنورمالیتی ساختمانی جنین محسوب نمی شود، اما وقتی وجود داشته باشد به عنوان افزایش احتمال خطر آنوپلوئیدی جنین در نظر گرفته می شود.

خلاصه ای از مارکرهای سونوگرافیک مینور را نشان می دهد که وقتی دیده شوند ممکن است احتمال یک جنین آنوپلوئیدی را افزایش دهد.

مینور مارکرهایی که ممکن است ارزش بیشتری را داشته باشند شامل اندازه گیری چین گردنی یا سونوگرافی تیغه بینی، روده اکوژن و فموریا هومروس (استخوان بازو) کوتاه است، به نظر می رسد سایر مارکرهای منبع دیگر مثل نقطه اکوژن داخل قلب، پیلکتازی خفیف و کیست های شبکه کوروئید ارزش کمی را وقتی به صورت ایزوله وجود داشته باشند در یک جمعیت کم خطر داشته باشند، باید دقت شود که بیشتر اطلاعات که تأکید بر نقش مینور مارکرها در آنوپلوئیدی ها دارند از جمعیت پر خطر به دست آمده است.

جمعیت پرخطری مثل مادران با سن بالا یا نتایج غربالگری سرمی ابنورمال.

کشف مینور مارکرها به صورت ایزوله در بیماران کم خطر از جمعیت عمومی احتمالاً اثر کمی روی خطر زمینه ای آنوپلوئیدی پایین خواهد داشت.

 

 

 

جهت مشاوره با بیمارانی که یک مارکر مینور سونوگرافیک تشخیص داده شده دارند می توان از ضریب L.R (نسبت احتمال) برای تعیین خطر دقیق تر ارزیابی بیمارانی که جنین شان ممکن است مبتلا به تریزومی 21 باشد استفاده کرد.

L.R (نسبت مقیاس احتمال) که می تواند به عنوان متغییر برای محاسبه خطر سندروم داون با توجه به مینور مارکر کشف شده استفاده شود را نشان داده است.

اگر هیچ مارکری وجود ندارد، ریسک قبل بیمار می تواند در 4% ضرب شود که به طور مؤثری شانس وجود یک جنین مبتلا به تریزومی 21 را 60% کاهش می دهد.

L.R (نسبت احتمال) برای هر مارکر به عنوان یک یافته ایزوله در جدول لیست شده است. در مقابل وقتی بیشتر از یک مارکر وجود دارد در همان جنین L.R های متفاوت باید استفاده شود وقتی دو مینور مارکر وجود دارد.

افزایش ده برابر خطر تریزومی 21 همراه است و وقتی 3 تا یا بیشتر مینور مارکر وجود دارد حدود 115 برابر افزایش می یابد همچنین توجه شود که فاصله 95% برای L.R هر مارکر وسیع تر است.

این اندازه ها باید تنها به عنوان یک راهنمای عمومی برای مشاوره بیماران استفاده شود دقت ریسک ارزیابی شده با استفاده از یک ریسک زمینه ای در دسترس برای هر بیمار خاصی مشابه نتایج غربالگری مارکرهای سرمی مادر می تواند به حداکثر برسد نسبت به سن مادری وقتی در دسترس باشند.

 

آلفافیتوپروتئین(AFP) گنادوتروپین کوریونی انسانی (HCG) استرول غیر کونژوگه (UE3) و اینهیبین A

سطوح سرمی مادری AFP و استریول غیر کونژوگه هر دو حاملگی های با تریزومی 21 در مقایسه با حاملگی های یوپلوئید حدود 25% پایین تر است.

 

 

 

در مقابل سطوح اینهیبین A و HCG تقریباً در حاملگی های کمپلیکه شده با تریزومی 21 دو برابر بالاتر است. سطوح سرمی مادری مارکرهای سرمی HCG، UE3، AFP در حاملگی های کمپلیکه شده با تریزومی 18 کاهش می یابند.

تلفیق AFP، UE3، HCG، INH A با هم به عنوان غربالگری چهارگانه یا quad شناخته می شود. که می تواند 80 درصد caseهای تریزومی 21 را با میزان مثبت کاذب 5% شناسایی کند.

ارزش تست غربالگری سرمی به وسیله تعیین دقیق سن بارداری می تواند به حداکثر رسانده شود، اگر ممکن باشد. تعیین سن با استفاده از سونو باید به جای تاریخ قاعدگی استفاده شود.

زمان اپتیمال غربالگری سرمی بین هفته 15 و 16 است چرا که این امکان را می دهد که در زمان ارزیابی سونوگرافیک سه ماهه دوم نتیجه در دسترس است.

اگرچه زودتر نیز این مسئله بحث شد که نقش اصل مارکرهای سه ماهه دوم، انجام غربالگری برای آن دسته از افراد است که اولین مراقبت بارداری خود را بعد از هفته 14 شروع کرده اند.

 

ادغام غربالگری سه ماهه اول و دوم

بعضی از مارکرهای سرمی سه ماهه دوم مستقل از مارکرهای سه ماهه اول هستند بنابراین بعضی مراکز مارکرهای متعدد سرمی سه ماهه اول و دوم را برای بهبود ارزش آنها با هم ادغام کرده اند.

یه روش ادغام غربالگری های مختلف در سنین بارداری مختلف وجود دارد که به نام های Integrated، غربالگری مرحله ای و غربالگری contigent گفته هستند.

به هر حال پیچیدگی این چیدمان غربالگری به خصوص در حیطه تست Nipt احتمال چنین ادغام های تست های سه ماهه اول و دوم را به صورت فراینده ای غیرقابل اهمیت می سازد.

 

 

 

تست Integrated منسوب به یک پروتکل غربالگری 2 مرحله ای است که نتایج تا زمانی که همه مراحل غربالگری کامل نشده است منتشر نمی شود.

اندازه گیری سونوگرافیک NT همراه با ارزیابی سرمی PAPP-A بین هفته 13-10 به دست می آید و با انجام یک ارزیابی سرمی سه ماهه دوم مارکرهای AFP-HCG-UE3 و اینهیبین A بین هفته 16-15 پیگیری می شود و یک عدد به عنوان ریسک آنوپلوئیدی در هفته 16 محاسبه می شود.

این تست کاملاً INTEGRATED میزان کشف موارد تریزومی 21 را با میزان مثبت کاذب5% تا 95% افزایش می دهد.

یک واریانتی از این نحوه ارزیابی به عنوان تست سرمی Integrated گفته می شود که تنها تست های خونی شامل   PAPP-A در سه ماهه اول و تست سرمی چهارگانه UE3-AFP-HCG و اینهیبین A در سه ماهه دوم با هم ادغام می شود این نوع  تست احتیاجی به ارزیابی سونوگرافیک NT ندارد و میزان کشف موارد تریزومی 21  86% با یک میزان مثبت کاذب 5% خواهد بود.

اشکال اصلی این نوع ارزیابی این است که بیماران شانس استفاده از CVS بیوپسی پرزهای جفتی به عنوان تکنیک تشخیصی سه ماهه اول را از دست می دهند.

بر عکس غربالگری Integrated در روش غربالگری مرحله ای چندین تست غربالگری تریزومی 21 انجام می شود در حالی که خطر برای بیماری در حل هر مرحله ارزیابی و کامل می شود.

اگر در این روش غربالگری sequential خطر تریزومی 21 در دو مرحله مستقل محاسبه شود در این صورت ارزش پیشگویی مثبت تست آخری به صورت غیر قابل اجتناب مختل می شود و احتمال دارد که به طور کلی میزان مثبت کاذب افزایش یابد.

 

 

 

 

 

مزیت غربالگری مرحله ای بر غربالگری Integrated این است که در این تست مرحله ای بیمار شانس استفاده از CVS یا بیوپسی پرزهای جفتی به عنوان یک روش تشخیصی فوری در مواردی که خطر سندرم داون بالا باشد را داراست.

غربالگری contigent یک نوع تغییر یافته غربالگری مرحله ای است که در آن بیماران بسته به نتایج غربالگری سه ماهه اول مشاوره هستند در این فرم غربالگری بیماران یک تست ادغام یافته استاندارد در سه ماهه اول با استفاده از PAPP-A-NT و free BHCG انجام می دهند. آنهایی که نتیجه تست شان خیلی پر خطر باشد برای مثال خطر و بالاتر تحت یک روش تشخیصی تهاجمی فوری مثل CVS قرار می گیرند در حالی که آنهایی که نتیجه است خیلی کم خطر باشد یا کمتر اطمینان داده هستند که غربالگری بیشتر و یا تست تشخیصی نیاز ندارند.

باقی مانده بیماران که خطر متوسط دارند بین و در هفته 16-15 برای مارکرهای سرمی چهارگانه برمی گردند. این مارکرها سپس با مارکرهای سه ماهه اول در قالب یک تست واحد Integrated ادغام هستند و آنهایی که ریسک انتهایی و نهایی شان یا بیشتر باشد تحت آمینوسنتز قرار می گیرند.

مزیت این غربالگری contigent این است که 75% بیماران غربالگری شان را در سه ماهه اول کامل کرده اند یا با تست تشخیصی یا به علت اینکه نتیجه کم خطر بوده است.

تنها 25% از بیماران نیاز به مراجعه در سه ماهه دوم برای ارزیابی بیشتر دارند. میزان کشف آنوپلوئیدی حداقل 90% با مثبت کاذب 5% خواهد بود.

 

تست غیرتهاجمی قبل از تولد

جدیدترین روش برای غربالگری آنوپلوئیدی جنین NIPT است که دلالت بر کشف DNA آزاد جنینی در سیرکولاسیون مادر دارد.

 

 

 

DNA آزاد جنینی از جفت عبور کرده و به داخل سیرکولاسیون مادر وارد شود و بعد از 9 هفته 10% میزان کلی DNA آزاد سلولی در سرم مادر را تشکیل می دهد.

برخلاف سلول های جنینی که در سیرکولاسیون مادر می توانند برای سال ها پابرجا باقی بمانند، DNA  آزاد سلول جنینی طی چند ساعت بعد از زایمان از سیرکولاسیون پاک می شود دو روش مختلف برای کمیت سنجی cfDNA و DNA آزاد سلولی در سیرکولاسیون مادر وجود دارد.

MPSS (جداسازی موازی مایع) یا SNPS (جداسازی واحد با استفاده از پلی مورفیسم تک هسته ای) کاربرد تست بسته به نسبت DNA آزاد جنین دارد، وقتی این درصد کمتر از 4% باشد هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود.

سن بارداری پایین و بالا بودن BMI مادر ممکن است این درصد را مختل کند و شانس اینکه تست ندهد را افزایش می دهد.

مطالعات اولیه در جمعیت پرخطر پیشنهاد می کند که میزان کشف تریزومی 21 بیشتر از 99% با مثبت کاذب کمتر از 1% است و مشابه برای تریزومی 18 است.

میزان کشف تریزومی 13 به نظر می رسد حتی پایین تر باشد و از 99-80 درصد تفاوت می کند و میزان مثبت کاذب 1/0 – 3/0 درصد است که بسته به تست تجاری استفاده شده است.

مهم است که این واقعیت را بپذیریم که NIPT یک غربالگری است تا یک تست تشخیصی با نتایج مثبت کاذب و منفی کاذب به خصوص در کسرهای پایین جنینی و وجود موزائیسم یا یک قل که در مراحل زودرس تر از بین رفته (VANISHING TWIN) ممکن است انجام NIPT را مختل کند.

این فرم غربالگری در حال حاضر در یکسری آزمایشگاه های تجاری مختلف در دسترس است، تفاوت های مختلف مشخصات کاربردی در زودترین سن بارداری و استفاده در بارداری های دوقلویی و استفاده در بارداری هایی که با روش ART (کمک باروری) به دست آمده اند شامل اهداء تخمک توانایی شناسایی تریپلوئیدی و توانایی شناسایی سندرم های با حذف های کوچک MICRODELETIONI.

 

 

 

در حال حاضر NIPT را به عنوان یک تست غربالگری در نظر می گیرند که به بیمارانی که در معرض خطر بالاتری برای آنوپلوئیدی جنینی هستند مثل زنان بالای 35 سال آنهایی که جنین مبتلا به آنوپلوئیدی قبلی دارند، تا آنهایی که در سونوگرافی لبنورمالیتی دارند، توصیه می شود.

جهت این تست یک نمونه خون مادر در سن بارداری 9 هفته یا بیشتر گرفته شود و جهت انجام آن 5-10 روز را لازم دارد.

همین طور که استفاده از NIPT گسترده تر می شود کاهش فاحش و غیرقابل اجتناب در تعداد پروسیجرهای تشخیصی انجام شده به دست می آید.

 

نتیجه

طیف گسترده ای در تست های غربالگری برای آنوپلوئیدی جنینی به خصوص تریزومی 21، در حال حاضر در هر دو سه ماهه اول و دوم در دسترس هستند.

به علت زیاد بودن تست های در دسترس برای غربالگری و سردرگمی بیماران و ارائه دهندگان خدمت و به علت پتانسیل غیرمؤثر ادغام تست های ایده ال این خواهد بود که همه بیماران باردار می توانند مشاوره دقیق قبل از اقدام به تست داشته باشند تا مناسب ترین تست را برای موارد خاص خودشان را انتخاب کنند.

به روزرسانی مکرر گایدلاین های بالینی توسط افراد حرفه ای و زبده برای فراهم کردن تغییرات سریع تر در این حیطه مورد نیاز است.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

 

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : پروتکل های بارداری های پر خطر

 


what-is-trichomonas-vaginalis-in-female-infection-1200x1200.jpg

 

تریکوموناس واژینالیس در عفونت زنان چه نقشی دارد ؟

 

می توانید در سایت دکتر زنان در محتواهای قبلی بررسی عفونت سالپنژیت در زنان  خطرات بارداری در افراد مبتلا به ویروس B19 و همچنین آنچه که حتما باید درباره تست پاپ اسمیر در زنان بدانید را مطالعه کنید .

تریکو مونیازیس یکی دیگر از عواملی است که در عفونت زنان نقش به سزایی دارد . عامل 15-10 % عفونت ولو و واژن است .

یک انگل تک یاخته ی  بی هوازی مژک دار متحرک می باشد . در محیط قلیایی رشد بهتری دارد .

از راه تماس جنسی منتقل می شود و 70 % همسران زنان مبتلا به این عفونت در 48 ساعت اول پس از تماس جنسی مبتلا می شوند .

این انگل باعث زایمان زودرس ، پارگی زودرس کیسه ی آب ، و عفونت های رحم متعاقب اعمال جراحی می شود.

شایعترین علامت بیماری :

1- ترشحات واژینال،که در اکثر مواقع به صورت زرد متمایل به سبز کف آلود و بد بو می باشد .

2- خارش و سوزش ولو

3- سوزش ادرار

4- دیسپارونی ( درد بعد از مقاربت جنسی )

5- درد خفیف زیر شکم

در این بیماری التهاب واژن دیده می شود و سرویکس که قسمت ورودی دهانه ی رحم است نمای توت فرنگی دارد .

 

 

تریکوموناس واژینالیس در عفونت زنان چه نقشی دارد ؟
تریکوموناس واژینالیس در عفونت زنان چه نقشی دارد ؟

 

روش تشخیص آن :

تهیه لام مرطوب با نرمال سالین

بررسی میکروسکوپیک که در آن تعداد زیاد گلبول سفید و لکوسیت وجود دارد

 

درمان آن :

مترو نیدازول خوراکی که باید به مدت 7 روز تجویز شود . همچنین همسر زن نیز باید تحت درمان قرار بگیرد .

عوارض درمان :

1- تهوع و استفراغ

2- احساس طعم فلزی در دهان

3- سر درد

4- کاهش گلبول های سفید

واژینیت اتروفیک که بیشتر در زنان یائسه دیده می شود . در این بیماری استروژن کاهش پیدا می کند .

علایم آن :

1- خارش

2- سوزش

3- دیسپارونی ( درد بعد از مقاربت )

4- خونریزی واژینال

 

 

 

درمان آن :

حفظ فعالیت جنسی مناسب

استفاده از کرم ها و پماد ها

استفاده از استروژن واژینال

 

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

منبع : کتاب اختلالات شایع در طب زنان


logo-white-footer

دكتر مژگان كريمي جراح و متخصص زنان و زايمان و نازايي داراي بورد تخصصي از دانشگاه تهران با نمره عالي در حال حاضر با كوله باري از تجربيات حرفه اي در حال انجام خدمات به هموطنان عزيزم ميباشم و خدارا شاكرم.

آدرس مطب :
تهران - پاسداران - بوستان نهم - روبروی پلی کلینیک لبافی نژاد - پلاک 135

شماره تماس :
02122776295
09102410144

آدرس بیمارستان نیکان :
تهران - اقدسیه - ابتدای بلوار ارتش - ورودی اراج - خیابان 22 بهمن - بیمارستان نیکان
روزهای کاری
چهارشنبه ها ساعت 18 تا 20
پنج شنبه ها ساعت 10 تا 12
شماره تماس :
29129

همچنین برای ویزیت در درمانگاه بیمارستان رسالت صبح های شنبه یک شنبه سه شنبه و چهارشنبه از ساعت 10 تا 12 میتوانید مراجعه کنید .

کلیه حقوق این قالب برای دکتر زنان محفوظ می باشد.