درحال بارگذاری ...



جدید ترین مطالب اختصاصی زنان و زایمان

Pre-natal-care-until-delivery-in-patients-with-epilepsy-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

 

مراقبت های قبل از حاملگی تا پس از زایمان در بیماران مبتلا به صرع

 

زنان سنین باروری که مبتلا به صرع هستند باید قبل حاملگی و اوایل آن با یک نورولوژیست و پری ناتولوژیست جهت بررسی نیاز به داروی ضد صرع و حداقل دوز دارو برای جلوگیری از تشنج و نیز اثرات تراتوژنیک  داروها مشاوره داشته باشند.

علاوه بر این قبل از لقاح باید مکمل فولات را جهت جلوگیری از نقص لوله عصبی در جنین شروع کنند . برای ایجاد عواقب مطلوب حاملگی ، بیمار باید با کمترین دوز موثر و ترجیحاً یک نوع دارو قبل از تلاش برای حاملگی درمان شود .

از آنجایی که فرکانس تشنج ها در حاملگی افزایش می یابد، مانیتور صحیح سطح داروهای ضد تشنج در بارداری توصیه می شود.

 

مراقبت های قبل از حاملگی تا پس از زایمان در بیماران مبتلا به صرع
مراقبت های قبل از حاملگی تا پس از زایمان در بیماران مبتلا به صرع

پاتوفیزیولوژی

صرع تقریبا در 5/0 -3/0 % از حاملگی ها رخ می دهد. بین 32-14 % از این افراد طی حاملگی دچار افزایش فرکانس تشنج ها هستند که بیشتر به خاطر کاهش غلظت سرمی دارو های ضد تشنج است .

علاوه بر این سطح هورمن های بارداری، استرس عاطفی و کم خوابی ، آستانه تشنج را در فرد پایین می آورد. در مجموع، علل تغییر سطح دارو های ضد تشنج شامل افزایش حجم پلاسما ، تغییرات الکترولیتی، آلکالوز تنفسی فیزیولوژیک و کاهش پروتئین های پلاسمایی متصل شونده است.

علاوه بر این ها فاکتورهای فارماکوکینتیک دیگری سطح داروها را تحت تاثیر قرار می دهند،از جمله:

1- کاهش تحرک دستگاه گوارش دسترسی زیستی داروهای خوراکی را تغییر می دهد.

2- افزایش میزان GERو کلیرانس کراتینین

3-  تغییرات هورمونی باعث افزایش سیستم آنزیم کبدی شده که متابولیسم  و کلیرانس دارو ها را  تغییر              خواهد داد.

به هر دلیلی در طی حاملگی فرکانس تشنج ها افزایش  می یابد، این احتمال که جنین هم به دنبال تشنج ها دچار هیپوکسی شود و خطرات مادری از جمله پنومونی آسپیراسیون نیز افزایش می یابد و نیاز  است که طی حاملگی مانیتور دقیق تحت نظر پری ناتولوژیست و نورولوژیست انجام شود.

زنانی که در طی حاملگی دچار تشنج هستند نسبت به زنان مبتلا به صرع که دچار حمله تشنج نمی شوند، در معرض خطر پره ترم لیبرو IUGR هستند.

 

 

 تراتوژنیسیته داروها

در مورد اثرات تراتوژن داروهای ضد تشنج کنتراورسی  زیادی وجود دارد.میزان کلی عوارض مادرزادی داروهای ضد صرع 6-5 % است .

این میزان 2 برابر میزان مورد انتظار در جمعیت غیر مبتلا (3-5/2%) است. علاوه بر این فرزندان مادران مبتلا به صرع حتی بدون درمان دارویی مختصری آنومالی های مینور بیشتری نسبت به فرزندان مادران سالم دارند.

تری متادیون در بیش از 80% حاملگی ها منجر به سقط خود به خود و مالفورماسیون های جنینی می شود. مصرف آن در حاملگی کنترا اندیکه است و نباید به زنان سنین باروری داده شود .

والپروئیک اسید نیز یک داروی به شدت تراتوژن است و در صورت امکان در طی حاملگی باید از آن پرهیز شود

.

منوتراپی با والپروات در سه ماهه اول منجربه مالفورماسیون های مادرزادی ماژور می شود. در پلی تراپی که والپروات هم جزء داروها است مالفرماسیون های ماژور بیشتری رخ می دهد نسبت به پلی تراپی بدون والپروات.

 

میزان مالفورماسیون های مادرزادی  با دوز والپروات مرتبط است . سندرم والپروات جنینی (مانند سندرم الکل جنینی) علاوه بر نقایص ساختمانی ،تاخیر تکاملی و نقایص رفتارهای عصبی وجود دارد.

 

نقایص شناختی و رفتاری حتی در تماس با والپروات پس از تکمیل دوره امبریوژنز ایجاد می شود . البته والپروات را حتی بعد از سه ماهه اول هم در صورت وجود جایگزین مناسب باید قطع کرد .

کار با مازپین در موارد منوتراپی به نظر نمی رسد ریسک مالفورماسیون ها را افزایش دهد . داده ها نشان می دهند لاموتریژین، لواتیراستام، اکس کار بامازپین، تیوپیرامات و گاباپنتین با افزایش خطر مالفورماسیون همراه نیستند.

 

استفاده از توپیرامات و زونیزامید در حاملگی نسبت به لاموتریژین با کاهش وزن تولد بیشتری مرتبط است. احتمال بروز مالفورماسیون ها با افزایش تعداد دارو های ضد صرع بیشتر می شود .

همان طور که گفته شد تا جایی که امکان دارد باید از یک نوع دارو و کمترین دوز آن استفاده شود . استفاده از درمان چنددارویی و نیز والپروات با خطر کاهش هوش گفتاری فرزندان همراه است.

استفاده از تک داروی  کار با مازپین با سطوح خونی توصیه شده هوش فرزندان را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند. باید به خاطر داشته باشیم که %95  از فرزندان متولد شده از مادران تحت درمان با داروهای ضدصرع (AED) نرمال خواهند بود.

 

 

 سطوح سرمی

حاملگی سبب افزایش کلیرانس و کاهش سطح لاموتریژن،کاربامازپین و فنی توئین می شود. اطلاعات در مورد تغییر در کلیرانس و سطح  دارویی والپروات در حاملگی در دسترس نیست .در کل سطح خونی داروهایAED  در حاملگی باید مانیتور شوند.

 

 

 شیردهی

پریمیدون  به مقدار زیاد وارد شیر مادر می شود ، در حالی که در مورد والپروات ، فنی توئین و کار با مازپین این گونه نیست.لاموتریژین به مقدار زیاد وارد شیر می شود.

 

اطلاعات در مورد اینکه آیا تماس غیرمستقیم نوزاد با دارو از این طریق اهمیت بالینی دارد یا نه کافی نیست. به طور کلی ، مادرانی که اتوسوکسیمید ، فنوباربیتال ،پریمیدون یا لاموتریژین دریافت می کنند، باید مراقب خواب‌آلودگی فرزند خود، مکیدن ضعیف و بی حال او  باشند.

در صورت تمایل مادر به شیردهی فنی توئین، کاربامازپین و والپروات safe هستند. این داروها قویاً به پروتئین باند هستند و با غلظت بالا وارد شیر مادر نمی شود.

 

 

 

درمان

درمان خانم باردار مبتلا به صرع بهتر است که قبل از لقاح شروع شود. در این زمان باید ارزیابی کامل انجام شود که آیا او نیاز به درمان دارد یا نه .

اگر او برای زمان طولانی(حداقل 9 ماه )  با حداقل دوز دارو دچار حمله تشنج نشده باشد و EEG نرمال نیز داشته باشد.

بهتر است قبل از اقدام به بارداری قطع دارو امتحان شود.  زنانی که طی 2 سال از بارداری (قبل یا بعد)  دچار حمله تشنج شده اند نسبت به زنانی که بیشتر از 2 سال قبل بارداری تشنج نداشته اند، بیشتر احتمال تجربه مجدد حمله قبل ،بعد  یا حین بارداری دارند.

با توجه به تراتوژنیسیته  بالای داروهای AED  در زنانی که از 2 سال قبل بارداری دچار  حمله تشنج نشده اند، قطع یا کاهش دوز  دارو تحت نظارت مستقیم یک نورولوژیست منطقی است.

احتمال عود در موارد زیر افزایش یابد:

1-تشنج گراندمال تونیک – کلونیک

2- تشنج های طولانی

3- شکست دربارهAED

4- کنترل تشنج با ترکیبی از2 یا 3دارو

در این دستورالعمل حداقل برای 6 ماه قبل بارداری باید دارو قطع شود. تا حد امکان درمان تک دارویی به جای چند دارویی انجام شود.

 

مراقبت های قبل از حاملگی تا پس از زایمان در بیماران مبتلا به صرع
مراقبت های قبل از حاملگی تا پس از زایمان در بیماران مبتلا به صرع

پس از شروع درمان دارویی با حداقل سطح خونی دارو که تشنج کنترل است، باید دارو ادامه یابد .مشورت با زنان باردار در مراحل بعدی حاملگی نیز بسیار اهمیت دارد .

اگر خانمی بعد از سه ماهه اول متوجه بارداری  اش شده است و  سرخودانه دارویAED  را قطع کرد ، باید بداند که خطرات تشنج بیشتر از ریسک  هرگونه آنومالی در اثر مصرف دارو است.

زنانی که علی رغم مصرف دارو دچار تشنج های سرکش هستند باید به یک مرکز تخصصی ارجاع شوند تا هرگونه ضایعات ساختمانی مغز رد شود .

یک تشنج بعید است  که منجر به نقایص ساختمانی جنین شود ولی 5 تشنج یا بیشتر در حین حاملگی با نقایص  شناختی در فرزند همراه است.

 

گایدلاین زیر در حاملگی مناسب است:

1- غلظت پلاسمایی ثابت داروهای ضد صرع با پیشرفت حاملگی کاهش می یابد.

2- این تغییرات می‌تواند به تشنج breakthrough منجر شود که  نیازمند افزایش دوز دارو است.

3- برخی بیماران ممکن است با غلظت کمتر از حد درمانی کنترل شوند.

4- استفاده از دوزهای منقسم یا  آهسته –رهش منجر  به سطوح پیک کمتر می‌شود و ریسک مالفورماسیون  را کاهش می‌دهد.

5- تجویز دوز منفرد والپروات توصیه نمی شود . چراکه عوارض نامطلوب آن مربوط به پیک بالای سرم در پلاسما است.

6- در مورد داروهای AED به خصوص لاموتریژین،  فنی توئین و کار با مازپین باید سطح سرمی داروها و در صورت امکان جزء آزاده سرمی داروها سنجیده شود.

 

 درمان

 قبل از لقاح:

1-نیاز بیمار به مصرف داروی ضد تشنج را مشخص کنید.

2-کمترین تعداد و کمترین دوز داروی ضد تشنج برای کنترل تشنج فرد را مشخص کنید .

3- استفاده از دوزهای منقسم یا آهسته رهش منجر به ایجاد سطوح پایین‌تر پیک دارویی شده ممکن است ریسک مالفورماسیون را کاهش دهد .

4-با بیمار در مورد عوارض درمان طبی با داروهای ضد تشنج بحث کنید.

5- مکمل فولات(1mg/day) را قبل از لقاح آغاز کنید.

 

 

 قبل از تولد:

 

1- سطح دارو را در حد مورد نیاز بیمار ثابت نگه دارید .

2- سطح پلاسمایی دارو را هر 4-3 هفته اندازه گیری کنید یا در صورت وقوع تشنج از نظر تداخلات دارویی چک کنید و سطح دارو نیز چک شود. اندیکاسیون دیگر چک سطح دارو در خون شک به مسمومیت با دارو است.

3- در صورت لزوم دوز دارو را افزایش دهید. افزایش دوز دارو  باید کم باشد (استفاده از کپسول 30 میلی گرم فنی توءین بجای 100 میلی گرم ).

4- پس از رسیدن به سطح ثابت دارویی ، از نظر علایم بالینی تو کسیسیته دارویی بررسی کنید .

5-  در صورتی که پس از رسیدن به ماکزیمم دوز دارویی و عدم کنترل تشنج ، داروی دیگری اضافه کنید.

6-  دوز حداقل 0/4mg فولات به همه بیماران تحت درمان AED تجویز کنید و با CBC پیگیری کنید، زیرا در این گروه از بیماران آنمی کمبود فولات شایع است.

7- روش های تشخیصی پره ناتال را به بیماران تحت درمان با AED  پیشنهاد دهید .( سونوگرافی  سطح  MSAFP , II  و اکوکاردیو گرافی جنین)

8- تجویز(10 mg/d) vit k  بعد از ۳۶ هفته حاملگی تا زمان زایمان جهت جلوگیری از خونریزی نوزادی مد نظر بگیرید.

9- صرع به طور معمول اندیکاسیونی  برای زایمان زودرس نیست.

 

 

 اولین تشنج در دوران حاملگی

در افرادی که برای اولین بار در حاملگی دچار تشنج  های هستند ، باید تشنج‌های اکلامپتیک رد شودند. سایر ارزیابی ها شامل این موارد است: EEG ، MRI، سطح سرمی الکترولیت ها و آزمایشات متابولیک شامل سطح  کلسیم سرم ، پروتئین ادرار قندخون ناشتا و پس از غذا.

 

پس از انجام MRI، ممکن است. برای رد کردن توده یا خونریزی داخل مغزی نیاز به LP نیز باشد. بر اساس این مطالعات و سایر علائم و شواهد  نورولوژیک  مطالعات آنژ یوگرافیک نیز کمک کننده است.

 

 

 پس از زایمان

1-به همه نوزادان متولد شده از مادران تحت درمان با AED،  باید 1 میلی گرم  vitk  عضلانی  تزریق شود.

2- نوزادان  را  از  لحاظ اثرات تواتوژن  دارو  بررسی کنید.

3- کاهش دوز داروی ضد تشنج در دوران پس از زایمان ممکن است لازم باشد . بیمار را هر2 تا3 هفته چک کنید.

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر

 

 


Prevalence_of_chronic_hypertension-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

شیوع فشار خون مزمن در کمین بارداری

فشار خون مزمن

بر اساس موسسه سلامت ملی 1985  تا  1991 ، شیوع فشار خون مزمن در زنان سنین باروری از 2-6/0% در زنان 29-18 ساله به 2/33-4/6%  در زنان 39-30 ساله رسیده است.

شیوع آن در زنان سفید پوست کمتر و در زنان آفریقایی آمریکایی بالاتر است. با توجه به این روند رو به رشد با بالاتر رفتن سن ، انتظار می رود که میزان فشار خون مزمن در حاملگی رو به رشد باشد و بر اساس گزارش اخیر ACOG در 5% تمام بارداری ها رخ می دهد ، و این یعنی سالانه در آمریکا حداقل 000 ،200 زن باردار با فشار خون مزمن مواجه هستند.

 تعریف و تشخیص

فشار خون مزمن در بارداری به صورت افزایش فشار خون ثبت شده قبل از حاملگی تعریف می شود. در زنانی که فشار خون قبل بارداری در آنها تشخیص داده نشده باشد،  تشخیص بر اساس HTN  پایدار قبل از20  هفتگی تعریف می‌شود که به صورت فشار خون سیستولیک حداقل یا حداقل 140 یا دیاستولیک حداقل  mmHg 90 در دو  اندازه گیری به فاصله حداقل 4 ساعت است .در فشار خون مزمن، خطر پره اکلامپسی افزوده شده وجود دارد. پره اکلامپسی افزوده شده به دو گروه زیر طبقه بندی هستند:

1- تعریف پره اکلامپسی افزوده شده :

– افزایش ناگهانی  Bp  که قبلاً کنترل بوده یا افزایش‌ دوز داروی ضد فشار خون

– پروتئینوری جدید (در ادرار ۲۴ ساعته/ بیشتر یا   mg300  ) یا  ۳/۰ <   pr/cr .

یا افزایش ناگهانی میزان پروتئینوری در خانمی که از قبل یا اوایل بارداری پروتئینوری مشخصی داشته است.

2- تشخیص پره اکلامپسی افزوده شده از نوع شدید در حضور هر یک از فاکتور های زیر است:

– فشار خون بالا در محدوده (سیستولیک ۱۶۰ یا بالاتر یا دیاستولیک ۱۱۰ یا بالاتر ) علی رغم افزایش دوز دارو

– اختلال مغزی  (سر درد) یا اختلال بینایی پایدار

– افزایش آشکار آنزیم های کبدی (۲ برای حداکثر نرمال)

– ترومبوسیتوپنی (پلاکت کمتر از microlit/  000/100)

–  نارسایی کلیوی جدید یا پیشرونده

– ادم  ریوی

شیوع فشار خون مزمن در کمین بارداری
شیوع فشار خون مزمن در کمین بارداری

 

علت و طبقه بندی 

علت فشار خون مزمن به اندازه شدت آن اهمیت دارد. فشار خون مزمن به دو نوع اولیه  (  Essential) و ثانویه تقسیم می شود.

HTN اولیه شایع ترین نوع فشار خون در بارداری است (۹۰%) .
در ۱۰% موارد  HTN   مزمن ثانویه  به علت زمینه دیگری مثل  بیماری کلیوی (گلومرولونفریت،نفریت بینابینی ،کلیه پلی کیستیک ،تتگی شریان کلیوی)،  اختلالات اندوکرین(دیابت با درگیری عروقی )،  هایپر آلدوستزونیسم ، یا کوآرکتاسیون آئورت است.

تقسیم بندی دیگر  آن در حاملگی به صورت خفیف  و شدید  است . فشار خون سیتولیک و دیاستولیک (فاز V کوروتکوف ) حداقل  mmHg  160 و % یا (دیاستولیک )  105 یا بالاتر به عنوان  severe  HTN که نیازمند درمان دارویی است ، تعریف شده است .

 

 

برای اهداف درمانی و مشاوره ای ،هایپرتانسیون مزمن در حاملگی به دو صورت کم خطر یا پر خطر تقسیم می شود . زمانیکه بیمار فشارخون اولیه خفیف بدون هرگونه اعضا داشته باشد ، کم خطر در نظر گرفته می شود‌.

 

خطرات مادری  و پری ناتال

در فشار خون مزمن بارداری خطر پره اکلامپسی افزوده شده ، دکولمان جفت، محدودیت رشد جنین ، زایمان زودرس و عوارض نامطلوب مادری وجود دارد.

میزان پره اکلامپسی افزوده شده در     HTN  خفیف  10 تا 25 درصد است. شیوع پره اکلامپسی در زنان با  HTN  مزمن شدید 50%  است.

Sibai و همکاران در پیگیری 763 زن  با HTN مزمن که در مراکز درمانی مختلف تحت نظر بودند ،نشان داد که میزان کلی پره اکلامپسی افزوده شده 25% بود.

این عدد تحت تاثیر سن مادر ،نژاد و وجود پروتئینوری  در اوایل حاملگی نبود. این میزان در موارد زیر بالاتر بود : ابتلا به HTN برای حداقل ۴ سال (31% در مقابل 22%)، در افرادی که در حاملگی قبلی مبتلا به پره اکلامپسی شدند (32%در مقابل 23%)، و نیز در کسانی که فشار خون دیاستولیک 110-100 بود .

در مقابل افرادی که فشار خون کمتر از  mmHg 100 داشتند (42_24%) میزان بروز دکولمان جفت در HTN خفیف 5/1-5/0% و در افراد با فشار خون شدید یا افراد Hig risk 10-5% است .

در یک مطالعه چند مرکزی بر روی 763 خانم با HTN مزمن، میزان کلی دکولمان جفت 5/1%  بود و این میزان در افراد دچار پره اکلامپسی افزوده شده بالاتر بود 1%در مقابل  3%همچنین در یک مطالعه از 9 مطالعه مشاهده ای میزان دکولمان جفت  در زنان با  HTN  مزمن  دو برابر افراد نرموتانسیو است.

عوارض جنینی و نوزادی هم در HTN مزمن بالاتر است‌ . مرگ و میر پری ناتال در مقایسه با جمعیت عادی 3_4 برابر بیشتر است . میزان زایمان زودرس و SGA نیز در این زنان بالاتر است .

 

.Chappell و همکارانش 822 زن با HTN مزمن را مورد مطالعه قرار دادند که جهت بررسی فواید آنتی اکسیدان ها (vitcوvite) برای پیشگیری پره اکلامپسی در نظر گرفته شده بودند. میزان بروز پره اکلامپسی 22%بود.

میزان پره اکلامپسی در گروهی که  فشار خون  سیتولیک بالاتر از  mmHg 130 یا فشار دیاستولیک بالاتر از mmHg80 داشتند، بیشتر بود.  میزانSGA در گروه پره اکلامپسی افزوده شده 48% و در گروه دیگر 21%بود. میزان زایمان پره ترم در 37 هفته در گروه پره اکلامپسی افزوده شده 51% و در گروه بدون پره اکلامپسی 15 %بود .

 

درمان

اکثر زنان با  HTN مزمن در طی حاملگی دچار فشار خون خفیف و بدون عارضه هستند که ریسک کمی برای عوارض قلبی _عروقی دارد و به طور کلی شواهد نشان می دهد که در افراد دچار  HTN ، low risk  درمان فایده ای  به جز کاهش پیک فشار خون ندارد.

در زنان با severe HTN جهت کاهش ریسک سکته ، نارسایی احتقانی قلب یا نارسایی کلیه نیاز به درمان ضد فشار خون وجود دارد.

همچنین درمان فشارخون شدید می تواند باعث طولانی تر شدن بارداری و بهبود پیامدهای پری ناتال شود ولی شواهدی وجود ندارد که درمان باعث کاهش پره اکلامپسی  افزوده شده یا دکولمان جفت شود. در مطالعات متعدد ، درمان فشار خون خفیف کنتراورسی است .

 

درمان پیشنهادی

هدف اولیه از درمان ، کاهش خطرات مادری و کسب نتایج بهینه است .این موارد شامل ارزیابی و مشاوره قبل حاملگی ، مراقبت های پره ناتال زودرس ، ویزیت ها ی مرتب مادر و ارزیابی سلامت جنین، زایمان به موقع و درمان مناسب پس از تولد است.

 

ارزیابی و طبقه بندی

روش ارجح ارزیابی بیماری قبل از  حاملگی است که شامل تعیین علت آن،  شدت و وجود سایر بیماری های همراه است.

سایر موارد شامل بررسی استفاده از داروی ضد فشار خون ، انواع آنها و پاسخ به دارو است. همچنین باید به شرح  حال بیماری قلبی ، کلیوی،  دیابت ، تیروئید  یا سابقه سکته عصبی یا نارسایی احتقانی قلب توجه شود.

باید در شرح حال  در مورد حاملگی های قبلی و عوارض آن از جمله دکولمان جفت، پره اکلامپسی افزوده شده، زایمان زودرس ، نوزاد SGA یا مرگ داخل رحمی از بیمار پرسیده شود.

ارزیابی آزمایشگاهی از جهت اختلال ارگان های مختلف در اثر HTN و پایه ارزیابی های بعدی لازم است . آزمایشات شامل : آنالیز ادراری ، کشت و حساسیت ادرار ، جمع آوری پروتئین ادرار 24 ساعته ، الکترولیت ها ،  CBC و تست تحمل گلوکزی است.

 

low risk HTN

پیامد حاملگی در زنان با HTN کم‌خطر بدون پره اکلامپسی افزوده شده ، مشابه افراد جمعیت عمومی‌ باردار است. علاوه بر این ، قطع داروی ضد فشار خون در ابتدای حاملگی اثری در میزان پره اکلامپسی ، دکولمان جفت یا  زایمان زودرس ندارد‌.

در روش ما ، توصیه به قطع داروی فشار خون در ابتدای بارداری می شود ، چرا که اغلب این زنان پیامد حاملگی خوبی خواهند داشت.

البته مراقبت محتاطانه از این زنان الزامی است . در ویزیت اول ، باید با این بیماران در مورد مکمل های  تغذیه ای ، نحوه افزایش وزن و دریافت سدیم‌ (حداکثر4/2 گرم سدیم‌ در هر  روز ) توضیح داد.

در ویزیت های بعدی ، ایجاد فشار خون شدید ( فشار خون سیتولیک mmHg 160  یا بالاتر یا  دیاستوسیک mmHg 105 یا بالاتر )، پره اکلامسپی  یا  اختلال در رشد جنین نیازمند ارزیابی فوری جنین با  NST یا  BPP  است .

 

در زنان با پره اکلامسپی افزاده شده  شدید ( severe ) و نیز در موارد  IUGR (کمتر از صدک ۵ ) نیاز به بستری و زایمان در 34 هفته یا بر حسب نیاز زودتر ، است.

در زنانی که فقط دچار پره اکلامپسی افزوده شده هستند باید مرتب جهت مانیتورینگ مراجعه کرده و در 37 هفته یا زودتر بر حسب نیاز ختم شوند .

در غیاب این عوارض،می توان حاملگی را تا 39_38 هفتگی ادامه داد.

 

high risk HTN

 

زنان با  high risk HTN در معرض افزایش خطرات و عوارض مادری و نوزادی هستند. زنان با نارسایی کلیوی بارز (Cr> ¼ mg/dl) ، دیاب ملیتوس  با درگیری عروقی (class R/F)  اختلالات کلاژن و اسکولر شدید ، کاردیو میوپاتی یا  کوآرکتاسیون  آئورت باید قبل از اقدام به بارداری مشاوره کامل از جهت عوارض نامطلوب حاملگی دریافت کنند.

باید به آنها گفته شود که حاملگی ممکن است باعث تشدید اوضاع  شود و منجر به نارسایی احتقانی قلب ،نارسایی حاد کلیوی نیازمند دیالیز و حتی مرگ شود.  علاوه بر این از دست رفتن حاملگی و عوارض نوزادی در این زنان بالاتر است.

 

زنان با HTN  پر خطر باید در ویزیت اول پره ناتال بستری شوند تا ارزیابی از نظر وضعیت کلیوی،  قلبی عروقی و نیاز به درمان دارویی انجام شود.

داروهای آتنولول،  مهارکننده‌های ACE یا  آنتاگونسیت گیرنده  آنژیوتانسین II باید تحت نظارت دقیق قطع شوند . درمان ضد فشارخون  باید در زنانی که فشار خون سیستولیک 160 mmHg  یا بالاتر یا فشار دیاسنولیک  105 mmHg یا بالاتر دارند، باید شروع  شود.

در زنان بدون آسیب اعضای هدف، درمان برای کنترل فشار خون سیستولیک بین 140 تا 150 و دیاستولیک 90mmHg تا 100  انجام می شود.

علاوه بر این، درمان ضد فشار خون در زنان با  mild HTN ولی  دارای آسیب اعضای هدف باید  انجام شود چرا که درمان کوتاه مدت در این افراد مفید است  .

در این افراد توصیه می‌شود فشار خون  سیستولیک زیر 140mmHg  و فشار خون دیاستولیک زیر 90  نگه داشته شود .

 

در افراد  با دیابت از  قبل بارداری و فشار خون، توصیه می‌شود  فشار خون سیستولیک زیر 130 و دیاستولیک زیر 80mmHg  نگه داشته شود.

در برخی موارد در ابتدا کنترل فشارخون دشوار است و نیاز به درمان با هیدرالازین یا لابتولول وریدی یا نیفدیپین  خوراکی کوتاه اثر وجود دارد.

برای درمان نگهدارنده می‌توان از لابتالول خوراکی،نیفدیپین آهسته رهش یا دیورتیک استفاده کرد. انتخاب اول من برای کنترل فشار خون حاملگی با دوز آغاز 200  میلی‌گرم 2  بار در روز و افزایش ان به حداکثر دوز 2400 mg/day است .

اگر فشار خون مادر با حداکثر دوز کنترل نشد،  یک داروی دوم  مثل  دیورتیک تیازید یا نیفدیپین اضافه شود.  در زنان با دیابت ملیتوس و بیماری  عروقی, داروی ارجح نیفدیپین است.

در زنان آمریکایی- آفریقایی  نیفدیپین خوراکی یا تیازید ، ارجح است  .چرا که اغلب آنها فشار خون از  نوع با رنین کم  یا حساس به نمک(salt-sensitive) دارند .
اگر فشار خون بیمار با این داروها کنترل باشد ، بیمار می تواند پس از زایمان نیز این داروها را ادامه دهد.

 

همچنین می‌توان بعد از زایمان با داروهای قبل از زایمان آنها را درمان کرد. ویزیت  اولیه و پی در پی زنان باردار،کلید اصلی  نتایج مطلوب حاملگی در زنان با فشار خون بالاست.

در این زنان  مراقبت دقیق و آزمایشات عملکرد کلیوی، CBC  و پروفایل متابولیک حداقل در هر  تریمستر  لازم است. آزمایشات بیشتر بستگی به  وضعیت بالینی دارد . تست های سلامت جنین است.

 

در صورت عدم کنترل فشارخون ، پیدایش پره اکلامپسی  افزوده شده یا شواهد نارسایی رشد جنین نیاز به بستری مادر در بیمارستان و ارزیابی  بیشتر است .

در صورت پیدایش هر یک از موارد ذکر شده در هفته 34 یا بعد آن ،زایمان  اندیکاسیون دارد. در بقیه زنان در هفته 37-36 زایمان مدنظر باشد .

این افراد در دوران پس از زایمان در معرض تشدید فشار خون و ادم ریه هستند . بنابراین باید با احتیاط فشار خون و intake-output   بیمار چارت شود.  بهتر است از NSATD ها  برای کنترل درد پرهیز شود.

 

 

 

 

 خلاصه

فشار خون مزمن در حاملگی با عوارض نامطلوب حاد و بلند مدت مادری و جنینی همراه است. این عوارض نامطلوب بیشتر در افراد با فشار خون شدید و کنترل نشده ، همراه با درگیری اعضای انتهایی و افرادی که  ویزیت  مرتب پزشکی ندارند دیده می‌شود.

به علاوه ،  عوارض نامطلوب عموماً در افراد با پره اکلامپسی  افزوده شده یا دکولارا جفت افزایش می‌یابد . زنان با فشار خون مزمن باید قبل از بارداری و یا در ویزیت اول  پره تانال مورد بررسی قرار گیرند.

بر اساس این ویزیت  به دو دسته پرخطر و کم خطر تقسیم می‌شوند. افراد پرخطر باید تحت درمان وسیع ضد فشار خون، تغییر شیوه زندگی و ارزیابی های مکرر سلامت مادر و جنین قرار گیرند.

 

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر

 


Pregnancy-in-women-with-HIV-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

 

بارداری در زنان مبتلا به ویروس HIV

عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی HIV

اهمیت بالینی

در 20 سال گذشته پیشرفت های فوق العاده ای در پیشگیری از انتقال ویروس نقص ایمنی انسانی HIV از مادر به نوزاد صورت گرفته است .

با درمان ضد رترو ویروس قوی ( ART ) ، سرکوب ویروسی بسیار عالی ( کمتر از 1000 نسخه / میکرو لیتر ) و عدم تغذیه با شیر مادر ، خطر انتقال پری ناتال تقریباً 1 % است .

برای پیشگیری از عفونت HIV متخصصان زنان نیز موظف به درک تاثیر ART در بارداری روی سلامت زنان هستند .

 

پاتوفیزیولوژی

به عنوان یک اسید ریبونوکلئیک سلولی ( DNA) به هم پیوسته را دارد که ترجیحاً سلول های دارای آنتی ژن CD4 به ویژه لنفوسیت ها T-HELPER ( سلول های CD4 ) و ماکرو فاژها را آلوده می کند .

حداقل دو سطح سلولی کورسپتور مولکول ها CXCR4-CCR5 به HIV برای ورود به سلول میزبان کمک می کند .

پرو ویروس وارد هسته سلول می شود و با ژنوم سلول میزبان با استفاده از اینتگراز ویروسی ترکیب می شود و در DNA میزبان طی مدت عمر سلول باقی خواهد ماند و به طور بالقوه یک مخزن نهفته برای عفونت HIV حتی در طول  ART ایجاد می کند.

 

بارداری در زنان مبتلا به ویروس HIV
بارداری در زنان مبتلا به ویروس HIV

 

هنگامی که سلول میزبان شروع به تقسیم می کند و یا بر اثر دیگر سیگنال ها DNA به RNA ویروسی ترجمه و تکثیر می شود .در نهایت منجر به تجمع ویروس های جدید می شود . آنزیم ویروسی پروتئاز به این فرآیند کمک می کند . پس از آن ویروس های بالغ از سلول میزبان جوانه می زنند ، ویروس ها در پلاسما نیمه عمری در حدود 6 ساعت دارند .

حجم بالای تکثیر HIV و آنزیم های دیگر منجر به جهش های فراوان می شود که باعث افزایش شانس تولید صفت های موروثی و مقاومت به ایمنی میزبان و art می شود .

عفونت اولیه ممکن است بدون علامت باشد یا سندرم منو نوکلئوز مانند حادی رخ دهد ، گاهی اوقات همراه با مننژیت آسپتیک است .

ویرمی شدید و فوری تا یک میلیارد ویروس در هر روز و یک پاسخ ایمنی سریع با سطوح مشابهی از T-CELL رخ می دهد .

پس از ویرمی اولیه میزان ویروس به سطحی می رسد که به طور گسترده ای در تغییر هستند اما به طور متوسط 100000 – 30000 نسخه / میلی لیتر هستند .

در عفونت HIV مزمن درمان نشده در حدود 1000000000 تا 100000000 ویروس به طور روزانه ایجاد و از بین می روند که همراه با گردش سریع مشابه سلول های CD4 میزبان است .

این فرآیند یک محیط پیش التهابی ایجاد می کند که منجر به برخی از علائم بالینی HIV می شود . میزان ویروس در پلاسما با بقای طولانی مدت در نبود ART همبستگی دارد .

تعداد CD4 کمتر از 200 سلول / میلی لیتر باعث عفونت های فرصت طلب مثل پنومونی پنوموسیستیس کارینی و توکسو پلاسموز می شود .

 

 

 

تشخیص

1- آزمایش سرولوژیک HIV و تایید با Western blot را به تمام بیماران به عنوان بخشی از مراقبت های استاندارد دوران بارداری با استفاده از مدل opt-out توصیه کنید.

2- اگر مادر از یک منطقه با شیوع بالا و یا دارای رفتارهای پر خطر است تکرار آزمایش در سه ماهه سوم را در نظر بگیرید.

3- زنان با elisa مثبت و  Western blot  منفی عفونت HIV ندارند.

4- زنان با Western blot   نامشخص ممکن است در مرحله تبدیل خونی HIV باشند . Western blot   را تکرار کنید و PCR HIV RNA کمی را به دست آورید . به دنبال مشاوره یا متخصص برای تفسیر نتایج باشید.

5- برای زنانی که آزمایش مستند HIV قبل از زایمان ندارند و در حال زایمان هستند آزمایش خون HIV سریع را پیشنهاد کنید . این آزمایشات حساسیت بالایی دارند اما باید توسط آزمایش سرولوژی استاندارد تأیید شوند .

درمان برای جلوگیری از انتقال می تواند قبل از آزمایش تایید آغاز شود .

6- آزمایش های پایه را برای زنان با آزمایش خون HIV  مثبت انجام دهید.

7- ژنوتیپ HIV : برای ارزیابی جهش ویروسی و مقاومت دارویی بالقوه

8- HIV RNA کمی با روش PCR یا بار ویروسی

9- تعداد سلول های CD4 برای ارزیابی وضعیت ایمنی

10- CBC و پانل جامع متابولیک

11- هپاتیت  Bو C و بار ویروسی در صورت وجود

12- غربالگری STD  اگر قبلاً تکمیل نشده است ( سیفلیس ، کلامیدیا ، گنوره )

13- پاپ اسمیر ، اگر قبلاً تکمیل نشده است

 

درمان

ART استاندارد نیاز به ترکیب حداقل سه داروی آنتی رترو ویرال ( ضد ویروس ) با هدف سرکوب کامل ویروس دارد .

اکنون رژیم های خط اول به طور کلی شامل دو مهار کننده نوکلئوزیدی ترانس کریپتاژ معکوس است ( NRTI ) در ترکیب با عامل سوم ، که ممکن است یک مهار کننده غیر نوکلئوزیدی ترانس کریپتاژ معکوس ( NNRTI ) مهار کننده اینتگراز یا مهار کننده پروتئاز باشد.

فرمولاسیونی که دو یا سه عامل ART را ترکیب می کند در حال حاضر در دسترس است ، که امکان مصرف یک بار در روز را برای برخی از بیماران فراهم می کند.

انتخاب داروی خاص باید بر اساس ژنوتیپ HIV شناخته شده، موربیدیته مادر، داده های موجود در مورد ایمنی مادر و جنین ، توضیحات اثر سوء مورد انتظار و عوامل دیگر باشد .

مشاوره با متخصص توصیه می شود . اهمیت مصرف منظم باید تأکید شود ، بنابر این از ایجاد مقاومت دارویی جلوگیری می شود .

علاوه بر این زنان با تعداد سلول های CD4 کمتر از 200 سلول / میلی لیتر باید جهت پیشگیری از پنومونی پنوموسیستیس کارینی ( PCP ) دارویی مثل تری متوپریم – سولفامتوکسازول دریافت کنند.

زنان با تعداد سلول های CD4 زیر 100 سلول / میلی لیتر باید پروفیلاکسی در برابر دیگر عفونت های فرصت طلب مانند ترکیب توکسو پلاسموز و مایکو باکتریوم اویوم دریافت کنند .

اطلاعات در دسترس و گزینه های درمانی برای HIV در دوران بارداری همچنان به سرعت در حال گسترش است.

 

بارداری در زنان مبتلا به ویروس HIV
بارداری در زنان مبتلا به ویروس HIV

 

 

پیگیری

پس از شروع ART بار ویروسی HIV باید هر 4 هفته پیگیری شود تا زمانی که برای حداقل دو نوبت متوالی قابل تشخیص نباشد .

برای خانم ها با یک بار ویروسی سرکوب شده ، نظارت باید هر 3-2 ماه صورت گیرد . بار ویروسی باید در 36-34 هفته برای برنامه ریزی زایمان به دست آید .

نظارت بر سمیت شامل شمارش خون کامل و پانل جامع متابولیک باید حداقل 4 هفته پس از شروع ART و هر 2-3 ماه پس از آن صورت گیرد .

شمارش CD4 بر اساس اندیکاسیون بالینی انجام شود . عدم سرکوب بار ویروسی یا عود بعد از سرکوب ، ممکن است مصرف نامناسب دارو و یا ایجاد مقاومت ویروسی را نشان دهد .

اندازه گیری بار ویروسی باید تکرار شود و ژنوتیپ HIV به دست آید . بیمار باید در مورد جزئیات دوزهای دارو و هر مانعی در پایبندی مورد سوال قرار گیرد .

مشاوره متخصص در مورد جایگزینی دارو ، سمیت یا نگرانی های پذیرش درمان ، پیشنهاد می شود .

 

مدیریت زایمان

1- لیبر برنامه ریزی شده و زایمان واژینال برای زنان با سرکوب ویروسی مناسب است . باید از آمینیوتومی ، استفاده از الکترود پوست سر جنین و دیگر روش های تهاجمی اجتناب شود.

2- زایمان سزارین برنامه ریزی شده قبل از شروع لیبر امکان انتقال HIV را برای زنان با بار ویروسی بیشتر از 1000 نسخه / میکرولیتر کاهش می دهد .

طبق دستورالعمل ACOG زایمان سزارین برای پیشگیری از انتقال HIV ممکن است در 38 هفته بدون آمنیوسنتز برای تایید بلوغ ریه جنین برنامه ریزی شود.

 

3- زیدوودین داخل وریدی از دیرباز به عنوان پروفیلاکسی لیبر فعال و یا قبل از سزارین برنامه ریزی شده توصیه می شود .

دستورالعمل اخیر ، ضرورت استفاده از زیدوودین IV برای زنان با بار ویروسی سرکوب شده را زیر سوال برده است.

زیدوودین IV هنوز برای زنان با ویروس قابل تشخیص توصیه می شود. دور آن میلی گرم / کیلوگرم IV طی 1 ساعت ، سپس تزریق مدام 1 میلی گرم / ساعت تا زمان زایمان است .

 

مدیریت پس از زایمان

1- تصمیم به ادامه یا توقف ART بعد از زایمان نیاز به مشاوره دقیق دارد . به طور کلی زنان با مقدار CD4 کمتر از 500 سلول / میلی لیتر باید به ART برای سلامت خود ادامه دهند. سودمندی ادامه دارو برای زنان با تعداد CD4 بالاتر به خوبی مشخص نشده و تحت بررسی است .

2- به خانم هایی که ART را ادامه می دهند باید در مورد پایبندی محکم و مناسب به درمان در دوره ابتدایی پس از زایمان مشاوره داده شود.

3- تغذیه با شیر مادر توصیه نمی شود مگر اینکه هیچ جایگزین ایمنی وجود نداشته باشد . در محیط های با منابع محدود و بدون منبع تأمین آب سالم ، تغذیه انحصاری با شیر مادر توصیه می شود .

 

پیشگیری

استفاده از کاندوم به طور جهانی برای پیشگیری از انتقال STD و HIV توصیه می شود . خطر تئوری عفونت بیشتر با ویروس های HIV دیگر وجود دارد ، به طوری که کاندوم حتی در میان همسرانی که هر دو مبتلا به HIV هستند ، توصیه می شود .

 

روش دوم جلوگیری از بارداری باید علاوه بر کاندوم برای زنانی که نمی خواهند در آینده نزدیک بارداری داشته باشند ، پیشنهاد شود .

هیچگونه منعی برای استفاده از IUD جلوگیری اورژانسی از بارداری و اغلب کانتراسپشن های هورمونی وجود ندارد .

 

نتیجه گیری

این پروتکل خلاصه اجمالی از یک موضوع پیچیده را ارائه می کند . انتخاب شیوه درمان و زمان شروع درمان اولیه باید متناسب با نیازهای فردی بیمار باشد و باید مصمم بر همکاری با یک متخصص HIV باشد که مراقبت مستمر از بیمار در دوره پس از زایمان را بر عهده خواهد گرفت .

همان متخصص باید برای ارائه راهنمایی در مواردی که پاسخ کافی به دوره اول درمان به دست نیامده و یا نیاز به پیشگیری و یا افزایش درمان عفونت های فرصت طلب است فراخوانده شود .

متخصصان زنان و زایمان سهم قابل توجهی در پیشرفت های سریع در زمینه HIV از جمله بهبود زندگی و میزان کاهش انتقال از مادر به فرزند دارند. با این حال چالش ها باقی می ماند.

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

 

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر


everything_about_the_diagnosis_and-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

 

تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان

آسم

 درحال حاضر 8% زنان باردار مبتلا به آسم هستند که منجر به مشکلات جدی مدیکال می شود. هرچند شواهد ضد و نقیض است، مطالعات اخیر نشان داده اند که آسم در  مادر باعث افزایش خطر مورتالیته مادری، پره اکلامپسی، زایمان پره ترم، وزن کم تولد می شود.

آسم شدیدتر منجر به عوارض بیشتر و کنترل بیشتر آسم منجر به کاهش عوارض می شود.

 

پاتوفیزیولوژی

آسم بیماری التهابی راه های هوایی است که با انسداد برگشت پذیر راه هوایی و واکنش بیش از حد راه هوایی به محرک ها همراه است.

هرچند علت آن نامشخص است ، تعدادی از فاکتور های محرک از جمله عفونت های ویرال،آلرژن ها، ورزش، سینوزیت، ریفلاکس، تغییرات دمایی واسترس شناخته شده اند.

انسداد راه هوایی از راه ادم مخاطی، برونکوکانستریکشن، موکوس پلاگ وremodeling راه هوایی ایجاد می شود.

در آسم حاد این تغییرات منجر به عدم تعادل ونتیلاسیون پرفوزیون و هیپوکسی می شود. هرچند آسم اولیه حاد معمولاً با هیپرونتیلاسیون و هایپوکاپنه همراه است ، آسم حاد پیشرفته می تواند منجر به نارسایی تنفسی همراه با احتباس CO2 و اسیدوز شود.

 

همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان
همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان

تشخیص

بسیاری از بیماران از قبل از بارداری تشخیص آسم دارند. تشخیص جدید آسم معمولاً بر اساس علائم تیپیک شامل ویزینگ ، احساس سنگینی در قفسه سینه ، سرفه و کوتاه شدن نفس است که این علائم به شکل اپیزودیک یا تشدید وتخفیف است ومعمولاً در شب ها تشدید می شود.

شناسایی عوامل محرک به تشخیص  دقیق تر کمک می کند. ممکن است در سمع ریه ها ویز مشخص شود، ولی عدم سمع آن رد کننده تشخیص نیست.

تأیید تشخیص با اسپیرومتری است که درآن حجم بازدهی  اجباری FEV1 کاهش یافته و پس از استنشاق یک برونکودیلاتور کوتاه اثر FEV1  به میزان 12% یا بیشتر افزایش می یابد.

در موارد خفیف یا متناوب آسم  اثبات انسداد برگشت پذیر  راه های هوایی گاهی  دشوار است . گرچه تست چالش متاکولین را در افراد غیر حامله با عملکرد ریوی نرمال می توان مدنظر داشت، این تست در حاملگی  تأیید نشده است.

البته تمام روش های درمانی آسم باید در حاملگی در افراد با تشخیص احتمالی و نه تأیید شده آسم اجرا شوند. بهبود علائم با شروع درمان به تأیید تشخیص کمک می کند که می توان پس از زایمان با تست های تشخیصی بیشتر آن را تأیید کرد.

شایع ترین تشخیص افتراقی آن دیس پنه حاملگی است که ممکن است در اولین حاملگی در 70% زنان رخ دهد. راه افتراق آن از آسم این است که با سرفه ، ویز یا انسداد راه هوایی همراهی ندارد.

یک دیدگاه دیگر در تشخیص آسم ، تعیین شدت آن است. مهم ترین آن ارزیابی متناوب یا پایدار بودن علائم است .

این ارزیابی در حاملگی هم ارزش درمانی و هم ارزش پروگنوستیک دارد. در آسم متناوب (intermittent) بیماران اپیزود های کوتاه کمتر از3 بار در هفته ،  علائم شبانه کمتر از 3  بار در ماه و تست نرمال عملکرد  ریوی در بین حملات دارند.

 

 

افرادی که علائم بیشتر دارند یا نیازمند استفاده از دارو هر روز هستند، دچار آسم پایدار هستند.

شدت آسم  اغلب در طی حاملگی تغییر می کند، می تواند بهتر یا بدتر  شود.  افرادی که دچار آسم شدیدتر قبل از حاملگی بوده اند بیشتر احتمال دارد که طی حاملگی دچار تشدید علائم شوند.

از آنجا که آسم حاملگی در هر فردی قابل پیش بینی نیست ، باید زنان باردار به طور دقیق مانیتور شوندتا بتوان نیاز به تغییر دارو بر اساس علائم را مشخص کرد.

 

درمان

شناسایی و جلوگیری از مواجهه ها با محرک های آسم منجر به سلامت بیشتر مادران و نیاز کمتر به درمان دارویی می شود.

در افرادی که قبلاً مورد آزمایش قرار نگرفته اند باید تست های (RAST,ELISA)in vitroجهت شناسایی آلرژن های مرتبط از جمله مایت، فضولات حیوانات ، اسپور قارچ ها و سوسک انجام شوند.

افراد سیگاری باید تشویق به  ترک سیگار شوند. به طور کلی بیماران از قرارگرفتن در معرض دود سیگار و سایر محرک های احتمالی حذر کنند.

ایمونوتراپی با آلرژن ها می توان طی حاملگی ادامه داد، ولی بهتراست ایمونوتراپی طی حاملگی شروع نشود. درمان های دارویی آسم دو دسته اند: داروهای رفع کننده علائم و کنترل کننده های طولانی مدت.

دارو های رفع کننده علائم ، سریعاً برونکواسپاسم را برطرف می کنند وشامل بتاآگونیست های کوتاه اثر(آلبوترول داروی ارجح در حاملگی است، 4-2 پاف هر 4 ساعت بر حسب نیاز) و برونکودیلاتور آنتی کولینرژیک ایپراتروپیوم (داروی خط دوم آسم حاد). داروهای کنترل طولانی مدت در جدول 1-23 ضمیمه شود.

 

همچنین مطالبی که قبلا در سایت دکتر زنان تولید شده است را میتوانید بخوانید:

تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان

خطرات بیماری تیروئید در زایمان

مدیریت بیماری کلیوی در زنان برای داشتن زایمان آسان

 

همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان
همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان

آسم مزمن

دربیماران با آسم متناوب نیازی به درمان کنترلی نیست. در بیماران با آسم پایدار، درمان کنترلی باید آغاز شود. آسم کنترل شده به این معناست که علائم یا نیاز به درمان حمله ای ، کمتر از3 بار در هفته، علایم شبانه کمتر از3 بار در ماه است.

هیچ گونه محدودیت فعالیتی دراثر آسم وجود ندارد و تست عملکرد ریوی نرمال است. در بیماران کنترل نشده یک قدم درمان بیشتر لازم است.

در بیماران با کنترل خیلی ضعیف دو مرحله افزایش دارو نیاز داریم. یک دوره کورتیکو استروئید خوراکی یا هر دو را باید مد نظر داشت.

جلوگیری از محرک های محیطی، فاکتورهای همراه دیگر، استفاده به موقع و تکنیک درست داروهای استنشاقی .کورتیکو استروئید های استنشاقی داروهای اصلی کنترل کننده در طی حاملگی هستند.

به علت اطلاعات منتشر شده مبنی برsafe بودن داروی بودزونید، این دارو کورتیکو استروئید اصلی طی حاملگی است.

البته هیچ شواهد دیگری نشان نداده است که سایر کورتیکو استروئید های استنشاقی در حاملگی پرخطر است . در صورتی که بیمار از قبل حاملگی با یک داروی کورتیکو استروئید  بجز بودزونید کنترل بوده است باید طی حاملگی  همان دارو را ادامه داد، به خصوص اگر احتمال دارد که تغییر دارویی  کنترل آسم را به خطر بیندازد .

یک  بتا آگونسیت طولانی اثر (سالمترول یا فورمترول ) در بیمارانی که با دوز متوسط کورتیکواستروئید استنشاقی کنترل نشده اند ، باید اضافه گردد، برنامه ملی آموزش و کنترل آسم (NAEPP) داروهای زیر را به عنوان داروهای جایگزین و نه ارجح برای آسم پایدار در حاملگی ذکر  کرده است :

کرومولین، به علت اثر کمتر در مقایسه با کورتون اسنشاقی ، تئوفیلین به علت اثرات نامطلوب بیشتر در مقایسه با سایر داروها و آنتاگونیست های گیرنده لکوترین (به علت اطلاعات کمتر از این دارو ها در مورد عوارض در حاملگی این دا رو ها به عنوان دارو های جایگزین انتخاب شده اند و نه ارجح ).

 

 

گرچه کورتیکواستروئید های خوراکی با احتمال افزایش عوارض در بارداری همراه هستند (شکاف دهانی ، پره ماچوریته ، وزن کم تولد ) در صورت لزوم باید در طی حاملگی  استفاده شوند، به این خاطر که این عوارض بسیار کمتر از عوارض عدم کنترل آسم هستند(از جمله مرگ و میر مادری و جنینی ).

 

آسم حاد

هدف اصلی از درمان آسم مزمن پیشگیری از حمله حاد آسم است . در زمان حمله آسم اگر  درمان های خانگی جوابگو نباشند،  برای سلامت مادر و جنین  درمان تهاجمی تر لازم است .

با توجه به اثر پروژسترون در القاء هایپرونتیلاسیون، در طی حاملگی گازهای خونی نرمان نشان دهنده سطح بالاتر بالاتر   PO2 (mmHg 106 – 100) و PO2  پایین تر (mmHg 30 – 28)  است .

تغییرات در سطح گازهای خونی که ثانویه به حمله آسم هستند به شرایط نرمال هایپرونتیلاسیون در بارداری سوار می شود.

بنابراین   PO2 35 یا بالا یا  PO2 70 یا پایین تر در حمله آسم بارداری نشانه و خامت بیشتر اوضاع است  نسبت به سطوح مشابه گازهای خونی در غیر حامله ها.

درمان  ارجح در طی حمله حاد آسم در حاملگی خلاصه شده است . مانیتورینگ فعال جنین و مادر  هر دو ضروری است .

علاوه بر درمان دارویی ، اکسیژن مکمل (شروع باL/min 4-3  از طریق کانولای نازال)  باید استفاده شود و FiO2 را طوری تنظیم  کرد  PO2 70 یا بالاتر و یا sat  O2 با پالس اکسیمتری به %95  یا بالاتر برسد .

مایعات داخل وریدی (حاوی گلوکز در صورتی که بیمار هایپرگلیسمیک نباشد ) باید استفاده شود که سرعت آن باید  ml/h 100 باشد.

 

همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان
همه چیز درباره تشخیص و کنترل آسم قبل از بارداری در زنان

در موارد زیر کورتیکواستروئید سیتمیک  mg/d 80- 40  در یک یا چند دوز پیشنهاد می شود :

1- افرادی که به دوز اولیه درمان بتاآگونیست پاسخ نداده اند  (FEV1 or %expiratory flow rate <70 peak)

2- افرادی که به تازگی استروئید  سیتمیک استفاده کرده اند .

3- افرادی که با تشدید بیماری مراجعه کرده اند (%FEV1 or PGF <40)

بیمارانی که  به درمان اورژانسی پاسخ مناسب داده اند ( یا بیشتری FEV1 or %PGF 70)  را می توان با یک دوره  درمان استروئید خوراکی مرخص کرد.

همچنین در زمان ترخیص باید استروئید استنشاقی  شروع یا ادامه داده شود. در بیماران با درمان ناکافی  %FEV1 or PEF>40) ولی کمتر از( %70 باید در بیمارستان بستری بمانند.

بستری در ICU در بیمارانی که به طور مداوم %FEV1 or PEF>40 و42   PCO2≥ یا تغییرات سنسوری دارند، مد نظر باشد .

در بیماران زیر اینتوباسیون و تهویه مکانیکی مد نظر باشد :

وخیم تر شدن شرایط یا عدم بهبود همراه با کاهش PO2 ، افزایش PCO2 اسیدوز تنفسی پیش رونده، کاهش سطح هوشیا ری یا خستگی پیش رونده .

 

پیشگیری

در برخورد با آسم حاملگی پیشگیری مناسب توسط یک متخصص در این بیماری ضروری است. بیماران آسماتیک که نیازمند درمان هستند باید حداقل ماهانه ارزیابی شوند ، علاوه بر ارزیابی علائم  و سمع ریه ها ، تست های تنفسی ابژکتیو (اسپیرومتری یا حداقلPEF ) باید در هر ویزیت انجام شود.

همچنین در بیماران با علایم شدید و ناپایدار ، باید مانیتورینگ PEF در منزل مد نظر باشد.

 

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر


what-do-you-know-about-thromboembolic-disease-in-women-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

از بیماری ترومبوآمبولی در زنان چه می دانید؟

ترومبو آمبولی

ترومبو آمبولی در ایالات متحده یکی از علل اصلی مرگ و میر مادران محسوب می شود. تخمین زده می شود که میزان خطر ترومبوز وریدی  در حاملگی حدود 5 برابر بیشتر از زنان غیرباردار است.

که علت آن افزایش انعقادپذیری در طی بارداری و همچنین استاز وریدی طی بارداری و آسیب عروقی است. در حالی که قبلاً تصور می شد که بیشتر در سه ماهه سوم بارداری شایع تر است ولی امروزه ثابت شده در طول بارداری با شیوع مشابه رخ می دهد.

البته در بعد از زایمان شایع تر از زمان بارداری است. با وجود شیوع و خطرات آن ترومبوآمبولی طی بارداری کمتر مورد مطالعه واقع شده و اختلاف نظرات قابل توجهی در مدیریت زنان حامله در معرض این خطر وجود دارد.

همچنین مطالبی که قبلا در سایت دکتر زنان تولید شده است را میتوانید بخوانید:

تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان

خطرات بیماری تیروئید در زایمان

مدیریت بیماری کلیوی در زنان برای داشتن زایمان آسان

 

از بیماری ترومبوآمبولی در زنان چه می دانید؟
از بیماری ترومبوآمبولی در زنان چه می دانید؟

 

پاتوفیزیولوژی

بارداری نرمال با افزایش سطح یا فعالیت بسیاری از فاکتورهای انعقادی وابسته به ویتامین k و با کاهش فعالیت پروتئین S و افزایش عوامل ضد فیبرینولیتیک و تایپ یک و دو مهارکننده های فعالیت پلاسمینوژن همراه است.

این تغییرات یک مکانیسم دفاعی در مقابل خونریزی طی لانه گزینی و بعد از زایمان است ولی باعث تشدید روند لخته سازی طی حاملگی می شود.

در شرایط عادی، افزایش فاکتورهای انعقادی منجر به ترومبوز نمی شود. ولی برخی شرایط بالینی مانند تروما یا آسیب عروقی و استاز، اندام تحتانی را مستعد ترومبوز می سازد.

پس از تشکیل لخته بخش هایی از ترومبوز می توانند به سمت عروق ریه حرکت کنند که نتیجه آن طیف علایمی از هایپوکسی خفیف تا کلاپس کاردیو واسکولار و مرگ است.

 

 

 

سایر عوامل خطرساز برای ترومبوز در طول بارداری عبارت اند از: عدم تحرک، چاقی، ترومبوز قبلی، سندرم آنتی فسفولیپید، ترمبوفیلی ارثی مانند فاکتور پنج لیدن.

 

تشخیص

تشخیص DVT  به طور بالینی به خصوص در حاملگی مشکل است. بیماران با تظاهرات تورم نامتقارن اندام تحتانی که با درد و قرمزی همراه است باید ارزیابی شوند.

پای چپ بیشتر از پای راست درگیر می شود. (17 برابر) تنها در موارد غیر بارداری بررسی دی دایمر برای تشخیص ترومبوز، به علت ارزش اخباری منفی بالا آن، مفید است.

اما در طی بارداری ارزش آن محدود است به دلیل اینکه در اکثر زنان در سه ماهه دوم بارداری سطح آن بالا می رود با این حال آزمایش دی دایمر منفی اطمینان بخش است.

پس از آن ونوگرافی (Venography) به عنوان استاندارد طلایی برای تشخیص استفاده می شود حتی در بارداری اما در حال حاضر به دلیل ماهیت تهاجمی و استفاده از اشعه به ندرت استفاده می شود.

سونوگرافی وریدی با فشرده سازی امروزه اولین وسیله ارزیابی در زنان بارداری است که علایم بالینی در اندام تحتانی دارند.

تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی (MRI) برای ارزیابی احتمال ترومبوز وریدهای لگنی کاربرد دارد. علایم و نشانه هایی آمبولی ریه شامل تنگی نفس، درد قفسه سینه، تاکی پنه، تاکی کاردی، کاهش اشباع اکسیژن با پالس اکسی متری است.

ارزیابی اولیه به طور سنتی شامل یک بررسی گازهای خون شریانی به منظور تعیین وجود هایپوکسی و افزایش گرادیان A-a است که هر دو اینها به نفع آمبولی ریه است.

 

از بیماری ترومبوآمبولی در زنان چه می دانید؟
از بیماری ترومبوآمبولی در زنان چه می دانید؟

 

با این حال این آزمون در بسیاری از زنان بارداری که آمبولی ریه بدون این اختلال را دارند در حال حاضر ارزش محدودی دارد.

دو آزمون در آمبولی ریه حاد در حاملگی استفاده می شود اسکن ونتیلاسیون/ پرفیوژن (V/Q) و سی تی آنژیوگرافی ریوی (CTPA).

افزایش برون ده قلب و حجم پلاسما ناشی از حاملگی باعث رقت ماده کنتراست و منجر به کاهش دید عروق ریوی در CTPA  شده که باعث افزایش میزان ناکافی بودن این مطالعات می شود.

به علاوه CTPA  باعث تابش مقدار زیادی اشعه به پستان مادر نسبت به V/Q اسکن می شود. در مقابل زنان باردار جوان سالم پاتولوژی ریوی دیگری که کارایی V/Q اسکن را تحت تأثیر قرار دهد ندارند.

به علت این یافته ها ACOG رویکرد زیر را برای تشخیص آمبوری حاد ریویی در حاملگی پیشنهاد کرده است که کمترین میزان برخورد با اشعه و بیشترین میزان کارایی تشخیص را داشته باشد.

بیماران با علایم اندام تحتانی چپ باید تحت سونوگرافی همراه با فشرده سازی اندام تحتانی قرار بگیرند. در آنهایی که علامت ندارند باید CXR  انجام شود. اگر CXR  نرمال است.

اسکن V/Q باید انجام شود. اگر CXR  غیرنرمال است. CTPA  باید انجام شود. در بیماران غیرپایدار ضدانعقاد باید قبل از این اقدامات تشخیصی شروع شود.

اگر V/Q اسکن در دسترس نیست می توان مستقیماً سراغ CTPA  بعد از کمپرشن سونوگرافی رفت.

 

درمان ترمبوآمبولی حاد

به علت فقدان کارآزمایی های بالینی تمام توصیه ها برای جلوگیری و یا درمان ترومبوآمبولی طی بارداری، براساس نظر کارشناسان است.

 

 

 

با این حال اتفاق نظر در برخی از رویکردهای درمانی وجود دارد. DVT یا PE  حاد باید با داروهای ضدانعقاد با دوز درمانی کامل اداره شوند که می تواند هپارین داخل وریدی یا LMWH  زیرجلدی باشد و این مهم است که خیلی سریع به دوز درمانی برای جلوگیری از گسترش لخته دست یافت و سپس درمان بیمار به یکی از دو داروی هپارین زیرجلدی یا انوکساپارین (و یا دیگر اشکال هپارین با وزن مولکولی کم) با تزریق هر 12 ساعت تبدیل می شود که برای باقی مانده حاملگی و دوره بعد از زایمان برای جلوگیری از عود ادامه می یابد.

با توجه به متابولیسم سریع تر هپارین در دوران بارداری اغلب دستیابی به aPTT  مناسب بدون افزایش دوز در فواصل درمان حتی زمانی که سه بار در روز تجویز شود مشکل است.

تزریق انوکساپارین اغلب 2 بار در روز است به علت متابولیسم سریع آن و می تواند با mg/kg1  برای هر تزریق شروع شود.

مانیتورینگ انوکساپارین در زمان غیر از حاملگی ضروری نمی باشد ولی از آنجایی که فارماکوکنتیک آن در بارداری کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.

مانیتورینگ پیشنهاد می شود برای مانیتورینگ باید آنتی فاکتور ده فعال اندازه گیری شود با هدف  1-6/0   IU/ml   1 تا 6/0 در زمان چهار ساعت بعد از تزریق هم هپارین و هم LMWH  از جفت عبور نمی کند ولی وارفارین به خاطر سایز کوچک تر از جفت عبور می کند.

وارفارین در حاملگی در بیماران با ترومبوآمبولی وریدی غیرمرتبط با دریچه قلب مصنوعی به علت اثر تراتوژن روی جنین در سه ماهه اول (منقوط شدن اپی فیزوهاپیوپلازی بینی و اندام خطر خونریزی جنینی در سه ماهه دوم و سوم، کنتراندیکه است.

با این حال وارفارین در شیردهی ایمن است. زیرا ترشح آن در شیر به حدی نیست که اثرات ضد انعقادی در نوزاد داشته باشد.

 

در شروع تجویز وارفارین باید مانیتورینگ دقیق انجام شود زیرا وارفارین باعث کاهش سطح ضدانعقادی پروتئینC قبل از کاهش مطلوب سطح فاکتورهای انعقادی وابسته به ویتامین K  می شود و همچنین این مهم است که در هپارین یا LMWH در محدوده درمانی برای 5 روز نگه داشته شوند تا INR  به محدوده درمانی 2 تا 3 برای 2 روز متوالی برسد.

 

 

پیشگیری از ترومبوآمبولی

استفاده از ضد انعقاد برای جلوگیری از ترومبوآمبولی بیشتر بحث برانگیز است. به طور سنتی پیشگیری از ترومبو آمبولی در مادران باردار با سابقه قبلی ترومبوز با این تفکر که بارداری به صورت قابل توجهی باعث افزایش ریسک عود می شود، پیشنهاد می شد.

دوز ضد انعقاد کمتر از آن چه که برای طولانی کردن aPTT  استفاده می شود. مورد نیاز است. مگر اینکه بیمار در معرض خطر اضافه ای باشد که نیاز به ضدانعقاد کامل باشد.

به این علت که امروزه این نکته شناخته شده که بخش قابل توجهی از این حوادث ترمبوتیک در سه ماهه اول رخ می دهد.

لذا محتاطانه این است که به محض تشخیص بارداری در سه ماهه اول و تأیید زنده بودن جنین، درمان پروفیلاکسی شروع شود و تا 6 هفته بعد از زایمان ادامه یابد.

یک مطالعه نشان می دهد که درمان پروفیلاکسی در برخی از بیماران با سابقه DVT ممکن است نیاز نباشد. در این مطالعه زنانی که فقط 1 بار سابقه DVT با یک ریسک فاکتور گذرا مانند (قرص های خوراکی پیشگیری از بارداری، جراحی، تروما) بدون ترومبوفیلی شناخته شده، دارند بدون درمان در طی بارداری عود دیده نشده است.

با این حال به عقیده ما تعداد این بیماران در این مطالعه نسبتاً کم بوده است و مطالعات بزرگ تری برای حمایت از قطع درمان پروفیلاکسی در این گروه از بیماران نیاز است.

 

 

 

خطرات تهدید کننده مادر در هپارین درمانی شامل ترومبوسیتوپنی و امکان پوکی استخوان ناشی از هپارین است. تصور می شود این خطرات در LMWH کم تر است.

ترومبوسیتوپنی ناشی از هپارین  (HIT) در هفته اول درمان رخ می دهد. بنابراین چک کردن تعداد پلاکت ها 10-5 روز پس از آغاز درمان اطمینان بخش خواهد بود.

تا    از زنان ممکن است به صورت ساب کلینکال دچار از دست دادن تراکم استخوان شوند و برگشت پذیر بودن این پروسه اطمینان بخش نیست. خونریزی مادری قابل توجه در بیمارانی که بیش از حد ضدانعقاد دریافت کرده باشند امکان پذیر است.

 

ملاحظات خاص

بیماران با دریچه قلبی مصنوعی در معرض خطر ترمبوآمبولی، سکته، نارسایی دریچه ای هستند و لذا باید در طی حاملگی با دوز درمانی ضد انعقاد دریافت کنند LMWH به نظر می رسد که برای این منظور ناکافی باشد برای مدت زمان طولانی، توصیه می شود در بیماران بعد از سه ماهه اول وارفارین شروع شود.

بیماران با سابقه لخته اثبات شده یا وجود ترومبوفیلی با خطر بالا در بستگان درجه اول باید ارزیابی شوند. آزمون ها شامل آنتی فسفولیپید آنتی بادی مانند موتاسیون فاکتور 5 لیدن موتاسیون پروترومبین ژن G2o210A، نقص پروتئین C، پروتئین S و آنتی ترومبین III فاکتور پنج لیدن هموزیگوت، موتاسیون پروترومبین ژن G2o210A هموزیگوت، ترکیب هتروزیگوت این دو موتاسیون، وجود نقص آنتی ترومبین III به نظر می رسد از انواع پرخطر باشند.

درمان پروفیلاکتیک ضد انعقاد وقتی ترومبوفیلی پرخطر شناسایی شده باشد بدون سابقه قبلی ترومبوز خصوصاً در زمان بعد از زایمان باید شروع شود، توصیه می شود در بیماران با ترومبوفیلی پرخطر که سابقه قبلی ترومبوز دارند از دوز درمانی آنتی کوآگولان استفاده شود تمام بیماران با دو یا بیشتر ترومبوز قبلی باید طولانی مدت ضدانعقاد دریافت کنند و همچنین باید دوز پروفیلاکتیک ضدانعقاد در صورت هرگونه شرایط مستعد کننده ترومبوز در زمان خارج از بارداری دریافت کنند.

 

دوز پروفیلاکتیک ضد انعقاد باید زمانی استفاده شود که یک سابقه شخصی ترومبوز و سایر ترومبوفیلی های (کم خطر) شناسایی شده باشد.

تشخیص کاهش پروتئین S در حاملگی بسیار مشکل تر است. از آنجایی که به طور نرمال در شروع سه ماهه اول سطح آن کاهش می یابد، لذا وقتی به کاهش پروتئین S  مشکوک هستیم دادن پروفیلاکسی قابل قبول است.

بیماران با سابقه وقایع قبلی ترومبوتیک که به عنوان سندرم آنتی فسفولیپید شناخته شده اند باید آسپرین با در کم به همراه هپارین یا LMWH پروفیلاکتیک را حداقل دریافت کنند آنتی کوآگولان تراپی کامل برای آنهایی که در معرض خطر قابل توجه هستند مثلاً (سابقه قبلی ترومبوز یا از دست دادن حاملگی روی دوزهای پروفیلاکتیک ضدانعقاد) باید انجام شود.

غربالگری برای فاکتور پنج لیدن و موتاسیون پروترومبین نباید در بیماران بدون سابقه شخصی یا فامیلی از ترومبوز قبلی انجام شود.

باید به این نکته توجه کرد که استفاده از بی حسی اپیدورال طی زایمان در بیمارانی که ضدانعقاد دریافت می کنند ممکن است باعث هماتوم اپیدورال شود برای جلوگیری از هماتوما در اپیدورال، از بی حسی موضعی 12 تا 24 ساعت بعد از آخرین تزریق LMWH باید پرهیز شود.

اما چون اثرات هپارین بسیار سریع تر از بین می رود. نیاز به مدت زمان تأخیر کوتاه تری است و این بیماران می توانند وقتی که تست های آزمایشگاهی نتیجه aPTT نرمال را تأیید می کنند بی حسی موضعی را دریافت کنند به همین دلیل تبدیل LMWH به UFH در 36هفته حاملگی می تواند باعث افزایش تعداد بیمارانی شود که از بی حسی ها موضعی می توانند استفاده کنند.

 

 

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

 

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر

 


the-effect-of-hepatitis-control-in-reducing-maternal-stress-2-1200x1200.jpg
14/نوامبر/2018

 

تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان

هپاتیت حاد و مزمن

اهمیت بالینی

اشکال اصلی هپاتیت که حاملگی را عارضه دار می کنند شامل هپاتیت A، B، C، Dو  E است.

هپاتیت G تقریباً بیماری خوش خیمی است که خطری برای مادر یا فرزند او ندارد.

هپاتیت A دومین علت شایع هپاتیت در آمریکا است ولی در حاملگی شیوع کمی دارد. در اثر ویروس RNA دار ایجاد می شد و از طریق مدفوعی- دهانی منتقل می شود عفونت در کودکان معمولاً بدون علامت است و در بالغین علامت دار است.

بیماری در مناطق با بهداشت ضعیف و مراکز نگهداری شایع است. عفونت به حالت ناقل مزمن در نمی آید و انتقال آن در بارداری هرگز رخ نمی دهد.

هپاتیت B شایع ترین فرم هپاتیت ویروسی در حاملگی است. در اثر ویروس DNA دار ایجاد می شود و از راه تزریقی و تماسی جنسی منتقل می شود. هپاتیت B حاد تقریباً در 1 تا 2 مورد از 1000 حاملگی در آمریکا رخ می دهد.

وضعیت ناقل مزمن بسیار شایع تر است و در 6 تا 10 مورد از هر 1000 حاملگی شیوع دارد. در آمریکا تقریباً 25/1 میلیون نفر عفونت مزمن دارند. در کل جهان حدود 400 میلیون نفر مبتلا هستند.

هپاتیت C یک RNA ویروسی است که از راه تزریقی، تماس جنسی و طی دوران بارداری منتقل می شود. در برخی جوامع هپاتیت C اگر شایع تر نباشد حداقل به اندازه هپاتیت B شیوع دارد.

همچنین میتوانید از مطالب قبلی که در سایت دکتر زنان انتشار داده شده استفاده کنید

آنچه که باید از دیابت قبل از زایمان بدانید

شیوع زایمان سزارین در زنان چاق بیشتر است

 ارزیابی سلامت جنین با تست های پیش از تولد

تاثیر مصرف دخانیات در زایمان زودرس و سقط جنین

خطرات بیماری تیروئید در زایمان کدامند؟

 

 

تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان
تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان

 

هپاتیت C مزمن در حال حاضر اولین علت شایع برای پیوند کبد در آمریکا است. در کل جهان 170 میلیون نفر یه این ویروس مبتلا هستند.

هپاتیت D یک RNA ویروس است که برای مضاعف شدن به عفونت هم زمان با هپاتیت B وابسته است. هپاتیت D از نظر اپید میولوژی مشابه هپاتیت B است.

هپاتیت D ممکن است باعث ایجاد وضعیت ناقلی مزمن شود و در صورت انتقال هم زمان هپاتیت B از طریق جفت انتقال آن به جنین ممکن است.

هپاتیت E یک RNA ویروس است. از نظر اپید میولوژی مشابه هپاتیت A است. این بیماری در آمریکا بسیار نادر است، ولی در کشورهای در حال توسعه اندمیک است.

در این کشورها عفونت مادر با هپاتیت E مرگ و میر بالایی در حدود 20-10% دارد. حالت ناقل مزمن ندارد و انتقال از مادر به جنین به ندرت گزارش شده است.

 

پاتوفیزیولوژی و تظاهرات بالینی

هپاتیت  A دوره نهفته 15 تا 20 روزه دارد و معمولاً باعث عفونت علامت دار در بالغین می شود. تظاهرات شایع آن شامل تب کم، خستگی، بی اشتهایی، درد RUQ، زردی و مدفوع بی رنگ است.

از آنجایی که هپاتیت A به شکل ناقل مزمن در نمی آید انتقال آن در دوره پری ناتال هرگز اتفاق نمی افتد این بیماری فقط در صورتی که به شکل هپاتیت فولمینانت و نارسایی کبد درآید برای مادر و جنین خطرناک است. خوشبختانه این حالت بسیار نادر است.

هپاتیت B ممکن است از طریق وسایل جانبی داروسازی آلوده، تماس جنسی و تزریق خون منتقل شود. عفونت ممکن است به افراد شاغل مراقبت های بهداشتی از تزریق تماسی سوزن با ترشحات آلوده منتقل شود.

پس از تماس با ویروس تقریباً 90% بیماران پاسخ مناسب ایمونولوژیک به ویروس می دهند و عفونت کامل برطرف می شود.

کمتر از 1% به سمت هپاتیت فولمینانت و مرگ و میر منتهی می شود. تقریباً 10% بیماران به حالت ناقل مزمن تبدیل هستند. این افراد بیشترین خطر را از جهت انتقال عفونت به پارتنر جنسی و فرزند خود دارند و بیشترین بیمارانی که متخصصین زنان با آنها روبرو هستند،از این گروه هستند.

هپاتیت C از راه پارنترال، تماس جنسی، در دوره پری ناتال و تماس های شغلی منتقل می شود. بیماری معمولاً بدون علامت است و متأسفانه معمولاً به حالت مزمن تبدیل می شود و نهایتاً منجر به آسیب شدید کبدی می شود.

15 تا 30% بیماران دچار سیروز هستند. از بین مبتلایان به سیروز سالانه 3-1% دچار کارسینوم کبدی هستند.

هپاتیت D همیشه در همراهی هپاتیت B منجر به ایجاد عفونت می شود. دو نوع عفونت در بیماران وجود دارد، برخی هم زمان عفونت حاد با هپاتیت B و D دارند (Co-infection) .

در این افراد معمولاً ویرمی برطرف می شود و پروگنوز طولانی مدت مطلوب دارند. در سایر افراد عفونت مزمن هپاتیت D روی هپاتیت B مزمن سوار می شود   (Super-infection) .

احتمالاً این بیماران دچار بیماری مزمن کبدی هستند. هپاتیت E از راه مدفوعی – دهانی منتقل می شود. دوره نهفته آن تقریباً 45 روز است و بیماران معمولاً دچار یک عفونت حاد علامت دار هستند.

در مناطق اندمیک مرگ و میر به علت تغذیه نامناسب، بهداشت عمومی ضعیف و نداشتن دسترسی به امکانات مجهز درمان، بالاست.

هپاتیت E منجر به وضعیت ناقلی نمی شود و انتقال آن از مادر به جنین بسیار نادر است.

 

تشخیص

بهترین تست تشخیصی هپاتیت A، آنتی بادی IgM علیه هپاتیت A است. در فاز حاد بیماری افزایش سطح آنزیم های کبدی و غلظت بالای بیلی روبین مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد. در موارد شدید، اختلال در تست های انعقادی داریم.

ویروس هپاتیت B سه آنتی ژن منحصر به خود دارد: 1- آنتی ژن سطحی (HBSAg) که در سرم یافت می شود، آنتی ژن مرکزی (core Antigen یا HBCAg) که تنها در هپاتوسیت ها وجود دارد و آنتی ژن e (HBeAg) که در سرم هم یافت می شود.

یافتن این آنتی ژن HBeAg نشانه میزان بالای تکثیر ویروس است. در بیماران با هپاتیت B حاد تست سرولوژیک HBsAg و IgM علیه HBCAg مثبت است.

در افراد مبتلا به هپاتیت B مزمن تست HBSAg و IgGAb علیه HBcAg مثبت است. در برخی از آنها HBeAg نیز مثبت است.

شیوع سرمی آنتی ژن HBe در زنان آسیایی بالاست. در بیمارانی که هر دو تست HBeAg مثبت است ریسک انتقال پری ناتال عفونت بسیار بالا می رود که در مواقع عدم انجام ایمونو پروفیلاکسی  برای نوزاد میزان آن به حدود 90% می رسد.

تست اولیه برای اسکرین هپاتیت C ایمونواسمی آنزیمی (EIA) است. تست تأییدی آن                            (recombinant immunoblot assay یا RIBA) است.

تبدیل سرمی ممکن است تا 16 هفته پس از عفونت رخ ندهد. به علاوه این تست های ایمونولوژیک به طور دقیق بین آنتی بادی IgM و IgG را افتراق نمی دهد.

افراد مبتلا به هپاتیت C باید همچنین از نظر RNA هپاتیت C مورد آزمایش قرار بگیرند که مشابه تست تشخیص کمّی بار ویروس HIV است. شناسایی RNA هپاتیت C نشانه میزان بالای تکثیر ویروس است.

تشخیص هپاتیت D با بیوپس از کبد و شناسایی آنتی ژن دلتا در کبد تأیید می شود. هرچند مفیدترین تست تشخیص برای تأیید عفونت حاد آنتی بادی IgM علیه هپاتیت D است. تشخیص هپاتیت D مزمن anti-D-IgG  است.

تشخیص هپاتیت E حاد از طریق میکروسکوپ الکترونی برای شناسایی ذرات ویروس در مدفوع افراد مبتلا و نیز IgM موجود در سرم است.

 

درمان

در هپاتیت  A حاد نیاز به درمان حمایتی است. روش های درمان حمایتی شامل بهبود تغذیه و در صورت اختلال انعقادی، اصلاح آن و جلوگیری از تروما به بالای شکم است. همه افراد در تماس نزدیک با بیمار باید علیه هپاتیت A واکسینه شوند.

در بیماران مبتلا به هپاتیت B نیاز به درمان مشابهی وجود دارد. افراد خانواده و پارتنرهای جنسی فرد باید ابتدا ایمونوگلوبولین هپاتیت B و سپس نوبت های واکسن هپاتیت B را دریافت کنند.

نوزادانی که از مادر مبتلا متولد هستند باید فوراً ایمونوگلوبولین هپاتیت B و دوز اول واکسن را زمانی که هنوز در بیمارستان بستری هستند، دریافت کنند.

این کودکان باید متعاقباً دوز دوم و سوم واکسن را در ماه های 1 و 6 بعد از تولد دریافت کنند. در زنان مبتلا به هپاتیت B مزمن کنترا اندیکاسیون از نظر شیردهی وجود ندارد.

زنان مبتلا به عفونت هپاتیت B باید جهت دریافت درمان دارویی به متخصص گوارش ارجاع داده شوند.

در حال حاضر 7 دارو برای درمان هپاتیت B وجود دارند. اینترفرون آلفا، pegylated interferon alfa 2A  و Lamivudine، adefovir، entecavir، Telbivudine، Tenofovir.

بیشترین داروی مورد استفاده در هپاتیت B مزمن، اینترفرون long acting pegylated است که هفته ای 1 عدد تزریق می شود.

 

تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان
تأثیر کنترل بیماری هپاتیت در کاهش استرس زایمان

در صورت عدم پاسخ به اینترفرون، آنالوگ های نوکلئوزید و نوکلئوتید بسیار مؤثرند. این داروها نقش اساس در کاهش نیاز به پیوند کبد در هپاتیت B مزمن دارند. بیشتر از 80% بیماران حتی آنها که HBeAg مثبت هستند پاسخ مطلوببه درمان وسیع دارند.

بیماران مبتلا به هپاتیت C به خصوص آن هایی که تکثیر ویروس بالا و آسیب پیشرونده کبد دارند، کاندید درمان دارویی هستند. اولین دارویی که به طور گسترده استفاده شد، اینترفرون آلفا انسانی نوترکیب بود.

دومین پیشرفت مهم در درمان هپاتیت C، ریباویرین، آنالوگ نوکلئوزیدی بود و سومین پیشرفت بزرگ در این مینه پیدایش pegylated interferon بود که یکبار در هفته استفاده می شود.

سپس داروهای مهارکننده پروتئاز مثل telaprevir، simeprevir و boceprevir پاسخ ویروسی بالایی ایجاد کردند.

اخیراً، دوره های کوتاه درمان (12-24 هفته) با رژیم های جدید دارویی شامل داروهای ضدویروسی با عملکرد مستقیم (DAAs) مثل leipasvir ، sofosbuvir، ABT- 45or، Ombitasvir و dasabuvir در 96% بیماران هپاتیت C با ژنوتیپ 1b یا 1a HCV پاسخ ویروسی مناسب ایجاد کرده است.

این رژیم های دارویی جدید گرچه گران تر است ( برای یک دوره 12 هفته ای هزینه ای معادل 90000 دلار)، ولی خیلی بهتر از داروهایی مثل اینترفرون تحمل هستند.

درمان هپاتیت D مشابه درمان هپاتیت B و درمان هپاتیت E نیز مشابه هپاتیت A است.

 

عوارض

نگرانی اصلی در مورد هپاتیت A در حاملگی ایجاد هپاتیت فولمینانت در مادر و نارسایی کبد است. خوشبختانه این عارضه بسیار نادر است. هپاتیت منجر به وضعیت ناقلی مزمن نمی شود. انتقال پری ناتال آن هرگز رخ نمی دهد و بنابراین خطری برای کودک ندارد.

هپاتیت B به خصوص در همراهی با هپاتیت D، ممکن است منجر به هپاتیت مزمن فعال، هپاتیت مزمن پایدار و سیروز شود. بیماری مزمن فرد را مستعد کارسینوم هپاتوسلولر می سازد و در زنان باردار مبتلا به هپاتیت B خطر انتقال عفونت به فرزندان وجود دارد.

بیشتر نوزادان در زمان زایمان در اثر تماس با خون آلوده و ترشحات مسیر واژینال، مبتلا به عفونت هستند. بیمارانی که از نظر HBSAg مثبت هستند خطر انتقال 20% به نوزادشان را دارند.

در زنانی که از نظر HBSAg و HBeAg مثبت هستند خطر انتقال به 90% می رسد. نوزادانی که در اثر انتقال پری ناتال مبتلا هستند در معرض تمام عوارض مرتبط با هپاتیت مزمن هستند.

مهم ترین عارضه هپاتیت C، بیماری مزمن کبدی است. در ایالات متحده هپاتیت C اندیکاسیون اصلی پیوند کبد است. انتقال از مادر به جنین نیز در این بیماری یک مورد نگرانی است.

در خانم های باردار با سطح پایین RNA هپاتیت C که عفونت هم زمان HIV ندارند ریسک انتقال هپاتیت C به جنین کمتر از 5% است.

اگر سطح RNA ویروسی هپاتیت C بالا باشد یا عفونت هم زمان HIV وجود داشته باشد احتمال انتقال به 25% می رسد.

سوار شدن هپاتیت D بر عفونت هپاتیت B ریسک فاکتور اصلی تبدیل به بیماری مزمن و شدید کبدی است. همانند هپاتیت A عفونت با هپاتیت E هم منجر به حالت ناقلی مزمن نمی شود.

در صورت بهبودی بیمار از فاز حاد، این عفونت معمولاً منجر به عارضه طولانی مدت نمی شود. انتقال پری ناتال هپاتیت E بسیار نادر است.

 

پیگیری

بیماران مبتلا به عفونت مزمن هپاتیت  B ( با یا بدون عفونت هم زمان هپاتیت  D ) و هپاتیت C نیاز به پیگیری طولانی مدت توسط یک متخصص گوارش دارند.

بسیاری از آنها کاندیدهای مناسب برای رژیم درمانی جدید ذکر شده در بالا هستند. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن باید از هر گونه دارویی که منجر به تشدید آسیب کبدی می شود پرهیز کنند.

به طور مثال در صورت شواد بیماری فعال هپاتوسلولار بیماران باید از مصرف قرص های جلوگیری از بارداری منع شوند. در برخی افراد، بیماری مزمن به شکل یک بیماری جدی که نیاز به پیوند کبد دارد تبدیل می شود.

 

پیشگیری

پیشگیری از هپاتیت  A از راه استفاده از واکس غیرفعال است. 2 فرمول از این واکسن در دسترس هستند: Vaqta و Havrix. هر دو واکسن یک تزریق اولیه عضلانی دارند و به دنبال آن تزریق دوز دوم 6 تا 12 ماه بعد از آن است.

واکسن باید به افراد زیر توصیه شود:

1- مسافران بین المللی

2- کودکان در مناطق اندمیک

3- مصرف کنندگان تزریقی

4- افراد در تماس شغلی با هپاتیت A مثل کارکنان آزمایشگاه ها

5- ساکنین در مراکز نگهداری

6- افراد مبتلا به بیماری مزمن کبدی

7- مردان هم جنس باز

8- افراد مبتلا به اختلالات انعقادی

در صورتی که طی دو هفته بعد از تماس ایمونوگلوبین هپاتیت A تزریق شود ایمنی پاسیو مناسب ایجاد خواهد کرد. دوز استاندارد ایمونوگلوبین mg/kg 02/0 است.

هرچند در یک مطالعه اخیر، عنوان شده است که واکسن هپاتیت A روش ارجح پروفیلاکسی هم در قبل و هم در بعد از تماس است. مزیت اصلی واکسن در مقابل ایمونوگلوبولین ایجاد محافظت طولانی مدت آن است.

دو عامل ایمونوپروفیلاکتیک مهم در پیشگیری از هپاتیت B وجود دارد. یکی از آنها ایمونوگلوبولین هپاتیت B  است که می توان بلافاصله پس از مواجهه از آن جهت ایجاد محافظت در مقابل ویروس استفاده کرد.

دومین عامل محافظتی واکسن هپاتیت B است. این واکسن از طریق تکنولوژی نوترکیبی ایجاد می شود و هیچ گونه خطر انتقال عفونت HIV و غیره ندارد.

واکسن در سه دوز مجزا به طریق عضلانی تزریق می شود و تأثیر بسیار بالایی دارد. در افرادی که از نظر ایمنی مساعد هستند پس از سه دوز تزریق میزان تبدیل رمی (seroconversion) به 90% می رسد.

ایمونو پروفیلاکسی در نوزاد متولد شده از مادر مبتلا به هپاتیت B نیز بسیار مؤثر است. به همین دلیل نیاز به سزارین در موارد عفونت هپاتیت B در مادر نیست.

جالب است که پیشگیری از هپاتیت B از عفونت هم زمان هپاتیت D نیز جلوگیری می کند.

ایمن سازی پاسیو و فعال نوزاد با HBIG و HBV تقریباً در 90% موارد از انتقال عفونت از مادر به نوزاد جلوگیری می کند.

البته در برخی موارد پروفیلاکسی شکست می خورد. شواهد نشان می دهد که استفاده روزانه از لامی وودین خوراکی 100 میلی گرم از هفته 28 تا زمان زایمان یا استفاده ماهانه از HBIG عضلانی 200 IU در هفته 28، 32 و 36 ممکن است محافظت بیشتری از انتقال عفونت به جنین فراهم کند.

متأسفانه هیچ گونه ایمونوگلوبین یا واکسن برای پیشگیری از هپاتیت C وجود ندارد.

اقدامات پیشگیرانه مناسب شامل احتیاطات لازم در مراکز نگهداری، غربالگری مناسب خون اهدایی، آموزش رفتارهای جنسی است.

به طور روتین در هپاتیت C سزارین توصیه نمی شود. البته در صورت عفونت هم زمان با HIV سزارین برای کاهش خطر انتقال پری ناتال انجام می شود، شیردهی مجاز است. رای هپاتیت E هیچ گونه واکسن یا ایمونوگلوبین وجود ندارد.

 

 

دکتر زنان

متخصص زنان و زایمان و نازایی دکتر مژگان کریمی

به منظور تعیین وقت و نوبت ویزیت در ساعت 15 الی 19 تماس بگیرید :

02122776295

09102410144

بخش های مفید سایت دکتر زنان میتوانید مطالعه کنید

آندومتریوز  پارگی زودرس کیسه آب زایمان بدون درد زایمان زودرس زایمان سزارین

زایمان طبیعی سقط فیبروم رحمی کیست تخمدان

 

 

منبع : کتاب پروتکل های بارداری های پر خطر


logo-white-footer

دكتر مژگان كريمي جراح و متخصص زنان و زايمان و نازايي داراي بورد تخصصي از دانشگاه تهران با نمره عالي در حال حاضر با كوله باري از تجربيات حرفه اي در حال انجام خدمات به هموطنان عزيزم ميباشم و خدارا شاكرم.

آدرس مطب :
تهران - پاسداران - بوستان نهم - روبروی پلی کلینیک لبافی نژاد - پلاک 135

شماره تماس :
02122776295
09102410144

آدرس بیمارستان نیکان :
تهران - اقدسیه - ابتدای بلوار ارتش - ورودی اراج - خیابان 22 بهمن - بیمارستان نیکان
روزهای کاری
چهارشنبه ها ساعت 18 تا 20
پنج شنبه ها ساعت 10 تا 12
شماره تماس :
29129

همچنین برای ویزیت در درمانگاه بیمارستان رسالت صبح های شنبه یک شنبه سه شنبه و چهارشنبه از ساعت 10 تا 12 میتوانید مراجعه کنید .

کلیه حقوق این قالب برای دکتر زنان محفوظ می باشد.